داستان های ادبی
کتابهایی مانند کتاب دو دقیقه پس از هبوط (سانراه) از فاروق صفی زاده را از کتابراه، مرجع معرفی، خرید کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دریافت کنید. کتابهای صوتی و متنی مرتبط با داستان های ادبی
این کتاب مجموعه ای است از داستان های کوتاه فارسی که زبانی دلنشین داستان های اسرارآمیزی را بیان می کند. به جای پیشگفتار: از کودکی زندگی اسرارآمیزی داشتهام. یادم میآید در کودکی، همبازیهایی داشتم...
کتاب چه کسی مرا گم کرده است؟ (مشی زندگی) نوشتهی حسن شریفی ، مجموعهای برگزیده از حکایات کوتاه و سخنان جذاب، سازنده، مفرح و امیدبخش بزرگان است. هدف از گردآوری این کتاب که برگرفته از مطالب...
کتاب خوشبختی یا بدبختی؟ انتخاب با شماست نوشته سعید گلمحمدی ، مجموعهای از الهامبخشترین حکایات، جملات و اشعاری است که از منابع مختلف گردآوری و یا ترجمه شدهاند. حکایاتی که...
از همان دور همینکه سایهی هیکل مرا دید، نفس تازه کرد و برگشت و رفت توی خانه و در را باز گذاشت برای ورود من. چشمهای مضطرب و نگرانش در پس گرهی ابروانش مثل کمندی شد دور پایم و به یکباره قدمهایم کُند...
«عکسی بالای دست ها» روایتگر پنج داستان انقلابی است که در چهارمین جشنواره داستانی انقلاب برگزیده گردیده اند. از جمله داستان های این کتاب می توان به «بازجویی» نوشته ابوذر هدایتی، «یک بررسی موشکافانه»...
کتاب شبنشینی با شکوه اثر غلامحسین ساعدی ، برگرفته از دوازده داستان کوتاه فارسی است. فضای داستانی ساعدی بر پایه اضطراب و هراس و ترس از محیط پیرامون کاراکترهایش شکل...
کتاب مادری به نام مینا، به تالیف زینب گودینی، دربردارنده 22 داستان کوتاه به هم پیوسته است، که همگی در زمان حال اتفاق افتاده و از زبان راوی اول شخص بیان شده اند. داستان مادری به نام...
کتاب "یادداشتهای پراکنده لژیا مجموعه ای از داستان های کوتاه و متن های ادبی نوشته شده توسط مژگان ضحاکی می باشد." در بخشی از این کتاب می خوانید: خیلی از آدما دارن برام تبدیل به معما می شن! هرچقدر...
این کتاب با استفاده از آرایه های داستانی و مضامین اجتماعی و خانوادگی به رشته تحریر در آمده است. در این داستان سعی شده برای مقابله با گه های کور زندگی و راه های مقابله با آن، راهکارهایی ارائه گردد. برآیند این داستان به گونه ای است که...
این کتاب مجموعه ایست از 11 داستان کوتاه جالب و جذاب از متن کتاب: "یکی بود. یکی زیر یکیرو، نوشتی عزیزم! یکی نبود. یکی زیر، یکیرو." سوی...
شب از نیمه شب گذشته بود که قطار به مقصد رسید. خواب زده و کسل از همسفرانم خداحافظی کردم و جدا. حوصله ی معطلی نداشتم. دو روز بود توی راه بودم. خسته. می خواستم هرچه زودتر برسم به خانه ی باباجان. احتمالا از سر شب منتظرم بود پیرمرد و مثل...