نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی در کشور مردان - هشام مطر
4.3
168 رای
مانا کیان
۱۴۰۵/۰۵/۰۴
61
در کشور مردان فقط یک رمان درباره لیبی نیست؛ روایت زندگی آدم هایی است که زیر سایه ترس و یک حکومت دیکتاتوری نفس می کشند. برای ما هم خیلی از صحنه های کتاب آشناست؛ از خبرچین ها و اعتراف های تلویزیونی گرفته تا اعدام در ملاعام و ترسی که کم کم وارد خانه ها و حتی ذهن بچه ها می شود. کتاب قرار نیست تاریخ یک حکومت را روایت کند، فقط گوشه ای از زندگی مردم عادی را نشان می دهد، اما همین گوشه کوچک کافی است تا بفهمیم استبداد فقط زندان و شکنجه نیست، بلکه امید، عشق، خانواده و آینده آدم ها را هم آرام آرام می بلعد. وقتی امید به تغییر از بین برود، آدم ها فقط سعی می کنند، خودشان و عزیزانشان را نجات بدهند. عجیب تر از خود کتاب، بعضی نقدهاست که به جای دیدن این واقعیت، سریع برچسب «غرب پسند» می زنند؛ انگار اگر نویسنده از درد یک جامعه بنویسد، حتماً برای خوشایند غرب نوشته، نه برای روایت حقیقت. شاید اگر به جای قضاوت، فقط چند صفحه از کتاب را با ذهنی باز بخوانیم، متوجه شویم این درد، محدود به لیبی نیست و برای خیلی از ما آشناست. ترجمه و راوی هم کارشان خوب بود
شنیدن زندگی نامه یا بخشی از زندگی کسانی که خود در داستان قرار دارند بخودی خود جذابیت دارد. اینکه جریانات تلخ سیاسی که در ان زندگی میکنیم و روایتی میشود برای شنیدن هم درد دارد و هم تجربه. لیبی، لبنان، یمن، ایران و غیره فرقی نمیکند، همیشه در هر دوران به فراخور زمان اتفاق این تجربه ها تکرار میشود. نویسنده بخشی از ماجرای زندگی از نگاه یک کودک را در کشوری که دیکتاتور تلخی در ان حکومت میکند، بخوبی و به شکل یک داستان کوتاه نگاشته. تصور پسر بچه ای که اصلا معنی سیاست، مامور، شکنجه را نمیداند و از انچه میبیند و در آن زندگی میکند رنج میبرد و زنی که همچون بسیاری از زن های همه کشورها، هم میخواهد نقش همسری خوب را بازی کند و هم مادر خوبی باشد و هم از زندگیش راضی نیست و زخمهایش او را دچار یاس و خستگی کرده است پیشنهاد میکنم حتما به این کتاب گوش دهید. و همچنین بسیار تشکر میکنم از راوی کتاب که با صدای زیبا و لحن گفتاری که مناسب خواندن و تعریف کتابهای زندگینامه میباشد، کتاب را خواندند
کتاب در مورد داستانی تاریخی است که در کشور لیبی و در زمان معمر قذافی رخ داده؛ فسادهای حکومت او باعث اعتراض و انقلاب شده و به دنبالش کشتارهای بی رحمانۀ انقلابیون و خفقان آن دوره را بازگو می کند. برخی از اتفاقات، سرگذشت خود نویسنده است که از زبان سلیمانِ نه ساله تا بیست وچهار سالگی که به خاطر وطنش در تبعید بوده، بیان می شود. این داستان فقط در مورد لیبی نیست؛ داستانی تکراری از زندگی انسان هایی است که دیگر تحمل ظلم و زور و ستم را ندارند و بر علیه حکومت هایی که پر از فسادند و خود را برحق می دانند می شورند تا زندگی را بهتر کنند. سلیمان مانند خیلی از کودکان این طور کشورها، تجربه هایی فراتر از سن خود داشته. همیشه انقلاب از طرف قشر جوان و دانشجو که جامعه را لمس می کنند انجام می شود که باعث سرکوب و کشته شدن آن ها می شود.این کتاب را به کسانی که داستان های تاریخی دوست دارند پیشنهاد می کنم و از گویندۀ عزیز آقای شاطری پور با آن بیان شیوا و روان که داستان را دلچسب تر کرد، سپاسگزارم.
من دقیقاً نمی دونم این کتاب چی می خواست بگه، یعنی یه چیزایی دستگیرم شد ولی نه کامل. اولش فکر کردم داستان یه خانواده معمولیه، بعد دیدم نه، انگار همه از یه چیزی می ترسن ولی هیچ کس درست حسابی نمیگه قضیه چیه. اینش یه کم اعصابمو خورد کرد، چون دوست داشتم زودتر بفهمم. یه جاهایی هم احساس کردم داستان اصلاً جلو نمیره. فقط آدم ها حرف می زنن یا فکر می کنن. البته شاید همینش خوب بوده، نمی دونم. من بیشتر دنبال این بودم که یه اتفاق خاص بیفته. چند بار کتابو بستم، بعد دوباره گفتم حالا تا اینجا اومدم بذار تمومش کنم. از اون پسره خوشم اومد، چون حس می کردم خودش هم خیلی چیزا رو نمی فهمه. منم دقیقاً همین حسو داشتم. شاید اگه بزرگ تر بود داستان فرق می کرد، نمی دونم. آخرش هم یه جور تموم شد که گفتم «خب که چی؟» بعد یکی دو ساعت بعدش هی یادش افتادم. یعنی انگار هم خوشم نیومد، هم یه چیزی داشت که ذهنمو ول نمی کرد. نمی دونم شاید ارزشش همین باشه. در کل کتاب بدی نبود، فقط فکر کنم برای آدمایی که زیاد کتاب سیاسی یا جدی می خونن بهتر باشه. من بعضی جاهاشو اصلاً نفهمیدم، ولی حس غم و ترسش واقعاً به آدم منتقل می شد. شاید اگه یه بار دیگه بخونمش، نظرم عوض بشه، شاید هم نه.
ما واقعی هستیم؟ شاید این گردش عذاب اور نوعی فیلم تک نفره برای تماشای قدرتی برتر باشه؟. وقتی ندونی که دنیا تا چه حد میتونه ترسناک باشه و ظالم. و وقتی بفهمی ترسناک ترین موجود موجودات پنهان و نامبرده شده در قرآن نیست و دقیقا خود انسان برترین موجود ظالم بر روی این جهان است! و علت پنهان بودن جنیان یا غیره چیزی بجز ظلم مطلق انسان نیست، دقیقا این علت پنهان بودن تمام موجودات چند بعدی و متا فیزیک در زمینی که ما در آن قدرت طلبی میکنیم هست. و نه فقط زمین بلکه بشر درصورت دسترسی مابقی دنیا رو هم به اشوب ظلم و جنایت و تجاوز میپردازد... نظریه ها تفاوت ها نوع قوانین طبیعت نوع پردازش اطلاعات در دنیا و تمام مراحل طبیعی نشان دهنده مصنوعی بودن یا نقشه چیده شدن برای ساخت دنیاست، این موضوع در کنار دسترسی محدود و تظاد قدرت مطلق، جایی که بعد از مرگ یا تمام اتفاقات تمام شده و این فیلم تک نفره همراه بازیگر خواهد مرد، یا که در نهایت جسم مرده و روح مجددا آزاد و به نوعی شاید زنده خواهد شد. سوال اول آیا ما واقعی هستیم؟! برای رسیدن به جواب ابتدا باید فکر کرد که چه چیزی از مرگ برای انسان بدتر است که یک انسان حاضر به مرگ میشود و خود را محکوم به نابودی میبیند؟ یا به نوعی دیگر باید پرسید که چه چیزی لذت بخش میتواند در موضوع وحشتناکی مثل مرگ بگنجد که یک انسان را با آن حجم از غریزه بقا راضی به اتمام بقای خود کند؟. نوع سوال پرسیدن شما شما را به جواب خاص خودتان میرساند. در انتهای مسیر این موضوع که گاهی زندگی ترسناک تر از مرگ است! یا گاهی مرگ شیرین تر از زندگی! برداشت آزاد.
وقتی کامنت های این کتاب رو خوندم قصد داشتم این کتاب رو گوش ندهم و چه خوب که تنها به نظرات اکتفا نکردم و کتاب رو تا اخر با گویندگی عالی تمام کردم و الان احساس میکنم باید نظر خودم رو صادقانه بگم یا حداقل چیزی که من از خواندن این کتاب به دست اوردم، شخصیت اول داستان سلیمان (سُلی) در لیبی زندگی میکرده (زمان قذافی) و خانواده سُلی یک خانواده ثروتمند بوده و میشه گفت مشکل مالی نداشتن و اینکه پدر سلی انقلابی بوده و سلی در کل کتاب در حال روایت کردن احساسات و اتفاقات از دید خودش هست نه خود انقلاب و این روایات به نظرم کمی پراکنده بود اما قابل فهم. به طور کلی سلی رابطه خوبی با پدر و خصوصا مادرش داشت که این باعث میشد مادرش باهاش حرف هایی رو بزند که نباید با یک کودک زده بشه. این کتاب نکات زیادی داره و ارزش یکبار گوش دادن رو دارد و در اخر از کتابراه ممنونم برای هدیه اخر هفتش.
من هر ماه سعی میکنم یه کتاب از کشورهای مختلف بخونم و این بار هم نوبت به لیبی رسید کتاب جالب بود و زندگی زیر سایه یک حکومت دیکتاتوری را به خوبی نمایش داده فضای خفقان به شکلیه که حتی برای یک کودک از طبقه اجتماعی مرفه هم قابل لمسه البته هشام مطر برای نوشتن کتاب هایی با مظمون سیاسی و انتقاد به حکومت قذافی دلیل شخصی داره پدرش از منتقدان معمر قذافی بوده که ربوده شده و سرنوشتش نامعلومه اما نویسنده به جای نوشتن داستان زندگی خودش ترجیح داده از زبان سلیمان نه ساله بنویسه اگرچه که بعد قذافی هم لیبی رنگ آرامش ندید اما این دلیل نمیشه که از فساد و خفقان حکومت قدافی چشم پوشی کنیم و یک سوال از کسانی که هشام مطر را متهم به سیاه نمایی میکنن آیا اگه این کتاب جوایز بین المللی نمیگرفت همچنان انقدر سفت و سخت منتقد این کتاب بودن؟
با درود فراوان خدمت دوستان کتابخوان و گرامی، کتابی بسیار ناراحت کننده که داستان از دید سلیمان در سال ۱۹۷۹ در طرابلس می گذرد که شاهد ناپدید شدن پدرش و جو خفقان آور جامعه است. تأثیر سیاست بر زندگی خصوصی را تشریح می کند که چگونه استبداد سیاسی حتی پایه های عشق و روابط خانوادگی را می لرزاند. شخصیت پردازی که در این داستان میشه مشاهده کرد بسیار عالی انجام شده و به دور از اغراق و بزرگ نمایی و حاشیه سازی داستان خوب پیش رفته و قدرت ظلم و استبداد را به تصویر کشیده. دردناکه چنین ماجراهایی که در سایه جنگ بیان شده اند. ترجمه ی خوبی داره و خوانش بسیار فوق العاده. انتخاب موسیقی هم به نظرم خوب هست. سپاس از تیم خوب کتابراه برای این کتاب داستانی و خوب
چه تجربه تلخی، صلاح عبدالبصیر در این کتاب یادآوری میکند، (ای صبح قلبم را از هراس و وحشت می آکنی، بیش از آنکه میخواهم بدانم به من می نمایانی) کتاب در زمان دیکتاتوری قذافی که بر لیبی حکمران بوده است می باشد، برایم تازگی نداشت که حکومتهای زورگو و ستمگر همیشه چنین هستند نه درس عبرتی برای دیگر کشورهای استبداد گر هست و انگار تا دنیا دنیا است نام آزادی با خون و شکنجه، کشتار همراه است، نفرین خدا بر ستمگران و انشالله همه آنان به سرنوشت دیکتاتور لیبی دچار شوند تا آه مظلومان بیگناه از آنان ستانده شود، عذاب الهی شامل حال همه دیکتاتورها، سپاس از جناب اقای شاطری پور که بسیار عالی این کتاب را روایت کردند و تیم خوب و عزیز کتابراه، توفیقتان روز افزون
غربی ها به این دست کتاب ها جوایز متعددی میدن و آن ها را مطرح می کنند تا مردم به این نتیجه برسند که اگر هر حکومتی مطلوب غرب نبود باید سرنگون بشه تا رژیم مطلوب دنیای استعمار سر کار بیاد. این اتفاق در لیبی افتاد و مردم لیبی نه تنها به آرمانشهر مطلوبشون نرسیدند بلکه جنگ داخلی بی پایان، ناامنی گسترده و فقر فراگیر بیشتری را دارن تجربه می کند و هیچ چشم انداز روشنی برای یک زندگی نرمال ندارن. چون نفت آن ها همیشه مورد طمع دنیای استعمار است و شعارهای آرمان گرایانه، دروغ بزرگی از سمت غربی هاست
داستان روایت زندگی خانوادهها در زیر سایهی دیکتاتوری منحوس روایت میشه صحنههایی که متاسفانه آشناست. ترس و خفقان از اطلاعاتیها، اعترافات اجباری تلوزیونی، اعدامها و... در این میان به گوشهای از فرهنگ و رفتار با زنان در جامعه مرد سالارانه میپردازه بنظرم نویسنده به شکلی کامل و بسیار لطیف بخش زیادی از مسائل اجتماعی و سیاسی را به خواننده منتقل میکنه که از نظرم کار هر کسی نیست. تنها چیزی که میتونم نقد کنم دخالت و تاثیرات یک پسر بچه ۹ ساله در سرنوشت آدمها بود. راوی به خوبی از پس تمامی نقشها برآمده بود وای کاش فواصل طولانی بین نقلها کمتر میشد تا از دلپذیری آن کم نشه.
به نظرم این کتاب صوتی بیشتر از اینکه روی اتفاق های بزرگ تمرکز کند، احساسات و ترس هایی را نشان می دهد که شخصیت ها هر روز با آن ها زندگی می کنند. روایت داستان از نگاه یک پسر نوجوان هم باعث شد بعضی صحنه ها تأثیر بیشتری روی من بگذارند و فضای داستان واقعی تر به نظر برسد. چیزی که برایم جالب بود این بود که کتاب فقط درباره یک خانواده نیست، بلکه از دل زندگی آن ها شرایط جامعه را هم نشان می دهد. اگر به رمان های تاریخی و اجتماعی علاقه داشته باشید که هم داستان خوبی داشته باشند و هم آدم را به فکر فرو ببرند، فکر می کنم این کتاب صوتی ارزش شنیدن دارد.
یک شاهکار ادبی در حوزهٔ «ادبیات تبعید و پایداری» است. نکات کلیدی: موضوع: روایت دوران خفقان لیبی در زمان قذافی از نگاه یک کودک ۹ ساله. سبک: نثری شاعرانه، گزنده و بسیار پراحساس دارد که تضاد میان دنیای معصومانهٔ کودکی و خشونت عریان سیاست را به تصویر می کشد. اهمیت: این کتاب نامزد نهایی جایزه بوکر (۲۰۰۶) بوده و به خاطر بازنمایی دقیق ترس، خیانت و عشق خانوادگی در یک نظام دیکتاتوری تحسین شده است. جمع بندی: اگر به دنبال داستانی عمیق، تاریخی و تکان دهنده هستید که فراتر از یک رمان معمولی باشد، این کتاب یک انتخاب درجه یک است.
نویسنده با بررسی خاطرات ناشی از فهم بد از دین، عامل مشکلات اش را دین میدونه، حکومت دیکتاتوری که به اسم اسلام هر جور دلش میخواد برخورد میکنه، درحالی که این مطالب اصلا ربطی به اسلام نداره! برخی رسوم غلطی که نویسنده به اون اشاره داره، مثل بکارت و ازدواج اجباری و... هم باز به کج فهمی در مورد دین برمیگرده، وگرنه فاطمه زهرا خودش خواستگارهاش را رد میکرد، اون زمان که اوایل اسلام بود و بعد همسر آقا امیر المومنین شد. در کل عادت کردیم که همیشه دنبال مقصر بگردیم، غافل از اینکه ممکنه، خود ما عین مشکل باشیم، (منظورم ذهن ماست!)
من این کتاب رو تازه گرفتم و کتاب قبلیم رو تموم نکردم توضیحات تکمیلی رو پس از مطالعه عرض می کنم. در پایان آرزو دارم در جهانی که بزرگان کشورهای ابرقدرت شبهاشون رو در جزایر اپستین روز می کنند مردمان ما شبهاشون رو با کتاب صبح کنند و برای آگاهی خودشون و اطرافیانشون تلاش کنند تا مجبور نباشن میان گاو شیرده و فربه یک نقش رو انتخاب کنند و در عوض با تلاش و دانش همت به از بین بردن مشکلات و تعارضات کشورمون با دست توانمند ایرانیان داشته باشند نه نگاه به دست اجنبی و بیگانگان. ممنون از کتابراه
درود بر کتابراهی های عزیز. کتاب در کشور مردان سرنوشت مردمانی ستم دیده از حاکمیت ستمگر است. خوب این در کشورهای بخصوص جهان سومی مسئله تازه ای نیست! قبلا کتاب دیگری درمورد قذافی مطالعه کردم که روش و منش و خوی دد منشی او را کاملا به تصویر کشیده بود. بخاطر همین دید این کتاب را با فهم بیشتری شنیدم و البته لذت بردم. توصیه میکنم قبل یا بعدش بیشتر درمورد شخصیت قذافی بدونید تا واقعیات ناگفته کتاب در کشور مردان راهم درک کنید. ممنونم از عوامل زحمتکش کتابراه.
کتابی از خاطرات یک پسر از خانواده مرفه در لیبی دوران قذافی. خاطرات یک پسر که پدرش مبارز علیه دیکتاتوری قذافی بود. در عین حال اشاراتی به نقش سنتی زنان و جایگاه نامناسب ایشان در جامعه دارد: ازدواج اجباری و... این نویسنده متولد امریکاست و در آن جا زندگی میکند بنابراین نگاهش متاثر از نگاه غرب به خاورمیانه میباشد. ترجمه روان و خوانش و صداسازی مناسب بود. فقط اینکه آقای گوینده به گمانم نام قذافی را اشتباه تلفظ کردند: moammar را mamar بیان کردند. سپاس از هدیه ات کتابراه
نثر داستان روان توصیفات زیبا قلم نویسنده خوب بود وبا اینکه نویسنده خودش در لیبی زندگی نکرده جامعه آن دوران را به تصویر کشیده جامعه ای که در فشار حکومتی دیکتاتوری حق اظهار نظر و آزادی ندارد پدر مادری مهربان که با وجود داشتن تنها یک فرزند برای ساختن آینده بهتر مجبور میشوند جگر گوشه خود را به کشور دیگری بفرستندنویسنده قصد داشت تا به حضور اجتماعی زنان در داستان اشاره کند حضوری که جو حاکم بر کشورش اجازه مشارکت اجتماعی را از زنان گرفته بود
در کشور مردان سرگذشت زندگی پسربچه ی ۹ ساله در لیبیِ دوران قذافی هست که زیر پوست شهر محیط خفقان و خشم سرکوب شده، ترس و مردم محکوم به سکوت و که به اجبارِ خشم مهر تایید و سکوت به این حاکم ظالم میزنن و نویسنده استبداد و ظلم این حکومت رو مستقیم نمیگه بلکه از دیدگاه پسربچه که ترس از این حکومت به خانه و روابط و روح و روانش و حتی آینده ش نفوذ کرده رو توضیح میده. روایت جالب اما عمیق هست. فقط سیاسی نیست. این کتاب اتمام پیدا میکنه ولی این سرگذشت حکومت ها هیچوقت...
داستانی پر از تناقض های عجیب با بیان احساساتی به شدت متضاد و پسر بچه ای که ذهنش درگیر حرفها و رفتارهای مالیخولیایی مادر و ترسهاش بهم ریخته و آشفته است شخصیتهای که انگار هیچکدوم به کاری که میکردند و اعتقاداتی که داشتند پایبند نبودند و پایانی به شدت عجیب و خونسرد از راوی در کل جریان گیرا و زیبایی نبود هرچند من با خواندن داستان دیگه ای از لیبی شرایط خفقان آور اون زمان رو میدونستم ولی در کنار هم قرار گرفتن این شخصیت ها در این داستان پر از تضاد و تناقض بود
نویسنده به بهترین نحوه از زبان یک پسر نوجوان مبارزه در یک سرزمین دیکتاتوری را روایت کرده البته برای ما این نوع زندگی کاملاً اشناست. راوی که پسر نوجوانی از یک خانواده مرفه است و پدری انقلابی دارد به قشنگی اوضاع آن زمان را توصیف کرده. برخی از کاربران به این کتاب بی انصافی کردند واقعا این کتاب لایق جوایزه ارزنده ای بوده و هست. کتاب صوتی این اثر هم خیلی خوب اجرا شد. توصیه میکنم این کتاب را تا انتها گوش بدید حتماً این اثر را تحسین میکنید.
بیشترین چیزی که توجه ام جلب کرد اسم مربوط و درست کتاب بود داستان غم انگیز زنان در سرزمینی که مردان خود را صاحب همه چیز از جمله زنان و دختران آن سرزمین می دانند نگاه منفعت طلبانه مردان به زندگی زنان آن سرزمین روشن شدن مفهوم زندگی و سلطه مردان بر زنان و مفهوم دیکتاتوری نویسنده درکنار زندگی روزمره مردان در کنار زنان به سایه دیکتاتوری بر روشنفکران؛ خفقان جامعه؛ ترس افراد از عوامل حکومت و راپورتچی ها می پردازد
نمی دانم چرا ولی در طول شنیدن داستان که البته هنوز هم تمام نشده همش به یاد احمد محمود و همسایه هاش می افتادم.... خوانش کتاب هم که خیلی خوب انجام شده و راوی خیلی خوب کارش را انجام می دهد. یک تنه همه شخصیتهای داستان رو حریف است. در مجموع داستان رو پسندیدم و به سلیقه ام نشست. از اون دسته داستانهایی هست که تا مدتها می تونه توی گلوی ذهن غرغره کنه. اگر داستان رو به آخرش رسوندم و مطالب تازه ای به ذهنم رسید حتما اضافه خواهم کرد
کتابی که شرح حالی از زندگی است که کم و بیش افراد خاورمیانه تجربهاش کردهاند و شنیدن آن از دید نفر سوم و کسی که همان خاطرات را که خود ما هم زندگی کردیم بسیار جالب و حزن انگیز هست. جملهی «شاید دنیا عاقبت منصفانه و متعادل باشد. نه کسی میبرد و نه کسی میبازد یا نه کسی میبرد و همه به تساویمیبازند» چکیدهی داستان است ولی در این جمله کلمه دنیا با خاورمیانه جایگزین شود بهتر است.
با تشکر از مترجم و راوی بسیار خوب این کتاب که تمامی احساسات جملات را به شنونده منتقل میکند.
با تشکر از مترجم و راوی بسیار خوب این کتاب که تمامی احساسات جملات را به شنونده منتقل میکند.
کتاب به تعریف و بیان زندگی کودکی آغاز می شود که هر رخدادی برایش پیش آمده را بیان میدارد و در این میان مهمترین نکات مورد توجه وی در خصوص مادرش و رخدادهای است که در کشورهای که وی زندگی می کند اتفاق می افتند. صدای راوی بسیار دلنشین و مایه آرامش و زیبایی برای داستان وگرنه شدن آن می شود، فرصت خوبی است که یکی از استان های دارای شهرت جهانی با نویسنده ای دارای اصالت عرب و آفریقایی را بشنوید، پیشنهاد دانلود و گوش دادن آن را به تمامی دهم.
اولین بار بود که از نویسنده این کتاب هشام مطر، کتابى میخوندم و بسیار جذب قلم شیوا و دلنشین ایشون شدم شخصیت پردازى و فضا سازى داستان به قدرى هنرمندانه بود که گاهاً احساس میکردم در همون مکان هستم شاید از لیبی داستانهاى متفاوت از استبداد و ظلم حکومت شنیده باشیم اما اینکه اون رو از نگاه معصوم یک کودک ببینیم جیز دیگرى باشه، اینکه چطور سرنوشت و آینده شخصیت اصلى داستان دستخوش مبارزه براى آزادی وطن میشه فوق العاده بود
هعی روزگار. آه از مهاجرت ناچار (تبعید خود خواسته) آه از انسان ِخودخواه وحشی صفت اشرف مخلوقات! خوانش عالی راوی. نزدیکی فرهنگ عامه لیبی به احوال ما. آقای هشام مطر رو خیلی نمیشناسم و اولین کتابی است که از ایشان میخوانم. کتاب غمگین است و توی این روزهای جنگ، به غم شما اضافه میکنه ولی اگه نخونیدش به نوعی فرار از واقعیته چون داستان کاملا ملموسه و ما باهاش سر و کار روزمره داریم. کتابراه عزیز و دوست داشتنی متشکرم.
ریتم گفتاری چون به محاوره نزدیکه برای همین به عنوان یک کتاب صوتی بسیار قابل فهم است. این کتاب روایت دلستانی داره و جنبه های تاریخی در اون قابل تشخیص نیست. یک نکته قابل توجه این هست که گاهی در بخش های مختلف اطلاعات پراکنده داده میشه که جمع بندی این ها شاید برای افراد سخت و گیج کننده باشه. تقریبا میشه گفت جز کتاب های نسبتا خوب داستانی جهان عرب هست.
تازه کتاب را شروع کردم، شروع کتاب رابطه مادر و کودکش و توصیف زندگی از دید این کودکه، کودکی که در بین احساسات افسرده وار مادر زندگی میکند مادری که تمام احساسات بدش را روی کودکش بالا میاورد و کردکی که گنگ و گیج است و میخاهد مادر را نجات دهد، احتمالا اگر چنین تجربهای داشتید این کتاب تمام لحظاتی که سنگ صبور مادرتان با پدرتان بودید را دوباره تجربه میکنید
از کتابراه بابت این کتاب سپاسگزارم چون درست است که گوشه ای از تاریخ کشور لیبی از زبان یک پسر بچه حکایت می شود ولی در بالا بردن سواد سیاسی مردم خودمان هم بی تاثیر نیست و با تاریخ سیاسی آن کشور و سردمداران و مردم ستمدیده آن ها هم آشنا می شوند و خوانش کتاب هم بسیار خوب و روان بود و امیدوارم از این گوینده در خوانش کتابهای بیشتری استفاده شود
هرچیز خوب تو این کتاب هست آمریکایی انگلیسی و فرانسوی و ایتالیایی هست سیگار شکلات پرده قهوه، بدها مال لیبیه حتی حکومتش. رمان به این دم دستی که حتی توصیف هاش هم مصنوعیه ارزش هیچ تحسینی را ندارد مگر اینکه با برجسته کردنش بخواهند داشته های لیبی را تحقیر کنند و مردمش را به استعمار بکشند که کشیدند... ملت جاهل..
کتاب بدی نیست در مورد پسریه که در یک خوانواده ثروتمند در لیبی به دنیا اومده و دوران حکومت قذافی ناخواسته به قاهره سفر میکنه و دیگه دلش نمی خواد برگرده به کشورش کتابش جالبه ولی به نظرم کمی تملق داره و به نظرم سلیمان بیشتر از گمراهی یه ذات شرور داشته به هر حال به حکومت دیکتاتوری اشاره داره ممنون از کتابراه
این رمان پس از تمام شدن، همچنان در ذهن می ماند. نه به خاطر رویدادهای بزرگ، بلکه به خاطر لحظه های کوچک و دردناکی که انسان را به خودش نزدیک تر می کند. خواندنش تجربه ای آرام اما عمیق است؛ تجربه ای که هم تلخ است و هم به شکلی عجیب، زیبا. صدای گوینده کفیت عالی همه چی کنار هم جوره ممنون از کتابراه
کتاب قشنگ و تأثیرگذاری بود. داستان از نگاه یک پسربچه روایت می شود و همین باعث می شود احساسات و اتفاقات را بهتر درک کنیم. فضای کتاب کمی غمگین است، اما نویسنده خیلی روان و جذاب نوشته و تا آخر آدم را با خودش همراه می کند. اگر رمان های اجتماعی و احساسی را دوست دارید، خواندنش را پیشنهاد می کنم.
روایتی بسیار تکان دهنده، تلخ و در عین حال عمیقاً انسانی از کودکی در سایه دیکتاتوری لیبی. هشام مطر با زبانی شاعرانه و نگاهی دقیق، ترس ها، سردرگمی ها و عشق عمیق یک پسربچه به پدرش را به تصویر کشیده است. اجرای صوتی کتاب نیز به لطف صدای راوی بسیار تأثیرگذار و گوش نواز بود
