این نکته در طول کتاب برام جالب بود: جرج اورول که (صرفنظر از بعضی بحثها و ادعاها) جزو متفکران آوانگارد زمان خودش بوده، با معیارهای الان از حیث دیدگاههای نژادی و جنسیتی، میبینیم ذهنی پر از سوگیری داشته …
آرمان سلطان زاده همیشه عالیه…
از متن کتاب:
" داستان من همینجا تمام میشود، داستان نسبتا پیش پا افتادهای بود… دست کم میتوانم بگویم اگر آس و پاس شوید، این است دنیایی که انتظارتان را میکشد؛ بعضی وقتها دلم میخواهد این دنیا را جامع تر بشناسم. دلم میخواهد کسانی مثل ماریا و پَدی و بیل گدا را نه از برخوردهای روزمره که از خلال رابطهای نزدیک و صمیمی بشناسم؛ دلم میخواهد بدانم در ذهن ظرفشورها و خیابان خوابها واقعا چه میگذرد؟ در حال حاضر حس میکنم چیزی بیش از لایه سطحی فقر را ندیده ام؛ با این حال میتوانم یکی دو چیز را که قطعا از فقر آموختهام بشمارم:
دیگر هیچ وقت فکر نمیکنم خیابان خوابها اراذلی دائم الخمرند! از گداها انتظار ندارم بابت سکهای که کف دستشان گذاشتهام سپاسگزار باشند! تعجب نمیکنم اگر مردی بیکار انرژی نداشته باشد! سپاه رستگاری را تایید نمیکنم! لباسهایم را به گرو نمیگذارم! دست کسی را که تراکت پخش میکند، رد نمیکنم! و در یک رستوران شیک از غذایم لذت نمیبرم!
و این تازه اول کار است! "
موسیقی بین قسمتها مناسب و بجا انتخاب شده، صدا و اجرای حرفهای کتابخوان و لحن خوانشاش همگی خوشایندست. کتاب، توصیفات دقیقی داره برای همین حسی شبیه نمایشهای صوتی یا عین فیلم تصاویر جلوی چشم میآیند و میروند؛ اینقدر ملموس است که حتی بوی اتفاقها به مشام میرسد!
خوبه که گاهی از وهم و خیال فاصله بگیریم و واقعیت رو که درست جلوی چشم خودمون هست، با دقت مشاهده کنیم!
این حرف در حین گوش دادن به کتاب «آس و پاس در پاریس و لندن» به ذهنم اومد:
«پاریس با اون زیباییهای کارت پستالیش،
و در واقع اونی هست که ما انتخاب میکنیم ببینیم و نه اونی که بواقع هست».
کتاب آس و پاس،
که از پاریس و لندنِ حوالی قرن ۲۰ میگه، واقعا خوندنیه:
نیمهی اول کتاب در پاریس میگذره و از نظر توالی زمانی تا حدود زیادی مبتنی بر واقعیت هست. نیمهٔ دوم، که در لندن میگذره تجربیات خود اورول هست؛ از دورههای مختلفی که خودخواسته با خیابانخوابها سر میکرده و توالی وقایع در واقع اونطور نبوده.
راوی، در بخش اول یا همان پاریس بعد از گرسنگی، فلاکت و بیپولی محض، در یک آشپزخانه کار پیدا میکند و ریز تا درشت اتفاقات اونجا رو از دید یه ظرفشور و خدمتکار تعریف میکنه؛ بخش دوم روزهای اورول در لندن رو شرح میده، زمانی که بعنوان یک ولگرد آس و پاس در خیابانها با فقر و کثافت زندگی میکرده؛ همچنین در بخشِ لندن، اشاره نامحسوس نویسنده به اینست که چقدر خوراک روی شخصیت و عزتنفس افراد موثر هست؛ و اینکه حتی مفلوکترین آدمها بین هرچیز در زندگی و آزادی، همیشه آزادی را انتخاب میکنند، حتی در تنگنا.
در بخش پاریس، لحن نویسنده توصیفی و رمانگونه هست ولی در بخش لندن بیشتر حالت گزارشنویسی دارد، شبیه خاطرهنویسی.
حس خوبی داشتم وقتی تموم شد.
این کتاب یه شاهکاره، وضعیت کلانشهرهای اروپایی در اوایل قرن بیستم جالبه و وحشناک و البته نتیجه انقلاب صنعتی، تصفیه جمعیتی بزرگ جنگ جهانی دوم اروپا رو نجات داد، البته اون زمان ما هم وضع خوبی نداشتیم، دقیقا مقارن هست با اواخر حکومت قاجار که در ایران وبا، ابله، تیفوس، قحطی و تریاک بیداد میکرد، اما جامعه سنتی تر بود نسبت به اروپا و احتمالا فقر کمتر،
تصویری که جورج اورول از فقط ارائه میکنه متفاوته و احتمالا تا حالا نشنیدید،
تا جایی کە تحقیق کردم گویا کتاب آس و پاس در پاریس و لندن اولین کتاب جورج اورول هست. این اثر در سال ۱۹۳۳ منتشر شده و اورول برای چاپش دردسرهای زیادی کشیده چون خیلیها اونو رد کردند.
نیمهٔ اول کتاب که در پاریس میگذره حتی از نظر توالی زمانی تا حدود زیادی مبتنی بر واقعیت هست. اما نیمهٔ دوم، که در لندن میگذره تجربیات خود اورول است از دورههای مختلفی که خودخواسته با خیابانخوابها سر میکرده و توالی وقایع در واقع اونطور نبوده.
در پاریس در یک آشپزخانه کار میکرده و بخش دوم روزهای اورول در لندن رو شرح میده، زمانی که بعنوان یک ولگرد آس و پاس در خیابانها زندگی میکرده.
اگرچه اورول را با مزرعه حیوانات و ۱۹۸۴ میشناسید اما شاید آس و پاس در پاریس و لندن خواندنیترین کتاب او باشه.
او این کتاب را زمانی نوشته که دزد تمام پساندازش رو دزدیده و مجبور شد برای ادامه زندگی راهی پیدا کنه.
کتاب «آس پاس در پاریس و لندن» اثر جورج اورول نقدی تند و انسانی بر فقر، بی عدالتی و نابرابری اجتماعی است. اورول با نثری ساده اما تلخ، تجربه زندگی در میان فقرا را به شکلی مستند و فلسفی روایت میکند؛ طوری که مرز میان گزارش و ادبیات از بین میرود. نکتهٔ مهم در این اثر، نگاه اخلاقی و اگزیستانسیالیستی اورول است: او فقر را نه صرفاً یک وضعیت اقتصادی، بلکه شکلی از تحقیر وجودی انسان میبیند؛ جایی که انسان برای زنده ماندن، ناچار است شأن و هویت خود را فراموش کند. در نهایت، «آس پاس» نه فقط شرح فقر است، بلکه پرسشی درباره انسانیت ماست؛ این که تا کجا میتوان در برابر رنج دیگران بی تفاوت ماند، و آیا تمدن، واقعاً انسان را نجات داده یا فقط شکل جدیدی از بردگی ساخته است.
تصویرسازیش چنان واضح هست که اگر کمی مثل من وسواس تمیزی داشته باشین واقعا یه جاهایی از کتاب عذاب میکشین اما همچنان گوش میدین چون آموزههایی داره نگاهای جامعه شناسی که نویسنده داره و نکاتی رو که میشه ازش متوجه شد بسیار زیاده البته که اصلا به اندازه ۱۹۸۴ خوب و جذاب نیست ممنون از آوانامه و گروه گویندگانش که انقدر حرفهای فعالیت میکنن.
خیلی از خواندن این کتاب لذت بردم و حتی دوباره هم گوش دادم اینکه با چه زیبایی زیادی فلاکت وبدبختی را به تصویر میکشد. واقعا نویسنده بی همتایی هستند. این کتاب، علاوه بر شرح فقر و سختی های زندگی، به انتقاد از نگرش های غلط جامعه نسبت به فقرا و بی خانمان ها می پردازد و در پایان پیشنهادهایی برای بهبود وضعیت آن ها ارائه می دهد
واقعا اندیشه بزرگ اقای اورول قابل تحسینه. با وجود تردیدهایی که نسبت به خرید این کتاب داشتم بسیار خوشحالم که خریدمش و بسیار هم از شنیدنش لذت بردم. چقدر چهره فقر در هر دوره و در هر سرزمینی دردناکه. تفکر اقای اورول کاملا قابل تعمیم به همه اعصار و همه کشورهاست. جداً خوندن و شنیدن این کتاب رو به همه کتاب دوستان توصیه میکنم
در مجموع یک بار خوندنش رو پیشنهاد میکنم. این کتاب تصویر روشن و واضحی از زندگی فقرا در شهر لندن و پاریس و همچنین خیابان خوابی و بی پولی به ما نشان میدهد. به نظرم نسبت به دو کتاب شاهکار اورول مزرعه حیوانات و 1984 ضعیف تر است ولی در مجموع کتاب خوبی بود. صدای آرمان سلطان زاده و لحن او بسیار جذاب و گیرا بود.
بنظرم این کتاب افق هاى بسیار وسیعى از واقعیت تلخ قشر مهمى از انسانها را روشن میکند، قشرى که به جبر و نه اختیار در این طیف قرار گرفتن و مذمت نگاه سیاه مردم به این افراد هم تامل برانگیز است. در انتهاى کتاب هم راهکارهاى بسیار مهم و کارامد ارائه میده که بسیار کارگشاست
بنظرم براى همه خواندن این کتاب واجب است
بسیار کتاب زیبایی بود. آقای سلطان زاده هم که کارشون عالیه و ممنون ازشون.
این کتاب واقعا زاویه دید بهتری درباره خیابون خوابی، مهاجرت و فقر به آدم میده. بنظرم واقعا خوبه که همه اینو بخونن. بیانش هم با اینکه زندگی سختی رو توصیف میکنه اصلا تلخ نیست و از گوش کردنش میشه بسیار لذت برد.
صدای آرمان سلطان زاده مثل همیشه عالی بود و بسیار روان و مسلط کتاب را روایت کردند. هر چند کتاب اونی نبود که انتظارش رو داشتم ولی اینقدر عا لی شرایط رو توصیف که خودم رو دقیقا در همون فضا تصور میکردم. قوانین اونموقع انگلیس و پاریس رو که من ازش بی خبر بودم خوب عنوان کردند.
این کتاب به ادمهای فقیر و زجری که به آنها تحمیل میشه صحبت میکنه. کار جوهرهی انسانیست و چه غم انگیز است زندگی کسی که به دلیل نبودن کار با فقر و از دست دادن کرامت انسانی دچار آن میشود که تو این کتاب کاملا به تصویر کشیده شده و با صدای استاد آرمان سلطان زاده واقعا دل نشین است.
مثل همیشه جورج اورول حق مطلب را ادا کرد. کتاب بررسی معضل خیابان خوابی است به صورت رمان. از ابتدای کتاب که حتی یک سرقت از ساختمان شخص را بطور کامل بی پول کرده تا آن جا که خیابان خوابی سبک زندگیش میشود و از همه مهمتر طرح راهکار و راه حل
به زبان ساده، درباره ی زندگی آدم های خیلی فقیر و بی پوله؛ اول در پاریس و بعد در لندن. راوی خودش هم پول خیلی کمی دارد و مجبور می شود کارهای سخت و کم درآمد انجام بدهد، گرسنگی بکشد و با بی خانمان ها و کارگرهای فقیر زندگی کند. کتاب غمگینه، ولی خشک نیست.
یک اتوبیوگرافی اینبار به قلم اورول. کتابی بود با جزئیات زیاد که به صورت کاملا استادانه حس و حال فقر مطلق و زندگی نویسنده رو به مخاطب القا میکرد. بعضی جاها با طنز سیاه و ثقیل و بعضی جاها با انتقاد صریح اوضاع اون زمان رو به تصویر میکشه. ممنون از عوامل کتاب.
نکتهٔ تأثیرگذار این روایت این است که بر خلاف نظر عموم، همه بیخانمانها اشخاص بیعار یا پست فطرتی نیستند و در بین آنها اشخاص هنرمند و روشنفکری را هم میتوان پیدا کرد. در پایان کتاب اورول پیشنهادهایی برای بهبود زندگی تهیدستان و بیخانمانان ارائه میکند
شاهکار این کتاب، توی روایتهای موبهمو و دقیقش هست؛ اونقدر که بوی کافه تریا به مشامم رسید، اتاقهای هتل رو با دقت توی ذهنم ترسیم کردم و میمیک صورت تمام شخصیتهایی که اومدن و رفتن رو با جزئیات جلوی چشمم دیدم.
همچنین باید بگم مرسی از این گویندگی حرفهای!
وقتی شاهکارهای اورول یعنی مزرعه حیوانات و ١٩٨٤ رو خونده باشی، این یه کتاب معمولی به نظر میرسه. روایتی جذاب از فقر که به صورت سفرنامه-زندگی نامه در دو پابتخت بزرگ به تصویر کشیده شده. زبان طنز، این داستان را شنیدنی تر کرده
کتاب آس و پاس در پاریس و لندن، از نظر من داستانی نداره که مخاطب رو دنبال خودش ببره. داستان جذابی نبود. اما صدای آقای سلطان زاده مثل همیشه بسیار شیوا و جذاب بود و تنها دلیلی بود که باعث شد تا آخر داستان گوش کنم.
به نظرم اوایل داستان این همه جزیی نگری خوب به نظر میاد ولی با توجه به اینکه تا اخر داستان نویسنده به صورت یکنواخت سعی در به تصویر کشیدن فقر هست، خسته کننده مبشه، همچنین داستان به مرور هیجان خودش رو از دست میده …
با اینکه سالها از نگارش این کتاب میگذرد کاملاً جزئیات فرد و تاثیر آن بر انسانها رفتار گفتار باکردار آنها را به خوبی به تصویر میکشد به قول یک جمله معروف شاید پول خوشبختی نیاورد اما نبودش قطعاً بدبختی را میآورد
توصیف زیبای نویسنده از فقر و تاثیر فقر تو هر وجهه از زندگی حیرت انگیز بود.
"" واقعت عجیب است تا درامد شما از حد معینی کمتر شد مردم کاملا به خودشان حق میدهند شمارا موعظه کنند و برای آمرزشتان دعا بخوانند""
یک کتاب در مورد نظام سرمایه داری هست که بهتر است با دقت و دیدگاه باز مطالعه شود چون یک رمان نیست یک کتاب هست که توسط یک جاسوس انگلیسی نوشته شده و داره آموزش میدهد و دقیقا میگوید پولدار پولدارتر و فقیرفقیرتر باید شود
کتاب خوبی بود. از این نویسنده ۱۹۸۴ و مزرعه حیوانات را قبلا خونده بودم. این یکی در یک ژانر دیگه است. یک جوری واقعیتهایی را از زندگی فقرا البته در پاریس و لندن میگه. خوب بود ارزش یک بار خوندن داره.
کتابی قشنگی بود با خوندن این کتاب نظرتون در مورد بی خانمانها تا حدودی تغییر میکنه و با زندگی اسفناک اونها آشنا میشید البته که با بی خانمانهای ایران شرایطشون کاملا متفاوتِ
در کل کتاب جالبی بود
به نظرم کتاب هیچ خط داستانی نداشت و صرفا فقط روزمرگیهای یه ادم فقیر رو با جزییات بیش از اندازه روایت میکرد به طوری که کلافه کننده بود. در کل فقط بخاطر صدای آقای سلطان زاده تا انتها گوش دادم
با سپاس از کتابراه عزیز مچکرم که چنین کتابهای زیبایی رو نشر میدید این کتاب فوق العاده است به دوستان توصیه میکنم حتماً بخونن این کتاب باعث میشه قدر این زندگی که داری رو بیشتر بدونی و ازش لذت ببری🖐
بسیارلذت بخش با صدای ارمان سلطان زاده. در مورد خاطرات یک فرد که در هتل با فقر و روزگار با فقر در مسافر خانه دست وپنجه نرم میکند شنیدنش جالبه و اموزنده دید جالبی به شما میدهد
اورول یک دغدغه سیاسی، اجتماعی داره که تا حالا منو از خوندن کتابهاش پشیمون نکرده. درسته که مزرعه حیوانات و ۱۹۸۴ اوج کاراش هستن ولی بقیه هم خوب بودن و تفکر رو به آدم هدیه میدن😊
نیاز به تعریف ندارد و در هر زمان از زندگی مهنای خاصی دارد و میشود نکتههایی دریافت کرد و پیشنهاد میشود قبل از خواندن کتاب حتما اطلاعاتی درباره نویسنده و سبک نوشتن آن داشته باشید.
اجرا بسیار خوب و عالی کتابخوان و داستانی جالب همراه چند فرهنگ مختلف اروپایی در یک زمان و مشکلات مختلف معیشتی و فرهنگی طبقههای پایین جامعه در همان فرهنگها را میگوید
به طور کلی این کتاب هم در ادامه نظرات اورول در قلعه حیوانات و ۱۹۸۴ هست داستان بردگی اجباری است اگر کل مفهوم این کتاب را میخواهید بدانید پیشنهاد میکنم قسمت ۲۲ رو گوش کنید
خیلی، خیلی، ممنونم از کتابره بابت این کتاب خوب بسیار بسیار لذت بردم،، دوبار، گوش، کردم کتاب رو،، ودیگر از هنرنمایی ارمان سلطان زاده عزیز هم که چه بگویم مثل همیشه عالی،
نویسنده خیلی خوب وضعییت قشر بی خانمان زمان خودش را تشریح کرده بود ولی اصلا باب سلیقه من نبود. داستان یکنواخت و تکرار مکررات بود. حوصله سر بر و بعضا چندش اور بود . نحوه خواندن روای عالی.
این کتاب در توصیف شرایط زندگی بی خانمانها با قلمی طنز آلود نوشته شده. توصیف شرایط زندگی آنها و توجه نویسنده به جزییات بی نظیر است. اجرای گوینده هم عالیست.
آرمان سلطان زاده همیشه عالیه…
از متن کتاب:
" داستان من همینجا تمام میشود، داستان نسبتا پیش پا افتادهای بود… دست کم میتوانم بگویم اگر آس و پاس شوید، این است دنیایی که انتظارتان را میکشد؛ بعضی وقتها دلم میخواهد این دنیا را جامع تر بشناسم. دلم میخواهد کسانی مثل ماریا و پَدی و بیل گدا را نه از برخوردهای روزمره که از خلال رابطهای نزدیک و صمیمی بشناسم؛ دلم میخواهد بدانم در ذهن ظرفشورها و خیابان خوابها واقعا چه میگذرد؟ در حال حاضر حس میکنم چیزی بیش از لایه سطحی فقر را ندیده ام؛ با این حال میتوانم یکی دو چیز را که قطعا از فقر آموختهام بشمارم:
دیگر هیچ وقت فکر نمیکنم خیابان خوابها اراذلی دائم الخمرند! از گداها انتظار ندارم بابت سکهای که کف دستشان گذاشتهام سپاسگزار باشند! تعجب نمیکنم اگر مردی بیکار انرژی نداشته باشد! سپاه رستگاری را تایید نمیکنم! لباسهایم را به گرو نمیگذارم! دست کسی را که تراکت پخش میکند، رد نمیکنم! و در یک رستوران شیک از غذایم لذت نمیبرم!
و این تازه اول کار است! "