کتاب صوتی خانه آن سوی دریاچه رمان دلهرهآور رایلی سیجر، نمونهای از بهترین کتابهای جنایی است که در سالهای اخیر پیدا میکنید. این اثر پرفروش نیویورک تایمز، داستان یک بیوهی تنها و بازیگری خانهنشین به نام «کیسی» است که به امید بهبود روحیه، به خانهای ییلاقی کنار یک دریاچه پناه میبرد. این تنها راه خلاصی از اخبار و حواشی منفیای است که دربارهی او پخش شده، اما پایان این سروصداها با آغاز وقایع فجیعتری در زندگی زن همراه خواهد بود.
دربارهی کتاب صوتی خانه آن سوی دریاچه
دریاچه گرین برای افرادی که به دنبال گوشهای دنج برای خلوت کردن و استراحت باشند، انتخاب خوبی است؛ اما در مورد «کیسی» که از غم شوهر ازدسترفتهی خود به آنجا پناه برده بود، ماجرا کمی متفاوت پیش میرود. این بازیگر سابق و شخصیت اصلی کتاب صوتی خانه آن سوی دریاچه، نمیداند با این تصمیم خود را درون چه مهلکهای قرار داده است. رایلی سیجر، خالق این رمان تریلر روانشناختی، از طبیعت بکر و خوشآبوهوای کوهستانی، یک سیرک وحشت تمامعیار میسازد.
فضای روستایی کنار دریاچه و خانهای که کیسی به تازگی در آن ساکن شده طبق انتظار او دنج و آرام است. گویی هیچ یک از اهالی آنجا از هیاهوی جهان بیرون خبری ندارند، حتی همسایههای ثروتمندی که در آن سوی دریاچه زندگی میکنند.
کیسی تا چندی قبل یک ستارهی پرسروصدای سینمایی با دنیایی سرشار از نور و رنگ و جاروجنجال بود؛ اما حالا که زندگی به دور از شهر را انتخاب کرده سرگرمی چندانی ندارد، جز آنکه چند وقت یکبار همسایههای آن سوی دریاچه را زیر نظر بگیرد: یک زن و مرد خوشبخت با خانهای رویایی. در ادامهی کتاب خانه آن سوی دریاچه رایلی سیجر، عاقبتِ این کنجکاوی دورازانتظار کیسی را دنبال خواهیم کرد.

سرآغاز کتاب خانه آن سوی دریاچه؛ یک آشنایی شوم
یک دوربین شکاری و یک بطری الکل، همنشین شب و روز کیسی هستند. تماشای جزئیات زندگی «کاترین» و «تام» کمکم از یک سرگرمی ساده به وسواس و اعتیادی جنونآمیز تبدیل میشود. اما فاصلهی طولانی میان زن و همسایههای آن سوی دریاچه دوام چندانی نخواهد داشت.
یک اتفاق غیرمنتظره به زودی پای کیسی را به خانهی کاترین و تام باز میکند. اتفاق شومی که قرار بود بر سر کاترین بیاید دست بر قضا به واسطهی کیسی ختم به خیر میشود و به این ترتیب درِ خانهی کاترین و تام به روی زن باز میگردد. چه آشنایی شیرینی! البته نباید زود قضاوت کرد، حداقل تا زمانی که به سراغ ادامهی کتاب صوتی خانه آن سوی دریاچه نشر صوتی موج کتاب برویم.
رمان موفق رایلی سیجر: کابوسی از جنس تعلیق
کتابهای رایلی سیجر به عنوان نمونههای موفق ژانر تریلر جنایی جای خود را در قفسهی کتابفروشیها باز کردهاند. آنچه که قلم این نویسنده را نزد طرفداران دنیای دلهره و معما جذاب کرده، سلسله تعلیقهای ریز و درشتی است که در پیکرهی داستانهایش میتوان پیدا کرد.
در واقع وقتی تصمیم به خرید کتاب صوتی خانه آن سوی دریاچه بگیرید، تنها با یک گره معمایی بزرگ روبهرو نیستید، هر صفحه از داستان و هر واقعهی کوچک مولد علامت سوالهای بیشتری در ذهن شما خواهد بود. ساختار زمانی غیرپیوسته و تماشا کردن وقایع از زاویهی دوربین شکاری «کیسی» نیز به حجم این معماها اضافه میکند و در نهایت تجربهی دنبال کردن یک رمان دلهرهآور همهچیزتمام را به شما هدیه میکند.
کتاب صوتی خانه آن سوی دریاچه حاصل همکاری نشر صوتی موج کتاب و نشر افرا و با ترجمهای از مهسا فیروزهچی است. همچنین باید گفت دنبال کردن این رمان جنایی با گویندگی پرحسوحال انسیه سعیدی لذت دوچندانی دارد.
جوایز و افتخارات کتاب خانه آن سوی دریاچه
- پرفروش فوری روزنامهی نیویورک تایمز
- کتاب تقدیرشده از سوی روزنامهی یواسای تودی
- فهرست پرفروشهای هفتهنامهی پابلیشرز ویکلی، مجله پیپل، نیویورک پست و...
نکوداشتهای کتاب خانه آن سوی دریاچه
- لذتی ناب برای فاصله گرفتن از دنیای واقعی! رمانی پرکشش و وسوسهانگیز که خواننده را به تماشای پنهانی زندگی دیگران ترغیب میکند. بهمحض تمام کردنش، مشتاق شدم آثار بیشتری از سیجر بخوانم؛ خوشبختانه 5 رمان دیگر هم از او منتشر شده که همگی در شمار آثار پرفروشاند. (بوستون گلوب)
- ساختار داستان، در ابتدا یادآور تریلرهای روانشناختی آشناست؛ تا اینکه ناگهان همهچیز تغییر میکند! با پایانی نفسگیر که خواننده را وادار میکند صفحهها را یکی پس از دیگری ورق بزند. (یو اسای تودی)
- رمان خانه آن سوی دریاچه از همان صفحه نخست شما را درگیر میکند و دیگر اجازه نمیدهد حتی نفسی تازه کنید. رایلی سیجر با شخصیتهایی جذاب، فضایی خفقانآور و ایدهای داستانی وسوسهانگیز، بیوقفه بر شدت تنش در هر صفحه میافزاید. برای زمین گذاشتن این کتاب باید به خودتان خیلی زحمت بدهید! (سیمون سنت جیمز، نویسنده پرفروش نیویورکتایمز)
کتاب صوتی خانه آن سوی دریاچه برای شما مناسب است اگر
- داستانهای جنایی را با چاشنی تعلیق روانشناختی و اتفاقات مرموز ترجیح میدهید.
- دوست دارید در طول شنیدن یک رمان معمایی بارها درباره هویت واقعی شخصیتها و انگیزههایشان تجدیدنظر کنید.
- از مرور رمانهای معمایی آمریکایی لذت میبرید و میخواهید لیستی از بهترین کتابهای تریلر روانشناختی منتشر شده بسازید.
در بخشی از کتاب صوتی خانه آن سوی دریاچه میشنویم
داخل خانهی رویسها، اولین چیزی که توجهم را جلب میکند منظرهای است که از پنجرههای قدی مشرف به دریاچه دیده میشود. بهخصوص آنچه از خانهی خانوادگی فکسنی ما از اینجا دیده میشود. خانهی کنار دریاچهی ما از اینجا خیلی کوچک و دور به نظر میرسد. به لطف سایهی درختان اطرافش، بهسختی میتوانم ردیف پنجرههای اتاق خواب اصلی یا هرچیزی که روی ایوان پشتی و پشت نردهها است را ببینم. نه صندلیهای گهوارهای را، نه میز بینشان را و قطعاً نه دوربین را. همین الان هم یک نفر میتوانست آنجا نشسته و از آن سوی دریاچه در حال تماشایم باشد، بدون اینکه من چیزی بفهمم.
اما کاترین میدانست من دارم نگاهش میکنم. آخرین شبی که دیدمش، درست قبل از اینکه تام او را از همین نقطه عقب بکشد او داشت مستقیم ایوان ما را نگاه میکرد، درحالیکه میدانست من آنجا هستم و همهی اتفاقات را میبینم. امیدوارم این موضوع آرامش کرده باشد و در عین حال میترسم که باعث نگرانیاش شده باشد، درست مثل حس نگرانیای که من الان دارم. گویی در یک تنگ ماهیام و همهی حرکاتم دیده میشوند. این حالت نوعی احساس بیپناهی و آسیبپذیری بهم میدهد که نه توقعش را داشتم و نه از آن لذت میبرم.
و نوعی احساس گناه. احساس گناهی شدید.
زیرا امروز نخستین باری نیست که من وارد خانهی رویسها شدهام.
بله
































