همه دروغ میگویند... کتاب صوتی هرگز دروغ نگو اثر فریدا مک فادن، از آثار پرفروش نیویورکتایمز بوده و داستان زوج جوانی را روایت میکند که برای پیدا کردن خانهی رویاییشان به بازدید عمارتی دورافتاده میروند. به محض رسیدن آنها به عمارت، برف و بوران شدیدی آغاز میشود و راه خروجشان را میبندد. سکوت وهمآلود عمارت و رازهای پنهانش، اقامت آنها را به کابوسی پیشبینیناپذیر تبدیل میکند.
دربارهی کتاب صوتی هرگز دروغ نگو
کتاب صوتی هرگز دروغ نگو با صدای مریم پاکذات، آزاده رادمهر و مهدی صفری روایت میشود. این رمان تریلر روانشناختی، یکی از بهترین کتابهای فریدا مک فادن است که تا کنون خواندهاید. تریشا و ایتن، شخصیتهای اصلی این رمان معمایی، زوج جوانی هستند که برای بازدید از عمارتی باشکوه در منطقهی وستچست راهی سفر میشوند. اما در میانهی راه، کولاک شدیدی آغاز میشود و با قطع شدن آنتن تلفن همراه و گیر کردن خودروی آنها در جادهی برفی، امکان بازگشت از بین میرود.
تریشا و ایتن چارهای جز رها کردن خودرو و پیاده رفتن به سمت عمارت ندارند؛ خانهای که در میان برف و بوران خودنمایی میکند. آنها امیدوارند در پناه این عمارت، از طوفان در امان بمانند، اما فضای غریب خانه و اتفاقات عجیبی که از همان ساعات نخست رخ میدهد، خیلی زود آرامششان را بر هم میزند. بهتدریج روشن میشود که این عمارت فقط یک خانهی متروک نیست و صاحب پیشین آن، دکتر آدرین هیل، رازهایی دارد که هنوز سربهمهر ماندهاند.
کشف دری مخفی؛ نقطهی اوج رمان دروغ نگو
دکتر آدرین هیل، روانپزشک مشهور و نویسندهی کتاب پرفروش «آناتومی ترس»، سه سال پیش به شکل مرموزی ناپدید شده و هیچگاه اثری از او پیدا نشده است. پرترهی بزرگ این زن بر فراز شومینه و نشانههای نامتعارف در گوشه و کنار، کنجکاوی و نگرانی تریشا را بیشتر میکند. کتاب هرگز دروغ نگو اثر فریدا مک فادن از نشر آموت، یک رمان تریلر تمامعیار پر از تعلیق و غافلگیری است. نویسنده با کنار هم قرار دادن رازهای گذشته و اتفاقات مشکوک زمان حال، مخاطب را با بخشهای تاریکی از زندگی صاحب عمارت روبهرو میکند.

کشف دری مخفی در کتابخانه، نقطهی عطفی برای این رمان معمایی است. پشت این در، اتاقی پنهان شده که مجموعهای از نوارهای جلسات رواندرمانی بیماران دکتر هیل در آن نگهداری میشود. تریشا با گوش دادن به این نوارها، به روایت زندگی بیمارانی پی میبرد که هر کدام با ترسها، خاطرات تلخ و رازهای شخصی خود دستوپنجه نرم میکنند. این صداهای ضبطشده به تدریج سرنخهایی از گذشتهی دکتر هیل به دست میدهند؛ گذشتهای که شاید کلید حل معمای ناپدید شدن او باشد.
هرگز دروغ نگو؛ روایت جنون در برف
هرچه تریشا بیشتر در این ماجرا پیش میرود، نشانههای حضور فردی ناشناس در عمارت نیز نگرانکنندهتر میشود. صداهای عجیب، رد پاهایی که روی لایههای غبار کف خانه ماندهاند و وسایلی که بیدلیل جابهجا میشوند، این تردید را در ذهن او ایجاد میکند که شاید کسی جز او و ایتن در عمارت حضور دارد؛ کسی که نمیخواهد حضورش آشکار شود.
دکتر هیل باور داشت که هیچکس نمیتواند به او دروغ بگوید و دقیقترین دستگاههای دروغسنج هم به اندازهی او در تشخیص دروغ خبره نیستند. اما آیا راز ناپدید شدن دکتر هیل با اتفاقات عجیبی که در خانه رخ میدهد ارتباطی دارد؟ با خرید کتاب صوتی هرگز دروغ نگو نشر صوتی آوانامه، به پاسخ این پرسش خواهید رسید. روایتگری بینقص مریم پاکذات، آزاده رادمهر و مهدی صفری، لذت گوش دادن به این تریلر روانشناختی را دوچندان کرده است. ترجمهی روان رضا اسکندریآذر نیز کمک میکند تا مخاطب بیوقفه با پیچوخمهای داستان همراه شود.
افتخارات کتاب هرگز دروغ نگو
- از پرفروشترین عناوین نیویورکتایمز
- تریلر روانشناختی پرفروش ساندیتایمز
- کتاب پرفروش سایت آمازون
- یکی از پرطرفدارترین کتابهای فریدا مکفادن در بوکتاک (انجمن کتابخوانان شبکهی اجتماعی تیکتاک)
کتاب صوتی هرگز دروغ نگو برای شما مناسب است اگر
- بهترین رمانهای جنایی را جستجو میکنید و شیفتهی روایتهایی هستید که با سرنخهای پنهان، رازهای حلنشده و غافلگیریهای پیدرپی، شما را تا آخرین لحظه درگیر نگه میدارند.
- دوست دارید با گوش دادن به یک رمان معمایی، ذهن خود را به چالش بکشید.
- سایر کتابهای فریدا مک فادن را خواندهاید و از طرفداران این ملکهی ژانر تریلر روانشناختی هستید.
در بخشی از کتاب صوتی هرگز دروغ نگو میشنویم
پیج پایش به آجر لق جلوی در گیر میکند؛ سکندری میخورد و زیر لب فحش میدهد. از پنجره نگاهش میکنم و به این فکر میکنم که باید این هفته با کسی تماس بگیرم تا آجر را مرمت کند. دلم نمیخواهد کسی جلوی در زمین بخورد، قوزکش بشکند و مسئولیتش گردن من بیفتد. از لحاظ قانونی، مسئولیتش به گردن من است. اگر پیج زمین بخورد، تقصیر خودش است. اگر با دست راستش پاکت و با دست چپش موبایل را نگه نداشته بود، حواسش به صفحهی موبایل نبود و کفش پاشنهبلند به پا نداشت، ممکن نبود سکندری بخورد.
پیج پنج سال است که بهعنوان مدیر نشر آثارم فعالیت میکند و هیچوقت او را بدون موبایل ندیدهام. احتمالاً موبایل به کف دستش چسبیده. قبلاً تلفنی با او حرف زدهام و حاضرم قسم بخورم که صدای دوش حمام را در پسزمینه میشنیدم.
بله





























