کتاب صوتی برای زندگی خودت به پا خیز نوشتهی شریل ریچاردسون برای آن دسته افرادی است که دلیل و پاسخ احساس بیانگیزگی، رخوت و سنگینی درون خود را پیدا نمیکنند. نویسندهی این راهنمای خودپروری از نیروی پنهانی میگوید که در اصل برای رشد و نمو در درونمان گنجانده شده اما امروز، همچون وزنهای که به پا بسته شده باشد، رمق و انرژی برای حرکت را از ما میگیرد. او این نیروی خفته را «استعدادهای بالقوه» مینامد.
دربارهی کتاب صوتی برای زندگی خودت به پا خیز
اگر این متن را میخوانید احتمالاً شما هم جزو دسته افرادی هستید که به دنبال مأموریت مهم زندگی خود میگردند یا اگر هم آن را پیدا کردهاند به طور رضایتبخشی به آن نزدیک نشدهاند. نمیشود گفت این خبر خوب است یا نه اما باید بدانید شما در این سردرگمی تنها نیستید. شریل ریچاردسون (Cheryl Richardson) سالهای زیادی را با این ندای درونی عجیب سر میکرد: «تو برای مأموریت بزرگتری آفریده شدهای!» نویسندهی کتاب صوتی برای زندگی خودت به پا خیز (Stand Up for Your Life) از لحظهای پایان این بیقراری مداوم میگوید، لحظهای که نویسنده عاقبت توانست برخیزد و به سمت مأموریت ویژهی فوقالعادهی زندگی خود حرکت کند.
چند دقیقهای را خلوت کنید و به گفتگویی صادقانه و بینقاب با خود بنشینید. چه چیزی بیش از همه بر ذهنتان سنگینی میکند؟ کدام مانع به شما اجازهی حرکت به سوی اهداف و رویاهایتان را نمیدهد؟ برای این سوال میتوان جوابهای مختلفی فهرست کرد اما نویسندهی کتاب صوتی برای زندگی خودت به پا خیز، در ردیف اول این فهرست، عبارت مهمی را مینویسد: سنگینترین بارِ ذهنی استعدادهای خفته و به سرانجام نرسیده است.

کتاب برای زندگی خودت به پا خیز: کلید تقویت قدرت درونی
درون شما انسانی زندگی میکند با توانمندیهای بالقوه و بیپایان. کارهای زیادی هست که شاید حتی تصور انجام آن در خیالتان نگنجد، اما در حقیقت همین حالا هم پتانسیل به ثمر رساندن آن را دارید، ولی صد حیف که این قدرت بینظیر مدتهاست که در گوشهی ذهنتان به خواب رفته. وقتی این حجم از استعدادهای بالقوه و ظرفیتهای آشکار نشده، فضای ذهن ما را پر کنند، دیگر این همه سنگینی و کرختی و بیانگیزگی تعجبآور نخواهد بود.
بسیاری از افراد با شک و تردیدهای بسیاری دربارهی تواناییهای واقعی خود سر میکنند. آنها اغلب از نداشتن اعتماد به نفس شاکی هستند و شجاعت و جسارت کافی برای حرکت به سوی تغییر را در خود نمیبینند. شاید اگر دقیقتر فکر کنیم بتوانیم به جوابهای جالبی برای این دغدغهی مشترک برسیم: «ذهن» سرزمین ناشناختههاست. البته که باید ورود به چنین جهانی چالشبرانگیز باشد اما فراموش نکنید که هر چالشی راهحل مخصوص خود را دارد.
چگونه رسالت شخصی خود را پیدا کنیم؟ نسخهی شریل ریچاردسون
نویسنده در ادامهی کتاب برای زندگی خودت به پا خیز به شما نشان میدهد که چطور دالانهای پیچیدهی ذهن خود را بپیمایید تا استعدادهای درونی خود را پیدا کنید. او سپس راه و چاه بیدار کردن این تواناییهای خفته را مرحله به مرحله به شما توضیح میدهد. این راهحلها قرار است به زودی به بخشی از روتین و برنامهی تحول زندگی شما تبدیل شوند.
خرید کتاب صوتی برای زندگی خودت به پا خیز را به شما توصیه میکنیم، نه فرق برای این که خواندن آن اعتماد درونیتان را نسبت به خودتان بالا میبرد، بلکه برای این که مرور «آ» نقطهی حرکت شما به سمت مأموریت بزرگ زندگیتان را رقم میزند؛ مأموریتی که همین حالا هم در انتظار شماست.
این کتاب با تلاش انتشارات کهکشان دانش به دست شما میرسد، ترجمهی اثر کاری از فریبا لطفی زاده است و روایت شنیداری آن را سیده ژاله موسوی نصر برعهده دارد.
کتاب صوتی برای زندگی خودت به پا خیز برای شما مناسب است اگر
- تصور میکنید هنوز مأموریت ویژهی زندگیتان را پیدا نکردهاید و به دنبال یافتن هدف زندگی خود هستید.
- به دنبال راهحلهایی عملی برای افزایش اعتمادبهنفس هستید و میخواهید ترس و تردید دربارهی تواناییهای خود را کنار بگذارید.
- باور دارید که درونتان توانمندیهای خفتهی زیادی پنهان شده و به دنبال راهی برای کشف استعدادها و پتانسیلهای درونی خود هستید.
- میخواهید راههای بالا بردن عزت نفس را به شکل عملی بیاموزید و از نو ارزشهای فردی خود را پیدا کنید.
در بخشی از کتاب صوتی برای زندگی خودت به پا خیز میشنویم
در طول روز من شاهد بود که لیلی، یک زن جوان باهوش و زیبا، افکار خود را در کارگاه یکروزه من درباره ایجاد عزتنفس به اشتراک گذاشت. هربار که او دستش را برای صحبت بالا میبرد، قبل از اظهارنظرش، عبارتهایی مانند ممکن است کمی احمقانه به نظر برسد، یا مطمئن نیستم درست باشد، اما ... میگفت. تردید او قبل از پاسخدادن عجیب بهنظر میرسید، زیرا لیلی بهوضوح یکی از باهوشترین زنان در اتاق بود. وقتی او به سؤالی پاسخ میداد یا افکار خود را در مورد موضوعی بیان میکرد، پاسخهای او همیشه کاملاً فکرشده و طبقبرنامه بود. همانطور که به صحبتهای او گوش میدادم، حدس زدم که سطح هوش و عمق افکار او همان دلیلی است که به خاطر آن قبل از صحبتش از این مقدمهها استفاده میکند.
در یک بعدازظهر، من لیلی را در وسط جملهاش متوقف کردم و توجه او را به این رفتار جلب کردم. او با خجالت لبخندی زد و اعتراف کرد که دوست ندارد فردی همهچیزدان به نظر برسد. همانطور که ما در حال بررسی بیشتر ریشه رفتار او بودیم، مشخص شد که لیلی چیزهای زیادی میدانست. او از خانوادهای اهل ایالتهای میانی ایالت متحده بود و از همان ابتدای ورود به مهدکودک عملکرد بسیار عالی داشت. لیلی در سن چهارسالگی کتاب میخواند، دبیرستان را دو سال زودتر به پایان رساند، بورسیه تحصیلی در بهترین دانشگاه را دریافت کرد و از میان خواهر و برادرانش تنها کسی بود که به درجه تحصیلی عالی رسید.
لیلی نهتنها در میان اعضاء خانوادهاش، بلکه در میان دوستان و همکارانش نیز باهوش بهحساب میآمد. بااینحال، استعداد هوشی لیلی باعث شد تا او در اوایل زندگی احساس غریبی کند. همانطور که ناراحتی لیلی از باهوشتر بودنش نسبت به بسیاری از اطرافیان بیشتر شد، او شروع به کماهمیت دانستن دانش خود کرد تا بتواند خود را با بقیه یکسان کند. در ابتدا لیلی یاد گرفت که قدرت خود را کلمات پنهان کند.
بله



























