معرفی و دانلود کتاب صوتی قصههای هزار و یک شب - جلد شانزدهم: شب صد و یکم تا صد و هفتم
برای دانلود قانونی کتاب صوتی قصههای هزار و یک شب - جلد شانزدهم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب صوتی قصههای هزار و یک شب - جلد شانزدهم: شب صد و یکم تا صد و هفتم
کتاب صوتی قصههای هزار و یک شب - جلد شانزدهم، که یکی از آثار درخشان ادبیات کهن اسلامی است با تلاش عبداللطیف طسوجی ترجمه شده است. داستانهای این جلد که از شب صد و یکم تا صد و هفتم را شامل میشود، با صدای شیوا خنیاگر پیش رویتان قرار گرفته است که با لحن و زبانی فاخر شما را به روزگار کهن پارسی میبرد.
دربارهی کتاب صوتی قصههای هزار و یک شب - جلد شانزدهم
وقتی شاهزمان و شهریار از زخم خیانت به رنج آمدند، هر یک تصمیم متفاوتی گرفتند. یکی گوشهی عزلت را انتخاب کرد و دیگری به انتقام برخاست. شهرزاد زنی بود که به پا خاست و با هنر قصهگویی خود در مقابل انتقامجویی پادشاه ایستاد. کتاب قصههای هزار و یک شب - جلد شانزدهم اثر عبداللطیف طسوجی شبهای یکصد و یکم تا یکصد و هفتم قصههای شهرزاد را در دل خود جای داده است.
این اثر صوتی که با صدای گرم و شنیدنی شیوا خنیاگر به اثری جذاب و شنیدنی بدل شده است، شما را به شنیدن ادامهی یکی از طولانیترین و بهترین داستانهای هزار و یک شب یعنی حکایت ملک نعمان و فرزندان او، شرکان و ضوءالمکان دعوت میکند.
کتاب هزار و یک شب، داستان قدیمی پندآموز
با اینکه نویسندهی کتاب قصههای هزار و یک شب دقیقاً مشخص نیست اما مدارک و منابع تاریخی مختلف نشان میدهند که عبداللطیف طسوجی برای ترجمهی آن از عربی به فارسی کوشیده است. بنیان و اساس ماجرای این قصه قدیمی از این قرار است: شاهزاده شاهزمان هنگامی که پی برد همسرش با یکی از غلامان به او خیانت کرده، تخت سلطنت را رها کرد و روانهی سرزمینی شد که برادرش شهریار، پادشاهی آن را بر عهده داشت.
اما آن جا نیز غمش دوچندان شد وقتی دریافت برادرش نیز از خیانت همسر زخم خورده است. این شد که هر دو برادر سر به بیابان گذاشتند اما با از سر گذراندن وقایعی دریافتند که این راه چاره نیست. پس هر کدام راهی را برای التیام خشم و زخم خود برگزید.
شاهزمان تصمیم گرفت که برای همیشه از گزینش یار دست بکشد و با حصار تنهایی، خود را از هر گونه آسیب در امان نگاه دارد اما شهریار، شفای درد عمیقش را جز با ریختن خون نمیتوانست درمان کند. پس تصمیم گرفت هر شب یکی از دختران سرزمینش را به عقد خود درآورد و فردا جانش را بگیرد. اما چه کسی فکرش را میکرد که قصههای شهرزاد در کتاب هزار و یک شب به داد مردمان سرزمین برسد؟

قصههای شهرزاد؛ داستانهایی رنگارنگ
شهرزاد به انتخاب خود تصمیم گرفت به نکاح پادشاه درآید اما از پادشاه درخواست کرد تا در آخرین شب زندگیاش برای خواهرش دنیازاد قصهای بگوید. شاه میپذیرد و آغاز قصه همان و مسحور شدن پادشاه همان. سحرگاه که شب به سرآمد پادشاه تصمیم گرفت کشتن شهرزاد را به تعویق بیندازد تا باقی قصه را بشنود. این ماجرا تا آن جا ادامه پیدا میکند که قصههای هزار و یک شب را شکل میدهند، با داستانهایی رنگارنگ از عاشقانه گرفته تا جنگجویانه و عبرتآموز.
شما با شنیدن جلد شانزدهم کتاب صوتی هزار و یک شب نشر واوخوان، به صدویکمین شب قصهگویی شهرزاد خواهید رفت و ادامهی حکایت کهن ملک نعمان و فرزندان او، شرکان و ضوءالمکان، یکی از داستانهای هزار و یک شب را خواهید شنید. حکایتی که تا پایان این جلد یعنی شب صد و هفتم ادامه خواهد یافت.
ترجمه ماندگار عبداللطیف طسوجی
با اینکه متن کتاب هزار و یک شب، زبانی کهن و عباراتی پرطمطراق دارد اما نمیتوان انکار کرد که ترجمهی عبداللطیف طسوجی آن را به اثری قابل درک و روان بدل کرده است. داستانهای عامیانه، افسانههای کهن، ماجراهای پرکشوقوسِ گیرا و متن عاشقانه هزار و یک شب هر مخاطبی را به سادگی شیفتهی خود میکند و او را به دنیای سرشار از رخدادهای غافلگیرکننده میبرد. اثری برآمده از دل داستانهای کهن ایرانی، عربی و هندی که جذابیتهای نهان فرهنگهایی درهمآمیخته را آشکار میسازد.
پس اگر میخواهید با سیر و سیاحت در ادبیات کهن فارسی و گلچین جملات زیبا از کتاب هزار و یک شب، خود را در لذتی بیاندازه غرق کنید، با خرید کتاب صوتی قصههای هزار و یک شب - جلد شانزدهم و گوش سپردن به صدای دلنشین شیوا خنیاگر میتوانید طعم این لذت را بچشید؛ اثری ارزنده که با تلاش مؤسسه فرهنگ و هنر رها فیلم و نشر صوتی واوخوان تهیه و تولید شده است.
اقتباسهای سینمایی و فرهنگی از کتاب قصههای هزار و یک شب
تاکنون آثار بسیاری در دنیا با اقتباس از این داستان کهن تولید و عرضه شده است که برخی از مهمترین آن عبارتاند از:
- پائولو پازولینی فیلم داستانهای عشقی هزار و یک شب (Il fiore delle Mille e una notte) را با نگاهی به کتاب عبداللطیف طسوجی در سال 1974 تولید کرد.
- در سال 1987 طاهر صبیروف فیم آخرین شب شهرزاد (The Last Night of Scheherazade) را با اقتباس از داستان هزار و یک شب ساخت.
- در سال 1343 فرخ غفاری فیلم شب قوزی را بر اساس یکی از داستانهای هزار و یک شب روی پرده برد.
کتاب صوتی قصههای هزار و یک شب - جلد شانزدهم برای شما مناسب است اگر
- از شنیدن داستانهای کلاسیک و ادبیات کهن لذت میبرید.
- میخواهید یکی از مشهورترین داستانهای روایی جهان را بشنوید.
- به داستانهای برخوردار از لحن فاخر و زبان ادبی علاقه دارید
در بخشی از کتاب صوتی قصههای هزار و یک شب - جلد شانزدهم: شب صد و یکم تا صد و هفتم میشنویم
آتش جنگ بالا گرفت و ساعت به ساعت شقاق و نفاق بیشتر میشد و زمین از خون دلیران چون دریای عمان گردید تا اینکه شب از نیمه بگذشت و فریقین از کار بازماندند و از همدیگر جدا شدند و هر یک به لشکرگاه خود بازگشتند و کفار به ملک افریدون گرد آمدند و زمین ببوسیدند و رهبانان به ظفر ملک افریدون تهنیت گفتند. پس از آن ملک افریدون داخل قسطنطنیه شد و بر تخت مملکت بنشست و ملک روم به پیش او رفته با او گفت: مسیح تو را یاری کرده و بازوی تو را قوی گردانید و دعاهای مادر صالحهی مرا درباره تو مستجاب گردانید و آگاه باش که پس از ملک شرکان سپاه مسلمانان پاینده نخواهند بود. ملک افریدون گفت که به میدان میروم ذالمکان را به مبارزت خواسته بکشم. آنگاه جنگ ما و ایشان به انجام رسد و لشکر اسلام رو به عظیمت نهد. ملک افریدون را کار بدینجا رسید.
و اما لشکر اسلام و ذوالمکان چون به خیمهها بازگشتند، ذوالمکان برادرش را بدحال یافت وزیردندان و رستم و بهرام را طلبید. چون حاضر آمدند حکما را نیز بهر معالجه حاضر آوردند و به حالت ملک شرکان گریان بودند و آن شب را به بیداری به سر بردند. در آخرش شب زاهدی گریان گریان بیامد. ذوالمکان چون او را دید بر پای خواست. دست او را بگرفت و بر تن شرکان بمالید و او آیات قرآن تلاوت همی کرد تا صبح بدمید و ملک شرکان به هوش آمد و چشم بگشود و سخن گفت. ملک ذوالمکان فرحناک شد و گفت اثر دعای زاهد پدید گشت. پس شرکان شکر عافیت به جا آورد و گفتم منت خدایی را که اکنون به عافیت اندرم و آن پلید با من حیله کرد. اگر من چون برق خود را به کنار نمیکشیدم حربه او به سینه من فرو رفته از پشت من به درآمدی. حمد خدا را که مرا از حیله آن پلید برهید شما احوال مسلمانان با من بگویید ذوامکان گفتایشان از بهر تو گریانند. شرکان گفت من به عافیت اندرم. زاهد در کجاست و زاهد به بالین او ایستاده بود ذولمکان گفت زاهد به بالین تو ایستاده او را نظاره کن و دست او را بوسه ده.
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب | کتاب صوتی قصههای هزار و یک شب - جلد شانزدهم: شب صد و یکم تا صد و هفتم |
| نویسنده | عبداللطیف طسوجی |
| راوی | شیوا خنیاگر |
| ناشر چاپی | موسسه فرهنگ و هنر رها فیلم |
| ناشر صوتی | واوخوان |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۴۸ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان کهن فارسی |




























