کتاب نور العلوم، تنها یادگار و البته اثر سرشار و فراگیری است از عارف نامدار سدهی چهارم، شیخ ابوالحسن خرقانی که دربردارندهی اندیشههای این پیر شاهرودی، ضمن مروری بر زندگانی وی است. این کتاب عرفانی توسط عبدالرفیع حقیقت، چهرهی سرشناس و معاصر ایرانی در تاریخ و عرفان گردآوری شده و به نگارش درآمده است.
دربارهی کتاب نور العلوم
نورالعلوم را عصاره و گزیدهای جامع میدانند از آراء و نظریات عارف و صوفی نامدار ایرانی، شیخ ابوالحسن خرقانی (Abu al-Hassan al-Kharaqani)؛ اثری که بهمنزلهی تنها یادمان نگاشته شده از شیخ شاهرودی شناخته میشود.
این کتاب مفهوم نیکی از عرفان ناب ایرانی را از گذشتههای دور برای مردمان امروز به ارمغان میآورد. در رهگیری عرفان در میان ایرانیان و جستجوی آغاز و ریشههای اولیهی چنین چارچوب فکریای، میتوانیم مسیرهای گوناگونی بپیماییم و نقاط بسیاری را سرآغاز کاوش خود قرار دهیم؛ اما چه راهی بهتر از گوش سپردن به سخنان بانی حکمت اشراق، شیخ شهابالدین سهروردی که خود را وارث مسیری طولانی و گنجی چندهزارساله از عارفان و پیران و صوفیان میداند و در این راستا شرح کاملی از تاریخ عرفان در ایران، ارائه میدهد.
شیخ اشراقْ عرفان ایرانی را حتی پس از دوران اسلامی شدنش، ثمرهای حاصل رشد و نمو حکمت پیشااسلامیِ «خسروانی» میداند. وی به نام و نشان، سلسلهی عارفان و اشراقیون را از گذشتههای دور یاد میکند که در این تذکار، نام بزرگانی چون جاماسپ و فرشوشتر، از معاصران زرتشت، و پیرانی چون بایزید بسطامی و منصور حلاج و شیخ ابوالحسن خرقانی به چشم میآید. عبدالرفیع حقیقت (Abd al-Rafi Haqiqat) در کتاب نور العلوم افزون بر ارائهی متن اصلی نورالعلوم، شرح حالی از زندگانی شیخ ابوالحسن خرقانی و آراء و ابیاتی دلکش و زیبا از او را نیز ارائه کرده است.
عملکرد عرفان ایرانی در دوران اسلامی
در پایان، اشارهی کوتاهی به وضعیت جریان عرفانی در سدههای نخستین پس از اسلام در ایران ضروری مینماید. این جریان که بنابر قرائن موجود و مطابق باور صحیح سهروردی، پسزمینههایی پیشااسلامی دارد، پس از گذشت حدودا دو سده از ورود اسلام به ایران، خود را بازسازی کرده و با اندکی نرمش و آمیختگی، و پذیرایی اجتنابناپذیری از آموزههای اسلامی، قد برافراشته و با ظهور چهرههایی همچون بایزید بسطامی، شیخ ابوالحسن خرقانی، ابوسعید ابوالخیر، منصور حلاج، خواجه عبدالله انصاری و دیگران، بهسوی نهایت درخشانی و عروج، نایل شده است.
کتاب نورالعلوم، اثری است از شیخ ابوالحسن خرقانی که احتمالا توسط مریدی از مریدان وی مکتوب شده است. این اثر امروز توسط عبدالرفیع حقیقت و بر اساس نسخهی خطی بهجایمانده از این کتاب در موزهی بریتانیا، بازنویسی شده و بهانضمام شرحی از احوال و زندگانی این عارف بزرگ، در مجلدی کامل، در انتشارات بهجت به چاپ رسیده است.
کتاب نور العلوم برای شما مناسب است اگر
- به عرفان ایرانی و اسلامی علاقه دارید.
- به پژوهش در خصوص زمینهها و تاریخ حکمت خسروانی تمایل دارید.
- به تاریخ عرفان و حکمت اشراقی علاقه دارید.
در بخشی از کتاب نور العلوم: همراه با شرح احوال و آثار و افکار او میخوانیم
شیخ ابوالحسن: گفت خداوند جل جلاله بر دل من ندا کرد که بندهی من اینها که دست در تو میمالند و پس مرگ تو به گور تو زیارت آیند هشیار باش که ایشان را با من ترا باید میانجی کردن
شیخ گفت: مولی بر دل من ندا کرد و گفت هر کجا نیاز است مراد منم و هر کجا دعوی است مرا خلقانند.
شیخ گفت: خداوند جل جلاله بر دل من ندا کرد که: (بنده من، مهمان مرا حق بگزار) گفتم: (الهی من ندانم که حق مهمان تو چگونه گزارم)
گفت: کسانی که به سلامی مهمانی تو آیند باید که علیک السلام بیابند، و کس بود که مرا دوست دارد از دوستی من وی را آرزوی تو کند، و کس بود که خود آمده بود تا با تو اندوه ورزد، و کس بود که با من به چیزی درمانده بود و کس بود که من وی را از وی گرفته باشم، آمد و شد خود معلوم نباشد و لکن مهمان من بود و کس بود که این جهانی چیزی بخواهد از تو پس خداوند تعالی مرا گفت: هر چه بینی که من با تو کردم با خلق من آن کن. (گفتم): الهی من با خلق تو آن نتوانم کرد. گفت: (از من یاری خواه.)
شیخ گفت: مولی تعالی بر دل من ندا می:فرمود که بنده من مرا با تو مخاطبه به چهار چیز است: به دل و تن و زبان و مال دو به من میدهی و دو باز میگیری یعنی به تن طاعت میکنی و به زبان قرآن می خوانی دل و مال به من نمیدهی و مرا خودکار با این دو بیش است، اگر خواهی این دوی دیگر به تو بگذارم.
بله

















