کتاب درد، دارو، درمان نوشتهی حسینعلى رونقى را میتوان تلاشی برای بازنگری در برخی از باورهای رایج دربارهی پزشکی، بیماری و درمان دانست. نویسنده تلاش کرده است با نگاهی انتقادی، پرسشهایی دربارهی نقش صنعت، رسانه و فرهنگ در شکلگیری رویکردهای درمانی مطرح کند و کوشیده است تصویری متفاوت از آنچه معمولاً در ذهن عموم دربارهی سلامت و دارو شکل گرفته را ارائه دهد.
دربارهی کتاب درد، دارو، درمان
کتاب درد، دارو، درمان نوشتهی حسینعلی رونقی از یک منظر به نقد مهمی از سیستم درمانی و پزشکی پرداخته است که از دیدگاه بسیاری از خوانندگان میتواند جدید باشد. با این حال، رویکرد نویسنده در سراسر کتاب بیش از آنکه به ارائهی یک تصویر جامع از پیشرفتهای علمی و چالشهای واقعی حوزهی درمان تمرکز کند، بر جنبههای انتقادی و یکسویه تمرکز دارد.
همچنین در برخی موارد، این نگاه انتقادی ممکن است باعث نادیدهگرفتن دستاوردهای ارزشمند پزشکی مدرن یا پیچیدگیهای نظام سلامت در بسترهای گوناگون، بهویژه در کشورهایی با زیرساختهای متفاوت مانند ایران شود.
به نظر میرسد دیدگاه کلی حسینعلی رونقی بر این است که در طب سنتی یا پزشکی مدرن بیشتر از آنکه تمرکز روی علت بیماری باشد، روی درمان است و این موضوع باعث افزایش هزینههای بیرویهی درمان خواهد شد. از طرفی نقشی که رسانهها ایفا میکنند هم مورد نقد نویسنده است. او معتقد است این رسانهها گاهی باعث کج فهمی مردم و انتظارات بیجا از علم پزشکی میشوند.
پس از آن باورهای نادرست در مورد ویتامینها و حوزههایی مانند هورموندرمانی و تأثیر سرمایهداران و صاحبان شرکتهای دارویی روی میزان و چگونگی تأثیر استفاده از آنها مورد بحث قرار میگیرد. در این بخش نویسنده معتقد است که برخی از تأثیراتی که در مورد ویتامینها یا هورمون درمانی گفته میشود صرفاً معجزه است و کارکرد تبلیغاتی دارد.
سپس نویسنده در کتاب درد، دارو، درمان، روشهای نوین درمانی مانند ماساژ و طب سوزنی را مورد انتقاد قرار میدهد و میگوید علت محبوبیت این روشها بیشتر به دلیل ناامیدی مردم از علم پزشکی بازاری است.
باوجود این نکات قابلتأمل که شاید بیشتر ما هم در بعضی از جهات با آن روبهرو هستیم، نقدهایی نیز به دیدگاه نویسنده وارد است. برای مثال، او در تحلیل بیماریهای روانی، نوعی نگاه سادهانگارانه داشته و به طور مثال مهمترین و بهترین روش درمانی افسردگی را عشق توصیف میکند. این نوع نگاه ممکن است با نظر بسیاری از متخصصان سلامت روان و پژوهشهای علمی معتبر سازگار نباشد.
همچنین در کشوری مانند ایران که دسترسی به خدمات درمانی گاهی با محدودیتهای مالی و زیرساختی همراه است، نسخهپیچی کلی دربارهی عدم نیاز به درمان دارویی یا مراجعه به پزشک که در جایجای کتاب دیده میشود، ممکن است نتایجی برخلاف سلامت عمومی داشته باشد. البته که مصرف بیرویه دارو در ایران یک واقعیت غیرقابلانکار است، اما واقعیت این است که در بسیاری از موارد، دارو و مداخلات سریع پزشکی نهتنها میتوانند علائم را تشخیص، بلکه جان بیماران را نجات دهند.
در نهایت، کتاب درد، دارو، درمان از انتشارات جامی، کتابی است که تلاش میکند زاویهای کمتر دیدهشده از پزشکی را آشکار کند؛ نگاهی که در عین هشدار نسبت به روندهای نادرست، گاهی از دقت و توازن دور افتاده است. به طور کلی این کتاب را میتوان نقطهای برای آغاز بحث و نه نقطه پایان آن دانست.
کتاب درد، دارو، درمان برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای خوانندگانی مناسب است که به نقد ساختارهای نظام سلامت، فرهنگ تجویز دارویی و نقش سرمایهداری در پزشکی علاقهمند هستند.
در بخشی از کتاب درد، دارو، درمان: گفتاری پیرامون دشواریهای پزشکی در ایران میخوانیم
بىگمان بهترین و مؤثّرترین درمانِ تنهایى و ترس و تردید انسان، عشق است. وقتى گفتگو از عشق به میان مىآید، بیشتر مردم تنها عشقى که به خاطرشان مىرسد،عشق میان زن و مرد است. داستانهاى لیلى و مجنون و شیرین و فرهاد از داستانهاى کلاسیک عشقى است که مرد و زنى با شور و شوق و ذوق درراه معشوق از جان گذشته و خود را فداى معشوق مىکنند. واژه عشق از ریشه عشقه است. عشقه گیاهى است که در فارسى پیچک خوانده مىشود. این گیاه رشد وادامه حیاتش بستگى به درختى دارد که به گِردِ آنپیچد. آنچه از واژه عشق برمىآید این است که عاشق وجود خود را در معشوق مىبیند وجدا از او خود را نمىشناسد، وقتى که خود و خودخواهى از بین رفت عاشق دیگر تنها نیست. چراکه با تمام وجود به معشوق پیوسته است. دیگر ترسى از زندگى ندارد و به هیچ روى تردیدى هم در او باقى نمىماند. آدمى که عاشق است دیگر افسردگىرا حس نمىکند و تمام وجودش شور و شوق زندگى است.
جلال الّدین محمد مولوى که سرتا پا عشق بود اذعان مىدارد که عشق تنها یک احساس است و شرح و بسط عشق، چنانکه شاید، شدنى نیست.
هر چه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل گردم از آن
انسانهایى که براستى عشق را دریافته و آن را حس کردهاند، با این احساس زیبا، آنان را آرامش عمیق وشفا بخشى دست خواهد داد. اعجازى که داروها، چه شیمیایى وچه گیاهى، از آن عاجزند، اینجاست.
بله
















