عصر روشنگری، با اندیشههای ژانژاک روسو دربارهی آزادی فردی و برابری و عدالت اجتماعی به اوج خود رسید و زمینهساز انقلاب کبیر فرانسه شد. در کتاب تاریخ تمدن - جلد دهم: بخش اول، با عنوان روسو و انقلاب ویل دورانت و آریل دورانت، تحولات فکری، اجتماعی و فرهنگی قرن هجدهم و زمینههای شکلگیری انقلاب کبیر فرانسه را بررسی میکند. این کتاب که در گروه کتابهای تاریخ مدرن اروپا قرار میگیرد، تاریخ سیاسی و تحولات فکری و فلسفی اروپا را توأمان بازتاب میدهد.
دربارهی کتاب تاریخ تمدن - جلد دهم: بخش اول
قرن هجدهم میلادی اوج عصر روشنگری در اروپاست که با آراء فیلسوفان و متفکرانی مانند ولتر، دیدرو، مونتسکیو و روسو به پیش میرود و در نهایت به انقلاب کبیر فرانسه ختم میشود. ویل دورانت (Will Durant) و آریل دورانت (Ariel Durant) پس از آنکه در جلد نهم مجموعهی تاریخ تمدن (The Story of Civilization) دربارهی نیمهی اول قرن هجدهم و زندگی، اندیشهها و خدمات ولتر شرح دادند، در کتاب تاریخ تمدن - جلد دهم با عنوان روسو و انقلاب (Rousseau and Revolution) بار دیگر بر تاریخ قرن هجدهم پس از مرگ لویی چهاردهم در 1715 میلادی مطالعه میکنند؛ با این تقاوت که در جلد دهم بر نیمهی دوم قرن هجدهم میلادی تمرکز بیشتری میکنند و این بار با پرداختن به اندیشههای ژان ژاک روسو و و شرایط سیاسی و اجتماعی زمانهاش، زمینههای فکری و تاریخی شکلگیری انقلاب کبیر فرانسه را واکاوی میکنند. این جلد از تاریخ تمدن، نهتنها تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و هنری حاکم بر اروپا را تا آستانهی انقلاب کبیر فرانسه (1789) بازتاب میدهند، بلکه به مناسبات اروپا با امپراتوری عثمانی نیز اشاراتی دارد.
فرانسه درآستانهی تغییر
پس از مرگ لویی چهاردهم در سال 1715، فرانسه با دورهای از آشفتگی سیاسی و اجتماعی مواجه گشت. قدرت به پسر او، لویی پانزدهم، که هنوز کودک بود، منتقل شد و اداره کشور در ابتدا به شاهزاده دوک د/اورلئان به عنوان نایبالسلطنه سپرده شد. در این دوره، حکومت مرکزی تضعیف شد، دربار و قصر به مرکز فساد و زدوبندهای سیاسی تبدیل گشت و نارضایتیهای اجتماعی میان طبقات مختلف افزایش یافت. اقتصاد فرانسه پس از سالها جنگ و سیاستهای پرهزینه لویی چهاردهم در وضعیت دشواری بود و فاصلهی طبقاتی و بحران مالی به چشم میآمد. ویل و آریل دورانت کتاب تاریخ تمدن - جلد دهم: بخش اول را با تحلیل دقیق زمینههای سیاسی و اجتماعی این دوره آغاز میکنند و نشان میدهند چگونه ضعف سلطنت و فساد دربار، همراه با مشکلات اقتصادی و فقر عمومی، فضایی آماده برای نقد جامعه و ظهور فلسفهی روشنگری ایجاد کرد. دورانتها در این بخش هم از رویدادها و شخصیتهای مهم سیاسی میگویند و هم تصویری از زندگی روزمره و احساسات مردم ارائه میکنند تا بستر فکری و اجتماعی انقلاب فرانسه روشن شود.

ژان ژاک روسو و فلسفهی روشنگری
در قرن هجدهم، اروپا شاهد اوج گرفتن فلسفهی روشنگری بود؛ دورهای که عقل، تجربه و نقد سنتهای قدیمی بهویژه در زمینهی دین، سیاست و اجتماع ارزشمند شمرده میشد و متفکران تلاش میکردند با تأمل و استدلال، جوامع را به سمت عدالت، آزادی و پیشرفت هدایت کنند. در بخش میانی تاریخ تمدن - جلد دهم: بخش اول، ویل و آریل دورانت به اندیشههای کلیدی فیلسوفان روشنگری فرانسه میپردازند و از ولتر با نقد دین و حکومت مطلقه، دیدرو با تلاش برای گسترش دانش و انتشار دایرةالمعارف و مونتسکیو با نظریهی تفکیک قوا سخن میگویند. اما مهمتر از همه توجه ویژهای به ژان ژاک روسو و اندیشههای او دربارهی قرارداد اجتماعی و آزادی فردی دارند. بخش مربوط به روسو مشروحتر و مفصلتر از سایر فیلسوفان است. دورانتها در این بخش زندگی و آثار ژان ژاک روسو را شرح میدهند و او را مهمترین چهرهای میدانند که اندیشههایش مستقیماً زمینهساز انقلاب کبیر فرانسه شد و بر زندگی سیاسی و اجتماعی فرانسه تأثیر گذاشت.
روشنگری در اروپای غیرفرانسوی
بخش پایانی کتاب تاریخ تمدن - جلد دهم: بخش اول به بررسی اروپای غیر فرانسوی و وضعیت روشنگری در کشورهای دیگر مانند اسپانیا، اتریش، ایتالیا و اروپای شرقی اختصاص دارد. در این قسمت، ویل و آریل دورانت نشان میدهند که چگونه جریانهای فکری و فرهنگی روشنگری تنها محدود به فرانسه نبودند و شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سایر کشورهای اروپایی را نیز تحت تأثیر قرار دادند. این بخش، ضمن ارائه تصویری کلی از اوضاع اروپا، به شخصیتهای معروفی چون ماری ترز، ملکهی اتریشی و موتسارت، آهنگساز برجستهی اتریشی اشاره میکند و نقش آنان را در تحولات سیاسی، فرهنگی و هنری دوران روشنگری توضیح میدهد. ویل و آریل دورانت در این فصل با نگاهی تحلیلی، هم زمینههای اجتماعی و حکومتی این کشورها و هم تأثیرات روشنگری بر هنر و موسیقی و زندگی روزمرهی مردم را بازتاب میدهند. نویسندگان در این بخش از کتاب، بحثی کوتاه را به حکومت ترکان مسلمان در شرق اروپا و شمال آفریقا اختصاص دادهاند و اشاراتی نیز به ایران در زمان حکومت نادرشاه دارند که میتواند برای مخاطب ایرانی جذابیت داشته باشد.
در مجموع، جلد دهم کتاب تاریخ تمدن با عنوان روسو و انقلاب به قرن هجدهم و اوج عصر روشنگری در اروپا میپردازد و با ارائه تصویری جامع از تحولات فکری، اجتماعی و فرهنگی اروپا، نشان میدهد که چگونه تحولات عصر روشنگری در نهایت به انقلاب کبیر فرانسه منجر شد و نظامهای سیاسی و اجتماعی اروپاییان را متحول کرد.
کتاب حاضر را انتشارات علمی و فرهنگی با ترجمهی ضیاءالدین علائی طباطبایی منتشر کرده است.
کتاب تاریخ تمدن – جلد دهم برای شما مناسب است اگر
- علاقهمندید دربارهی پیشزمینههای شکلگیری انقلاب کبیر فرانسه بیشتر بدانید؛
- دربارهی ژان ژاک روسو و تأثیرات وی بر انقلاب کبیر فرانسه مطالعه میکنید؛
- به تاریخ اروپا در قرن هجدهم میلادی علاقهمندید؛
- دوست دارید دربارهی عصر روشنگری بیشتر بدانید.
در بخشی از کتاب تاریخ تمدن - جلد دهم: بخش اول: روسو و انقلاب میخوانیم
این نکته بسیار جالبتوجه است که کتابی مانند امیل که حاوی حمله به همه عناصر مسیحیت جز اصول کلی آن بود، از زیر دست مأمور نظارت (سانسور) گذشت و در فرانسه به چاپ رسید. ولی مأمور نظارت، مالزرب، باگذشت و پر عطوفت بود. او قبل از اینکه اجازه انتشار آن را بدهد، به روسو اصرار کرد بعضی از قسمتهایی را که تقریباً به طور مسلم کلیسا را به خصومت فعالانه وامیداشتند حذف کند. روسو امتناع کرد. بدعتگذاران دیگر، با استفاده از اسامی مستعار، از تعقیب قانونی گریخته بودند، ولی روسو باشهامت نام خود را در صفحات عنوان کتابهایش ذکر میکرد.
درحالیکه «فیلسوفان» کتاب امیل را بهعنوان دلیل دیگری بر خیانت روسو به فلسفه مورد حمله قرار دادند، روحانیان طراز اول فرانسه و قضات پاریس و ژنو آن را بهعنوان پشتکردن به مسیحیت محکوم میکردند. اسقف اعظم پاریس که با پیروان آیین یانسن مخالف بود، برای ماه اوت 1762 فرمان مؤکدی علیه این کتاب تدارک دید. پارلمان پاریس که از پیروان آیین یانسن طرفداری میکرد، سرگرم اخراج یسوعیان بود؛ بااینوصف، مایل بود که طرفداری خود را از مذهب کاتولیک نشان دهد؛ ظاهر امیل طوری بود که فرصتی برای واردکردن ضربهای به سود کلیسا به دست میداد. شورای دولتی که با پارلمان در جنگ بود و نمیخواست در هواداری از مذهب رسمی از دیگران عقب بماند، پیشنهاد کرد روسو دستگیر شود. دوستان اشراف روسو که به این مطلب پیبردن بودند، به او اندرز دادند بلافاصله از فرانسه خارج شود.
در 8 ژوئن مادام دو کرکی پیام پرهیجانی برای او فرستاد و گفت: «کاملاً حقیقت دارد که دستوری برای دستگیری شما صادر شده است. شما را به خدا بروید! سوزاندن کتاب شما لطمهای وارد نمیکند، ولی خود شما نمیتوانید تاب زندان را بیاورید. با همسایگان خود مشورت کنید.» همسایگان او مارشال دو لوکزامبورگ و همسرش بودند. آنها میترسیدند اگر روسو دستگیر شود، پای آنها هم به میان کشیده شود؛ هم آنها و هم پرنس دو کونتی به او اصرار کردند فرار کند و به او پول و یک کالسکه دادند تا مسافت طولانی از فرانسه به سوئیس را طی نماید. او با بیمیلی تسلیم شد. ترز را به همسر مارشال سپرد و در 9 ژوئن از مونمورانسی خارج شد. در آن روز فرمانی برای دستگیری روسو صادر شد، ولی اجرای آن با تأخیری شفقتآمیز صورت گرفت، زیرا بسیاری از افراد در دستگاه دولتی باکمال رغبت حاضر بودند بگذارند او فرار کند.
بله




























