قرن هجدهم میلادی که در اروپا به عصر روشنگری شناخته میشود، دورانی است که عقل، علم، آزادی فکری و نقد سنتهای دینی و سیاسی به اوج میرسد. در کتاب تاریخ تمدن - جلد نهم با عنوان عصر ولتر، ویل دورانت و آریل دورانت تصویری گسترده از این دوران ارائه میکنند و نشان میدهند در این عصر، فیلسوفان و نویسندگان بزرگی در اروپا ظهور کردند که با آثارشان پایههای تفکر مدرن را بنا نهادند. این جلد، تصویری از اروپای قرن هجدهم در ابعاد گوناگون سیاسی، اجتماعی، فکری و فرهنگی ترسیم میکند و نشان میدهد که چگونه اندیشمندان بزرگ زمینهی انقلابهای فکری و سیاسی آینده را فراهم ساختند.
دربارهی کتاب تاریخ تمدن - جلد نهم
پس از آنکه دستاوردهای علمی دانشمندانی چون گالیله، کپلر، نیوتن و دکارت در قرن هفدهم، عقل و مشاهدات تجربی را به مرجع شناخت بدل کرد، نگاه مردم به طبیعت و حقیقت تغییر کرد و زمینههای فکری و اجتماعی برای تحولات عظیم در اروپا، بهویژه انگلستان و فرانسه ایجاد شد. درحالیکه، در انگلستان نظام مشروطهی سلطنتی شکل گرفت، فساد و ناکارآمدی نظام سلطنتی فرانسه این حکومت را رو به نابودی میکشاند. همچنین گسترش روزافزون عقل، علم و آزادی فکر و افزایش نارضایتی از حکومت و کلیسا سبب میشدند تا ولتر و دیگر متفکران، اندیشههای تحولخواه خود را مطرح کنند و زمینهساز دوران تازهای در اروپا شوند. ویل دورانت (Will Durant) و آریل دورانت (Ariel Durant)، در کتاب تاریخ تمدن - جلد نهم (The Story of Civilization IX) با عنوان عصر ولتر (The Age of Voltaire) به بررسی تحولات فکری، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی اروپا، بهویژه فرانسه و انگلستان، در نیمهی نخست قرن هجدهم میپردازند.
ویل و آریل دورانت در کتاب تاریخ تمدن - جلد نهم، عصر ولتر را از جنبههای مختلف، سیاسی، اجتماعی، فکری و هنری بررسی میکنند. آنها در این کتاب تصویری کلی از اروپا در ابتدای قرن هجدهم ارائه داده و جامعهای را نشان میدهند که از یکسو با نابرابریهای طبقاتی، خرافات مذهبی و فشارهای سلطنتی درگیر و از دیگر سو، در حال جوشش فکری و علمی است. این کتاب نشان میدهد که چگونه پیشرفتهای علمی و فلسفی در انگلستان، بهویژه آثار نیوتن و لاک، الهامبخش اندیشهای جدید در فرانسه شدند.

نویسندگان در بررسی ساختار سیاسی کشورهای بزرگ اروپا، بهویژه فرانسه و انگلستان توضیح میدهند که چگونه سلطنت مطلقه در فرانسه در دوران لویی پانزدهم به فساد و ناکارآمدی کشیده شده بود؛ درحالیکه در انگلستان، با وجود نابرابریها، نظام پارلمانی توانسته بود میزانی از آزادی فردی و اجتماعی ایجاد کند. همچنین روابط بینالمللی، جنگهای آن دوره و رقابتهای استعماری نیز در این بخش تحلیل میشوند و مشخص میشود که تحولات انگلستان، شامل نظریههای سیاسی دربارهی حقوق فردی و حکومت مشروطه، تأثیری عظیم بر اندیشمندان قارهی اروپا گذاشت.
آریل و ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن - جلد نهم نگاهی دقیق به ساختار اجتماعی اروپا دارند؛ طبقات اشرافی که در تجمل و بیخبری از رنج تودهها زندگی میکنند، طبقهی در حال رشد بورژوازی که قدرت اقتصادی بیشتری مییابد و کشاورزان و کارگران که همچنان زیر فشار مالیاتها و بیعدالتیها به سر میبرند. نویسندگان تحولاتی چون گسترش تجارت جهانی، آغاز انقلاب صنعتی در انگلستان و تغییرات اقتصادی را از عواملی میداند که در نهایت به دگرگونیهای سیاسی بزرگ انجامید.
بخش مهمی از کتاب تاریخ تمدن - جلد نهم به مقابلهی فیلسوفان با کلیسا و مسیحیت اختصاص دارد. نویسندگان توضیح میدهند که متفکرانی چون ولتر، دیدرو، هولباخ، ژان ژاک روسو به مسیحیت تاختند و از اصول آن انتقاد کردند. ایشان عقل و فلسفه را مقابل دین قرار دادند و عقل و تفکر آزاد را تنها راه معتبر برای کشف حقیقت میدانستند. نقد عقلانی دین، شک در آموزههای کلیسایی و رشد علم، موجب تضعیف قدرت کلیسا در میان روشنفکران میشد. بااینحال، ایمان دینی در میان تودههای مردم همچنان نیرومند بود و کلیسا در بسیاری از نقاط اروپا همچنان قدرت سیاسی و اقتصادی عظیمی داشت.

از میان فیلسوفان و متفکران این عصر، بخش عمدهای از کتاب تاریخ تمدن - جلد نهم به زندگی پرماجرای ولتر اختصاص دارد. ویل دورانت ولتر را نه تنها بهعنوان نویسنده و فیلسوف، بلکه بهعنوان یک فعال اجتماعی معرفی میکند؛ کسی که با نهادهای قدرت، از کلیسا گرفته تا حکومتهای خودکامه، به مبارزه برخاست. نویسندگان شرح میدهند که چگونه ولتر در پی تجربههای تلخ زندان و تبعید، به انگلستان رفت و در آنجا با آزادیهای سیاسی و فکری آشنا شد. تجربهای که تفکر او را برای همیشه تغییر داد. بازگشت ولتر به فرانسه آغازگر تلاش بیوقفهی او برای گسترش ایدههای روشنگری بود.
ویل دورانت و آریل دورانت به دیگر چهرههای برجستهی عصر روشنگری نیز میپردازند و از کسانی مانند مونتسکیو با نظریهی تفکیک قوا، روسو با افکار اجتماعی و فلسفی خود دربارهی آزادی و قرارداد اجتماعی، دیدرو و دایرةالمعارف مشهورش که تلاشی برای گردآوری و اشاعهی دانش انسانی بود، یاد میکنند. نویسندگان با معرفی این شخصیتها و نظرات و فعالیتهایشان نشان میدهند که چگونه این گروه از متفکران، با وجود تفاوتهای فکری، در هدف مشترک روشنگری و مبارزه با تعصب و جهل، متحد بودند.
نویسندگان بخشی از کتاب تاریخ تمدن - جلد نهم را نیز به هنر و ادبیات در عصر ولتر اختصاص دادهاند. نویسندگان دربارهی ادبیات شکوفای انگلستان با نویسندگانی چون جاناتان سویفت، دانیل دفو، ساموئل جانسون و فیلدینگ و نیز ادبیات فرانسه با رمانها، نمایشنامهها و اشعار ولتر، روسو و دیگران سخن میگویند. همچنین در زمینهی هنر، به تحول سبک روکوکو و در موسیقی به نامهایی چون باخ و هندل اشاره میکنند و نشان میدهند که چگونه فرهنگ و هنر بازتابی از روحیهی جدید آزادی و شکگرایی بود.

کتاب تاریخ تمدن - جلد نهم نه تنها به زندگی و اندیشههای ولتر، بهعنوان نماد و چهرهی برجستهی عصر روشنگری میپردازد، بلکه سیمای کلی جامعهی اروپا، وضعیت دین، فلسفه، ادبیات، هنر، سیاست و اقتصاد آن زمان را نیز با دقتی چشمگیر ترسیم میکند. ویل دورانت با نثری روان و سرشار از بینش تاریخی، دنیای پرتحول قرن هجدهم را برای خواننده زنده میکند و نشان میدهند که چگونه افکار روشنگری که در نیمهی نخست قرن هجدهم شکل گرفتند، بهتدریج در عمل اجتماعی و سیاسی ظاهر شدند و زمینهی انقلابهای بزرگ آینده، بهویژه انقلاب فرانسه را فراهم کردند. به باور دورانت، این عصر با همهی کاستیهایش، یکی از درخشانترین دورههای تاریخ تمدن بشری بود. دورانی که عقلانیت، علم، هنر و امید به پیشرفت انسانی را در مرکز توجه قرار داد.
این کتاب را انتشارات علمی فرهنگی با ترجمهی سهیل آذری منتشر کرده است.
کتاب تاریخ تمدن - جلد نهم برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای دانشجویان، استادان، پژوهشگران و همهی کسانی که علاقه دارند دربارهی عصر روشنگری بیشتر بدانند، مناسب خواهد بود.
در بخشی از کتاب تاریخ تمدن - جلد نهم: عصر ولتر میخوانیم
ولتر بیگمان از این حقیقت آگاه بود که فقط گروهی از مردم انگلستان از این «حقوق طبیعی» بر خوردارند. میدانست که آزادی فردی در انگلستان از تعرض اوباش مصون نیست، آزادی ابراز عقاید دینی و سیاسی محدود است، ناسازگاران و کاتولیکها را به ادارات دولتی راه نمیدهند و رشوهخواری داوران را از اعمال کامل قانون بازمیدارد. ولتر این را میدانست، ولی امیدوار بود که با ستایش قانون اساسی انگلستان فرانسویان را علیه بیدادگری دولت و کلیسا به قیام وادارد. برخورداری مردم از این حقوق ابتدایی در کشورهای متمدن روزگار ما گواه بر پیروزی آزادیخواهان قرن هجدهم است.
ستایش ولتر از بیکن، لاک و نیوتن به اندازه سخنان از دریاره قانون اساسی انگلستان در اندیشه انسان معاصر اثر بخشیده است. او از بیکن مغضوب چنان یاد میکرد که بالینگبروک از دیوک آو مارلبره کرده است: «وی از چنان شأن والایی برخوردار است که من نمیتوانم به ذهنم خطور دهم که او گناهی مرتکب شده است یا نه؟» و اضافه کرده است: «این مرد بزرگ پدر فلسفه تجربی بود» نه برای آزمایشهایی که بدانها دست زده، بلکه برای خدمت ارزندهای که به پیشرفت تحقیقات علمی کرده است. همین سخن ولتر دیدرو و د/ آلامبر را بر آن داشت که بیکن را بزرگترین الهامبخش دایرۀالمعارف خود بدانند.
تقریباً سراسر نامه سیزدهم درباره لاک است. ولتر دریافته بود که لاک گذشته از اینکه دانش را جایگزین اسطوره روح ساخته، با انتساب همه دانش انسان به حواس او اندیشه اروپاییان را از وحی منزل به تجربه برگردانیده و تجربه را یگانه پایه و سرچشمه دانش شناسانده است. وی این سخن لاک را، که شاید بتوان ماده را به اندیشیدن واداشت، ستوده بود. این جمله او بیش از همه مطالب کتاب بر سینه بازرسان اداره سانسور دولت فرانسه سنگینی میکرد و برای توقیف آن کوشش زیادی کردند. گویا پیشبینی میکردند که این اندیشه روزی شالوده مادهگرایی لا متری و دیدرو خواهد شد. ولتر هیچگاه خویشتن را مادهگرا نخواند، ولی گفته دکارت را از «میاندیشم، پس هستم» به این بیان تغییر داد: «من جسمی هستم و میاندیشم؛ بیش از این چیزی نمیدانم.»
بله



























