کتاب کودکان و نوجوانان نسل هزاره اثری از رز ام کندانیز است که میکوشد به تأثیر رسانههای جمعی بر ذهن و رشد افراد بپردازد. در عصر حاضر دیگر مانند گذشته نمیتوان رسانههای جمعی را برای کودکان و نوجوانان محدود کرد و میتوان گفت در عصر کنونی از دو سالگی افراد در معرض دستگاههایی چون گوشی، تلویزیون، لپتاپ و غیره هستند. کندانیز برآن است تا با تحقیقاتی که پیرامون موردهای عینی داشته به بررسی تأثیراتی که رسانههای جمعی بر رشد کودکان دارند بپردازد.
دربارهی کتاب کودکان و نوجوانان نسل هزاره
فعالیتهای کودکان و نوجوانان در عصر حاضر با محوریت و نقش مرکزی رسانههای جمعی پیش میرود. کودکان دیگر نه با بازی کردن در کوچهها و فعالیتهای فیزیکی، بلکه بهواسطهی گوشیهای هوشمند، تلویزیون و دیگر ابزارهای رسانههای جمعی زمان و انرژی خود را صرف میکنند. چنین مسئلهای میتواند پیامدها، تأثیرات و الگوهای گوناگونی را در پی داشته باشد. کتاب کودکان و نوجوانان نسل هزاره (Children, Teens, Families, and Mass Media) نوشتهی رز ام کندانیز (Rose M. Kundanis) اثری پژوهشی است که میکوشد از دریچهی ارتباطات جمعی و روانشناسی رشد به بررسی مبحث مربوطه بپردازد و روند تأثیرگذاری رسانهها را ارزیابی کند. کتابی که میخوانید برآمده از پژوهشها و بررسیهای میدانی و موردهای عینی است و مؤلف تلاش دارد تا از طریق مشاهداتی گسترده به برآوردی کلی از مسئله دست یابد.
این یک حقیقت است که کودکان و نوجوانان امروز پیش از زمان موعود و رسیدن به سن رشد به سمت رسانههای جمعی جذب میشوند و از آنها استفاده میکنند. رز ام کندانیز در کتاب کودکان و نوجوانان نسل هزاره برآن است تا به نمایهای کلی از چنین مسائلی دست یابد: چگونه و چرا استفاده از ابزارهایی چون گوشی یا تلویزیون میتواند مسبب بروز خشم، اضطراب، هیجان یا سرخوردگی در کودکان شود و در بلندمدت چگونه الگوهای ذهنی آنان را تغییر میدهد. از سوی دیگر، آیا رسانههای جمعی در روند رشد ذهنی، جسمانی و درک جنسی کودکان و نوجوانان اختلال ایجاد میکنند و اگر چنین امری رخ میدهد چگونه میتوان آن را کنترل یا درک کرد. رز ام کندانیز در نوشتههای خود ابتدا یک بررسی کلی انجام میدهد، سپس مدارک و پروندههای عینی روانشناسی رشد را مطرح میکند و سپس به آسیبشناسی عصری که در آن قرار داریم میپردازد.

کتاب کودکان و نوجوانان نسل هزاره دربردارندهی مجموعهای از تحقیقاتیست که تاکنون در باب مسئلهی مربوطه توسط پژوهشگران، روانکاوان و دکتران صورت پذیرفته است. به همین روی، میتوان گفت اثری که میخوانید قادر است گسترهی وسیعی از مباحث مربوطه را مورد پردازش خود قرار دهد و نتایج ارزشمندی را به مخاطبان عرضه کند.
گفتنیست که در کتاب کودکان و نوجوانان نسل هزاره شاهد مصاحبههای رز ام کندانیز با تعدادی نوجوان فعال در حوزهی رسانههای جمعی نیز هستید. از دیگر مباحث کتاب میتوان به تحقیقات کندانیز در باب پدیدهی تلویزیون در دههی نود میلادی و نمودهای آن بر شیوههای رشد کودکان اشاره کرد. نویسنده با این اثر خود قادر است پژوهشی جامع به دانشجویان ارائه دهد و آنان را در جهت ایجاد یک تفکر انتقادی نسبت به تأثیر رسانههای جمعی بر فرایندهای زیست کودکان و نوجوانان یاری رساند. این اثر توسط فرزانه نزاکتی و فرج حسینیان ترجمه شده و انتشارات علمی و فرهنگی آن را عرضه کرده است.
در نکوداشت کتاب کودکان و نوجوانان نسل هزاره
- اثری برای آن دسته از دانشجویان که میخواهند مهارتها و ابزارهای لازم برای توضیح مباحث روانشناسی و تربیتی را یاد بگیرند. (نشریهی روانشناسی آمریکا)
کتاب کودکان و نوجوانان نسل هزاره برای چه کسانی مناسب است؟
این اثر به دانشجویان یا مخاطبان حوزهی روانشناسی رشد، روانکاوی کودک، مطالعات رسانه و ارتباطات توصیه میشود.
در بخشی از کتاب کودکان و نوجوانان نسل هزاره: خانواده و رسانههای جمعی میخوانیم
گرچه کارگاه سسامی و نیکلدئون با ایجاد ناگین در مقام شریک کنار هم قرار گرفتهاند، همچنان رقیب یکدیگر هم هستند. برنامۀ خیابان سسامی متعلق به کارگاه سسامی به دنبال جلب همان مخاطبانی است که پای برنامۀ سرنخهای آبی متعلق به نیکلدئون هم مینشینند. ادغام عمودی باعث ایجاد شرکای دیگری در حوزۀ تلویزیون کودکان شده است. خرید شبکۀ ایبیسی از طرف دیزنی باعث شده ایبیسی نتواند برنامههای تولیدی دیزنی را صبح یکشنبه پخش کند.
شرکت «ویاکام» بهعنوان شرکت مادر نیکلدئون، با سیبیاس ادغام شده و به دنبال متوقف کردن پخش نیک جونیور در صبح شنبه است. بنابراین، به قول نل «روند ادغامها در صنعت رسانه عملاً و به شکل طنزآمیزی به معادلسازی کیفی در تلویزیون کودکان کمک کرده است» (Ibid). همچنین، تولیدکنندگان قدرتمندی مانند دیزنی و نیکلدئون، برنامههای باکیفیتتری را روانۀ آنتن تلویزیون میکنند.
میتوان این بحث را مطرح کرد که دیزنی یک کلمۀ جاافتاده در حوزۀ آموزش نیست؛ اما مطمئناً در برنامهسازی کیفی و برنامهسازی ایمن برای کودکان نام معتبری است. آنها اکنون از این وضع عبور کردهاند و در عمل چند برنامۀ آموزشی قوی ساختهاند و برنامهریزی خوبی هم دارند که در حال حاضر نتیجه میدهد. این برنامهها محبوب و خوب است. برنامههایی مانند «دادگاه علم» رویۀ آموزشی مناسب و کارایی لازم را دارد (Ibid).
فرایند شراکت ممکن است از برخی جهات روند برنامهسازی برای کودکان را تقویت کرده باشد؛ اما دورنما را کمی گیجکننده کرده است. «دیگر نمیتوانید دنیا را با نگاه «ما در برابر آنها» (رقابتی) به نظاره بنشینید. بهتر است موقعیت خود را بشناسید و نقش خود را درست ایفا کنید و متحدانی برای خود برگزینید که در آن به نفع شما کار کنند» (Ibid).
بله
















