حکومتهای دینی همواره در روند انتخابهای متعدد برای نهادینه کردن زمینههای فرهنگی و تصمیمگیری در این زمینه با مشکلات و چالشهای گوناگون روبهرو هستند. کتاب بنیانهای نظری رویکردهای سیاست گذاری فرهنگی نوشتهی محمد پورکیانی به برخی از این چالشها اشاره کرده و راهکارهای اصلاح رویکردهای فرهنگی را نیز ارائه میکند.
دربارهی کتاب بنیانهای نظری رویکردهای سیاست گذاری فرهنگی
در جوامع کنونی، فرهنگ و جنبههای مختلف فرهنگی تاثیر زیادی در ارتقای آگاهی افراد داشته و مدیران فرهنگی به طور دائم به دنبال روشهای نوین تغییر و تحول در حوزهی فرهنگ هستند. حکومتهایی که بنیان فرهنگی آنها بر عناصر دینی استوار است، در تحول جامعه و دانش افراد با تناقضهایی مواجه میشوند که ممکن است مشکلات اجتماعی را در پی داشته باشد. کتاب بنیانهای نظری رویکردهای سیاست گذاری فرهنگی نوشتهی محمد پورکیانی با در نظر گرفتن اهمیت فرهنگ در حکومتهای دینی، بهویژه حکومت اسلامی، به عناصر تاثیرگذار در شکلگیری اخلاقیات دینی اشاره میکند.
امروزه کارشناسان فرهنگی بر این عقیدهاند که برخی از روشهای سنتی برای رشد فرهنگ اجتماعی در حکومتهای دینی کاربرد چندانی نداشته و اتخاذ رویکردهای نوین برای رشد زمینههای بنیادین در این حوزه ضروری است. نویسندهی کتاب بنیانهای نظری رویکردهای سیاست گذاری فرهنگی با تشریح مباحث مربوط به فرهنگ دینی برخی از تناقضهای موجود در حکومتهای دینی را پی گرفته و ارتباط مردم و فرهنگ را مورد بررسی قرار میدهد. محمد پورکیانی در این کتاب معتقد است که عملکرد حکومتها برای بهینهسازی رابطهی فرهنگ و جامعه نیاز به بازنگری داشته و برای پیشرفت در این زمینه روشهایی را پیشنهاد میکند.
کتاب بنیانهای نظری رویکردهای سیاست گذاری فرهنگی به کارشناسان فرهنگی توصیه میکند که از علوم نظری در جهت ارتقای سطح کیفی فرهنگ استفاده کرده و به روشهای قدیمی اکتفا نکنند. محمد پورکیانی در این کتاب مطالبی را در خصوص ریشههای فرهنگی در حکومتهای اسلامی گردآوری کرده و ضرورتهای اصلاح بنیادین نظری را در جوامع کنونی مورد بررسی قرار میدهد. موضوع مورد نظر نویسنده در این کتاب با روش تحلیلی و توصیفی و به زبانی ساده مورد ارزیابی قرار گرفته و مخاطب میتواند در این کتاب با جنبههای مختلف اخلاقی و تربیتی در زمینهی فرهنگ دینی آشنا شود.
کتاب بنیانهای نظری رویکردهای سیاست گذاری فرهنگی شامل پنج فصل بوده و به روشهای کاربردی در زمینهی ایجاد اتباطی سالم میان مردم و نهادهای فرهنگی اشاره میکند. محمد پورکیانی در این کتاب مواردی همچون رویکردهای سیاستگذاری فرهنگی، ابعاد سیاستگذاری فرهنگی، مدلهای تعیین خطمشی، طرحهای سازمانی، رویکرد تصدیگری در سیاستگذاری فرهنگی، رویکرد خدماترسانی در سیاستگذاری فرهنگی، شاخصهای تعیین سیاست در رویکرد هدایتگری و معیارهای درونی سیاستگذاری را مورد بررسی قرار میدهد.
کتاب بنیانهای نظری رویکردهای سیاست گذاری فرهنگی نوشتهی محمد پورکیانی توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.
کتاب بنیانهای نظری رویکردهای سیاست گذاری فرهنگی برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای علاقهمندان به موضوعات جامعهشناسی دینی و سیاسی و فرهنگ اسلامی مناسب است.
در بخشی از کتاب بنیانهای نظری رویکردهای سیاست گذاری فرهنگی میخوانیم
لیبرالیسم، آزادی و اختیار فردی را بنیان هنجاری زندگی اجتماعی قلمداد میکند و سازوکارهایی مانند بازار و دموکراسی را برای تضمین این آزادی پیشنهاد میدهد. اسمیت به همین اعتبار و با این استدلال که «دست غیبی» بازار بیانگر نوعی هماهنگی طبیعی منافع و خودبهخود موجد نظم اجتماعی است، به فردگرایی روی میآورد. بنتام بهعنوان بنیانگذار فایدهمحوری، این رویکرد را در روانشناسیهای عقلگرایانه دنبال کرد. از دیدگاه بنتام، انسانها راه خود را با استفاده از یک نوع «علم حساب لذت» انتخاب میکنند؛ به این معنا که آنها مقدار نسبی لذت یا رنجی را که ممکن است از اعمال مختلف حاصل شود با هم مقایسه میکنند. آنها میتوانند این مقادیر را برحسب «فایده» بیان کنند و مقدار این فایده را هم میتوان در مقایسه با قیمتهای بازار محاسبه کرد. در این روانشناسی، انسانها نه واجد نوعی حس اخلاقی غریزیاند، نه از فطرتی اجتماعی برخوردارند، بلکه صرفاً به دنبال به حداکثر رساندن مبادلهی رنج و لذت خودند. بر این اساس، تمامی ارزشهای اجتماعی و نظم اجتماعی را میتوان به نوعی روانشناسی عقلگرایانه فروکاست. این رویکردها با دفاع از فردگرایی روششناختی چنین ادعا کردند که واحد اصلی تحلیل اجتماعی «جامعه» نیست، بلکه افراد، خواستهها و محاسبات آنهاست.
در مقابل نظریههای لیبرالِ آغازین به جای تأکید بر استقلال فردگرایانه به نقش دولت در ایجاد نظم اجتماعی توجه کردهاند. هابز در تعبیر بدبینانی مشهورش وضعیت طبیعی را بهسان یک جنگ «همه علیه همه» توصیف میکند. در این وضعیت، زندگی حالتی «تکافتاده، ناقص، کثیف، حیوانی و کوتاه» دارد. با فرض چنین وضعی است که او میپرسد: اگر زندگی بشر را در یک جامعهی تجاری قدرتی بیرقیب تدبیر و اداره نکند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ لاک نیز مانند هابز در نظریهی قرارداد اجتماعی معتقد است که افراد میتوانند با محاسبهی عقلانی منافع درازمدت خود از روی اختیار و به نفع نظم، حاکمیت را به قانون یا حاکم واگذار کنند. این نظم سیاسی در مقابل رقابت و ستیز بی حد و حصر خواستهها و تمنیاتی است که از دل بازار برمیخیزد.
بله

















