نیلوفر میرزایی در کتاب خشونت خانگی به شرح مسألهای قدیمی و گسترده در اکثر جوامع بشری، یعنی خشونت علیه زنان میپردازد. او با تعریف و توضیح اشکال مختلف از این نوع خشونت به تبیین علل وقوع آن، ابتدا در خانواده و سپس در تصویری بزرگتر یعنی کلیت یک جامعه میپردازد. او در این کتاب قصد دارد تا با ارائهی تعریفی جامع از علل و عوامل ایجاد خشونت خانگی، جنبههای پنهان و پرداختنشده به این مسألهی مهم و رایج را آشکار و واضح سازد.
دربارهی کتاب خشونت خانگی
زنان یکی از مهمترین ارکان خانواده هستند اما در طول تاریخ همواره در معرض خشونت خانوادگی قرار داشتهاند. یکی از بزرگترین مشکلات مسیر در جهت شناخت و ریشهیابی دقیق این معضل در جوامع، سکوت زنان در برابر این نوع از خشونت است و به این دلیل که این نوع از خشونت در محیط خصوصی خانواده رخ میدهد، مردان خود را برای اعمال آن خشونت محق میدانند. از منظر حقوقی نیز ادعای خصوصی بودن حریم خانواده میتواند راه فراری از مواجههی قانونی با این نوع از خشونت شود. نیلوفر میرزایی در این کتاب به بازتعریف اشکال خشونت در خانواده میپردازد و انواع خشونت خانگی شامل: خشونت فیزیکی (شامل ضربوشتم)، خشونت روانی (شامل تهدید به بردن آبرو، از بین بردن اعتمادبهنفس و سرکوب زن)، قتلهای ناموسی، خشونت اقتصادی (وابستگی مالی زن به مرد خانواده بهصورت ابدی) و... را بررسی میکند.

مواردی از بروز خشونت علیه زنان در این کتاب وجود دارند که بهرغم آنکه سازمانهای بینالمللی فراوانی از وقوع آنها ابراز نگرانی کردهاند اما اِعمال آنان همچنان در بسیاری از نقاط دنیا میان فرهنگهای مختلف رایج است و درعینحال ممکن است برخی از زنان ساکن کلانشهرها از آن نوع از اعمال خشونتها کاملا بیخبر باشند. نیلوفر میرزایی جنسیتگزینی قبل از زایمان (کودککشی دختر)، ختنهی دختران (قطع اندام تناسلی دختران که باعث بروز صدمات جسمی و روانی شدیدی در کوتاهمدت و بلندمدت شامل عفونت، قانقاریا و عقیم شدن برای زنان میشود) و خشونت نارضایتی از جهیزیه (شامل شماتت روحی، شکنجه جسمی و حتی زندهزنده سوزاندهشدن زن) را از جمله آن موارد میداند.
در کتاب خشونت خانگی به این مسأله توجه میشود که خشونت از هر نوع آن باعث میشود که قربانی از ارزش و حقوق انسانی خود خالی شود و درنتیجهی آن لطمات و ضربات جبرانناپذیر فراوانی بر پیکرهی جسم و روح او فرود آید. از آنجایی که زنان نیمی از هر جامعه را تشکیل میدهند نمیتوان این صدمات و مشکلات عمیق را نادیده انگاشت. در حقیقت هر ضربه به پیکرهی روح و جسم زن، ضربهای به پیکرهی جامعه است. نیلوفر میرزایی با وقوف کامل به این امر اجتماعی مهم، پیشنهاداتی را برای بلندمدت، میانمدت و کوتاهمدت ارائه داده است که چرخهی خشونت خانگی به کمک سازمانهای حمایتی مستقل زنان، رسانهها، مطبوعات و قوانین جزایی محکمتر خاتمه یابد.
کتاب خشونت خانگی برای چه کسانی مناسب است؟
افرادی که به وقوع ناعدالتیهای خانوادگی و اجتماعی علیه زنان و تحلیلهای جامعهشناسی علاقمند هستند، مخاطبین اصلی این کتاب هستند.
در بخشی از کتاب خشونت خانگی: آسیب پنهان اجتماعی میخوانیم
تحقیقات نشان میدهد، خشونت علیه زنان از دورانی که دختران وارد عرصهی اجتماعی میشوند شروع میشود که یکی از این زمینهها، ازدواج و شروع خشونت شوهران و در برخی موارد وابستگان شوهر نیز میباشد. در بُعدی دیگر بین خشونت و انواع سرمایهها نیز ارتباط وجود بدین معنی که همسرانی که دارای میزان بالای تحصیلات، رفاه اجتماعی و روابط اجتماعی میباشند کمتر اقدام به خشونت میکنند. در نتیجهای دیگر تحقیقات نشان میدهد خشونتهای روانی، جنسی، جسمی و اقتصادی نیز از جمله خشونتهای بکارگرفته شده بر علیه زنان میباشد. همچنین نتایج تحقیقات نشان میدهد؛ زنان بر این باورند که حاکمیت مردسالاری بر دستگاههای قانونی و اجرایی مانع از برخورد با خشونتهای خانگی میگردد.
همچنین از مهمترین علل خشونت، علل فردی، در جنبههای زیستی (مانند هورمونهای مردانه و توانبدنی بالاتر مردان) و روانشناختی (مانند تندخویی، دمدمیمزاجی، بدگمانی، حالت انفعالی مردان همسرآزار، ناکامی، ضعف اخلاقی و اعتیاد)، علل تعامل میانفردی در جنبههایی مانند جنسیت، اقتدارگرایی مردانه در خانواده، یادگیری اجتماعی، و مشکلات ارتباطی (مانند اسناد منفی، تعارض و بدهکاری) و علل اجتماعی در جنبههای اقتصادی (مانند بیکاری، مشاغل کارگری و درآمد کم) و فرهنگی (مانند پذیرش اجتماعی خشونت، پیشداوری نسبت به زنان و غیره) است. از دیگر عوامل میتوان به استرس، از دستدادن شغل، نگرشهای جنسی و کلیشههای جنسی میباشد. مجموعاً میتوان ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، قانونی و اقتصادی را در خشونت علیه زنان مؤثر دانست.
بله
















