مشاوران مدرسه اکنون یکی از پایههای اصلی ساختار مدارس را تشکیل میدهند؛ بنابراین تسلط به مدلهای مشاوره از الزامات کار آنها به شمار میرود. کتاب مشاوره مدرسه در هزاره سوم نوشتهی رضا شیبانیفر، سهیل هاشمی و مالک هاشمی انواع متفاوت و جدیدترین مدلهای آموزش را به شما میآموزد تا در روند مشاورهی خود به کار ببندید.
دربارهی کتاب مشاوره مدرسه در هزاره سوم
روند و سرعت تغییرات در دنیای امروز، زندگی همهی انسانها را دچار دگرگونی کرده است. این فرآیند بیش از هر گروهی، کودکان و نوجوانان را تحت تأثیر قرار داده است: روابط آنها با خانواده، دوستان و همسالان، رفتارهایی که در مدرسه از خود بروز میدهند و سایر اعمالی که در زندگی آنها نقش مهمی دارد، امروز بیش از هر زمان دیگری دچار تغییر شدهاند.
با توجه به آنچه گفته شد، لزوم وجود مشاوران در مدارس به امری ضروری بدل شده است. دانشآموزان با مراجعه به مشاور مدرسه، میتوانند درمورد پرسشها، دغدغهها و چالشهای خود صحبت کنند. به عنوان مثال، خوابآلودگی در طول روز، مشکلات ارتباطی با سایر دانشآموزان و والدین، عدم مهارت در تصمیمگیری یا برنامهریزی و مواردی از این دست، جزو مهمترین مسائلی هستند که مراجعه به مشاور را میطلبند.
مشاوره مدرسه در هزاره سوم به قلم رضا شیبانیفر، سهیل هاشمی و مالک هاشمی، در راستای این موضوع مهم، به آموزش مدلهای گوناگون مشاوره پرداخته تا به کمک آنها بتوانید در جایگاه مشاور، نتایج بهتری را حاصل کنید.
از آنجا که نیاز است برای هر مراجع، مدل مخصوص به خود او در جلسهی مشاوره پیاده و اعمال شود، خواندن این کتاب شما را در تسلط بر روشهای مختلف و آگاهی به نحوهی به کار بردن آنها یاری میکند.
کتاب مشاوره مدرسه در هزاره سوم مناسب چه کسانی است؟
این کتاب برای افرادی که با دانشآموزان در ارتباط هستند، به خصوص مشاوران مدارس، مفید خواهد بود.
در بخشی از کتاب مشاوره مدرسه در هزاره سوم میخوانیم
هدف از استفاده فنون هیجانی زیر سؤال بردن عقاید نامعقول درمانجویان است که در طول جلسات درمان و بهعنوان تکلیف خانگی برای کمک به تغییر افکار، هیجانها و رفتارها صورت میگیرد (کری، ص420).
استفاده از شوخی: بر این اصل استوار است که آشفتگیهای هیجانی اغلب، از خیلی جدی گرفتن خود ناشی میشود. بنابراین این رویکرد از مقدار مناسبی شوخی استفاده میکند. یکی از جنبههای جالب رفتاردرمانی عقلانی_هیجانی این است که شوخی را پرورش میدهد و به درمانجو کمک میکند زندگی را سر جای خود ببیند. به درمانجو کمک میکند تا خود را خیلی کمتر جدی بگیرد، شوخی به درمانجو یاد میدهد بخندد نه به خودشان بلکه به شیوه تفکر و محکومبه شکستشان (کری، ص421).
تصویرسازی ذهنی عقلانی-هیجانی: این فن، نوعی تمرین ذهنی عمیق است که برای ایجاد کردن الگوهای هیجانی جدید تدارک دیدهشده است. هنگام اجرای آن از درمانجویان درخواست میشود تا یکی از بدترین چیزهایی که ممکن است برای آنها اتفاق افتد را بهصورت واضح تجسم کنند. آنها خود را در موقعیتهای خاصی تجسم میکنند که دستخوش احساسات ناراحتکنندهای میشوند. سپس به آنها آموزش داده میشود چگونه برای پرورش دادن هیجانات سالم بهجای هیجانات مخرب خود را تربیت کنند. وقتی درمانجویان احساسات خود را در مورد ناملایمات تغییر میدهند، بهتر میتوانند رفتارشان را در این موقعیت تغییر دهند. چنین فنی را میتوان بهصورت مفید در موقعیتهای میان فردی و موقعیتهای دیگری که برای فرد مشکلساز هستند، اجرا کرد (کری، ص420).
نقشگذاری: نقشگذاری مؤلفههای هیجانی، شناختی و رفتاری دارد و درمانگر اغلب به درمانجو نشان میدهد که چه چیزی به خودشان میگویند که موجب آشفتگی میشود. درمانجویان میتوانند رفتارهای خاصی را تمرین کنند تا آنچه را در یک موقعیت احساس میکنند، آشکار سازند. برای مثال، فرد ممکن است به خاطر ترس از اینکه پذیرفته نشود از تقاضا دادن برای دوره کارشناسی ارشد منصرف شود. پذیرفته نشدن در دانشکده مطلوب او احساسات شدید احمق بودن را اشاره میکند. فرد مصاحبهای را با مدیر گروه دانشجویان کارشناسی ارشد را نقشگذاری میکند (کری، ص421).
بله


















