ایوان آنتیک در کتاب همه چیز عالی است با نشان دادن ماهیت حقیقت هستی و علت بینقص بودن آن این امکان را در اختیار شما قرار میدهد تا کمال را در زندگی خود تجربه کنید. انسانها تنها موجوداتیاند که به کمال نیاز دارند و کتاب حاضر این ویژگی خاص را از دیدگاه انسان نشان خواهد داد.
دربارهی کتاب همه چیز عالی است:
بدون شک ما حقیقتِ هستی را آنطور که کامل است در نمییابیم، بلکه به آن همچون میدانِ نبردِ تضادهای گوناگون که فراتر از کنترل ماست، نگاه میکنیم که گهگاه منشأ بزرگ رنجی عظیم میشود و از دیدِ ما بسیار ناعادلانه بهنظر میرسد؛ درحالیکه همزمان تلاشی بیهوده برای خوب بودن میکنیم و بهتبع، میخواهیم به ما خوبی شود. بنابراین اگر ادعایی غیر از این شود، درگیری ذهنی بزرگی به وجود میآید که آیا همهچیز عالی است؟ اما همۀ چالشها میتوانند بهوسیلۀ درک حل شوند و در این مورد خاص، با درک ماهیتِ واقعیت، ماهیت انسان و ماهیت آگاهی، این درگیری ذهنی برطرف میشود.
کارِ اول ما باید درک منطقِ اساسی این معما باشد که اگر هستی از قبل کامل نبود، زندگی به این ترتیب جلوه پیدا نمیکرد، مشکلات و اختلافنظرها غیرقابل حل بود و نقص در بنیان همهچیز دیده میشد. اگر کمال، اساسِ کار نبود، هیچ توسعه و رشدی وجود نداشت و ممکن بود ویرانگری تمام هستی را در خود غوطهور سازد. اما میبینیم که اینگونه نیست و همهچیز درحال توسعه است. همیشه در بدترین وضعیت، راهی برای خروج پیدا میشود. اگرچه پدیدههای غیرمنطقی و مخربی روی میدهند؛ اما اگر اساس بر کمال نبود، هیچ پیشرفت و رشدی هم نبود.
از «هیچ» نمیتواند چیزی بیرون آید. فقط از چیز مشخصی که دارای کمال است چیزی حاصل میشود؛ بنابراین اگر پایه و اساس همهچیز کمال نبود، حتی پدیدههای ناقص هم ممکن نبود به وجود بیایند. اگر تاریکی وجود نداشت، نور نیز معنایی نداشت. بهنظر میرسد تمام پدیدههای ناقص فقط با هدف بالا بردن آگاهی ما از کمال وجود دارند. علت اینکه ما کمالِ حقیقت را نمیبینیم صرفاً به این دلیل است که کُلِ حقیقت را نمیبینیم. ما از این واقعیت غافلایم که وجود دارای ابعاد متعدد است.
ما تمام ابعاد طبیعت را نمیبینیم، بلکه خشنترین و سختترین آن یعنی پدیدۀ فیزیکی، چیزی را که میتوانیم با حواس خود درک کنیم میبینیم. با این حال، پدیدههای فیزیکی صرفاً نتیجۀ نهایی علتهای پیشین و فرایندهایی هستند که ساختار لطیفتری در مقایسه با جهان فیزیکی دارند، از این رو نمیتوانیم آنها را ببینیم. بعضی اوقات احساس میکنیم یا شک میکنیم که چیزی فراتر از آنچه میبینیم وجود دارد؛ اما همهچیز برای ما ناشناخته است.
اگر پاردوکسهای زندگی، راز مرگ، تناسخ، خیر و شر، عدالت و... برای شما مبهم هستند کتاب همه چیز عالی است (Everything is perfect) ماهیت این مسائل را به وضوح آشکار میکند و پاسخهایی منطقی به سوالات شما در مورد رویدادهای مختلف زندگی میدهد.
نکوداشتهای کتاب همه چیز عالی است:
- ترکیبی کامل از علم و عرفان. (نقد و بررسی آمازون)
- کتابی منحصر به فرد و مملو از گوهرهای خرد. (Carole L منتقد آمازون)
- کتابی بسیار مفید که نمیتوان فراموشش کرد. (Rose H منتقد آمازون)
- هر فصل پر از ایدهها و بینشهای منحصر به فرد است که هر کدام میتوانند یک کتاب جدید باشند. (Nancy B منتقد آمازون)
کتاب همه چیز عالی است مناسب چه کسانی است؟
اگر میخواهید درک بیشتری از وجود خود و جهان هستی به دست آورید، خواندن کتاب همه چیز عالیست را به شما پیشنهاد میکنیم.
ایوان آنتیک را بیشتر بشناسیم:
ایوان آنتیک (Ivan Antic) به مدت 37 سال است که به تمرین مدیتیشن شیکان تازا ذن میپردازد و تاکنون دوازده کتاب در مورد روح و آگاهی، مراقبه، تاریخ واقعی، سانکیا، طالع بینی و قانون جذب و داشتن یک زندگی منزوی و مستقل به رشته تحریر درآورده است.
جملات برگزیده کتاب همه چیز عالی است:
- همیشه وقتی متوجه کل هستیم همهچیز را مثبت میبینیم.
- کیهان آینهای است که آگاهی مطلق در آن منعکس و متجلی میشود.
- همیشه وقتی اتفاقِ منفیای تجربه میکنیم بدان معنی است که ما «کل» را نمیبینیم.
- تنها راه پرهیز از همۀ تضادهای کیهان بیرونی، روی آوردن بهسمت خود و خودآگاهی، تقویت ادراک و مقصود و گرفتار نشدن بیشتر در پدیدههای متضاد است.
در بخشی از کتاب همه چیز عالی است میخوانیم:
به چیزهایی که در دست دارید یا در اطرافتان است نگاه کنید، هوایی را که نفس میکشید حس کنید یا زمینی که روی آن ایستادهاید. همه ماده است. در حالت جامد، مایع و گاز وجود دارد. هم اشیا و هم آگاهی از آنها به صورت موازی وجود دارند. اشیا در خارجاند و آگاهی در درون شماست. با این حال همۀ اینها یک چیز و یک چیزند، یک پدیدۀ یکسان، فقط با روشی متفاوت. در بیرون به شکل مادۀ خشن و از درون بهعنوان آگاهی از آن یاد میشود. آگاهی و چیزها یک پدیدهاند و یکسان؛ اما به سبب ابعاد گوناگونی که همزمان وجود دارند، متفاوت بیان میشوند. ابعاد تفاوت ایجاد میکنند. عنصر باد یک فکر یا ایده در ذهن ماست، درحالیکه چیزی که ما در اختیار خود داریم، در عنصر خاک است و با استفاده از قصد، نیرو و انرژی (عنصر آتش) و تخیلِ الهامبخش (عنصر آب) ایجاد میشود. وجود و آگاهی یکی و یکسان است. ما وجود را پدیدهای خشن و بیرونی میدانیم و آگاهی را منعطف و باطنی، گرچه به علت شرایط مشاهدۀ جسمی و ابعاد وجود، آنها را متفاوت تجربه میکنیم.
تمام چیزهای ظاهری درحقیقت یک چیز هستند. همان ذرهای هستند که بهطور مداوم در شکلهای متفاوت متجلی میشود که قبل از آن همان هشیاری الهی بوده که مقدم بر آفرینش است. آن هشیاری درون ماست، در روح ماست. میتوان گفت هشیاری الهی در فاصلۀ بین دو ارتعاشِ ذرۀ الهی وجود دارد. همهچیز از آن «ذرۀ الهی» به ارتعاش در میآیند وگرنه هیچ شیئی نمیتواند وجود داشته باشد؛ وقتی «قصد و خواسته» با هشیاری الهی همراه میشود، آنگاه آن هشیاری به شکل صندلی، کتاب، دیوار یا زمین یا هر جسم دیگری شکل میگیرد؛ اگر آگاهی و هشیاری الهی وجود نداشت، همۀ چیزهایی که در اشکال مختلف درحال ارتعاشاند، در «اتر» از هم جدا میشدند.
بله























