کتاب 1001 راز بنگاههای املاک نوشهی امیرهمایون کاشانیکیا، وظایف و مسئولیتهای مشاوران املاک را برمیشمارد و قوانین موجود در زمینهی فروش، خرید و اجارهی مسکن را با جزئیات بیان و شما را در این باره راهنمایی میکند.
دربارهی کتاب 1001 راز بنگاههای املاک:
نویسنده هدف خود را از نوشتن این کتاب، آشنایی مردم عادی و بهویژه افرادی که در حوزه املاک و مستغلات مشغولاند، بیان کرده تا بلکه با بهرهگیری از اصول و تجربههایی که در عرصهی مشاورهی مسکن در این اثر مطرح میشود، هر فردی به طور مستقل قادر باشد مشاور املاک خود در زمینهی خرید، اجاره یا سرمایهگذاری مسکن باشد.
برخلاف نگاهی که بین عموم جامعه وجود دارد، حوزهی مشاوره املاک یک کار علمی کاربردی همراه با فرمولها و مسائل دقیق و خاص به شمار میآید که توجه به آنها بهخصوص برای دستاندکاران این عرصه بسیار کارآمد است. با توجه به کمبود کتاب و مقاله در حوزهی مسکن، خرید و فروش و اجاره آن و با وجود کتابها یا کلاسهایی که تنها به قانونهای حقوقی از نظر ویرایش و ثبت قراردادهای گوناگون و برخی اصول کلی در رابطه با اوضاع کلان ملک و امور مربوط به شناخت املاک میپردازند، نویسنده بر آن شد تا کتابی با این خصوصیات و با جزئیات و دقت بیشتر در این زمینه به رشته تحریر درآورد.
کتاب 1001 راز بنگاههای املاک برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای افرادی که در حوزه مشاوره مسکن و خرید و فروش و اجاره املاک فعالیت میکنند، بسیار مناسب و کاربردی است.
در بخشی از کتاب 1001 راز بنگاههای املاک میخوانیم:
ما نباید فراموش کنیم که مسکن نیز همچون تمام کالاهای دیگر وابسته به عرضه و تقاضا میباشد و نه تنها امتیازی بر دیگر کالاها ندارد بلکه به دلیل غیرمنقول بودن و قیمت بالاتر و همچنین مسائل عدیده سندی که نسبت به سایر کالاها، امتیاز کمتری هم دارد. پس اگر مسکن را همچون سایر کالاها در نظر بگیریم، همانگونه که یک تاجر برای تبدیل سریع مالالتجاره خود به پول باید قیمتهای پایینتری نسبت به قیمت بازار اعلام و بر مبنای مبلغ نهایی، کمیسیون واسطهها را بپردازد در زمینه ملک هم این داستان صدق میکند.
زمانی که یک مالک به مشاوری پیشنهاد میدهد که اگر ملک را که در 100 میلیون تومان میارزد اگر به قیمت 120 میلیون بفروشی یا اجاره بدهی من به شما 10 میلیون پرداخت میکنم، یعنی این که این شخص قصد سوءاستفاده از مشاور و تشکیلات را دارد. چرا که اگر این امر را به کالای دیگر مثل شکر تمثیل کنیم اگر یک تاجر شکر که به صورت اعتباری و چکی کالای خود را کیلویی 100 تومان میفروشد در صورت احتیاج فوری به پول اگر به یک واسطه پیشنهاد 120 تومان را میدهد آن دلال به وی خواهد خندید و به عقل او شک میکند حتی اگر آن تاجر درصد بالا بدهد چرا که لازمه فروش فوری و نقدی کالا زیرفروشی یا پایین آوردن قیمت زیر قیمت کارخانه میباشد و نه بالا بردن آن.
شاید بسیاری از دستاندرکاران بگویند ما خودمان یا دیگری بالابود گرفتهایم؛ در جواب این دسته یادآوری میکنم که خریدار یک کالا که ارزشش مثل آبنبات معلوم است را گرانتر از قیمت درج شده روی جنس نمیخرد، چه برسد به خریدار یک کالای ارزشمند که خریداران آن با سرمایهگذاری دارای تجربه و با مشاوران زبردست هستند و یا خانوادههایی که با صرفهجویی پول، ملک را فراهم نمودهاند، خیلی راحت با مقایسه قیمتها به ارزش واقعی پی میبرند و معامله انجام نمیشود، پس در نتیجه همواره مسکن به قیمت واقعی معامله میگردد در نتیجه کمیسیون آژانس یا مؤسسات املاک کاهش پیدا میکند در آخر با ندادن یا کسر نمودن کمیسیون قانونی یا توافقی، اگر مبلغی به صورت بالا بود یا شیرینی داده شود در اصل از جیب خود مشاور و مؤسسه مطبوعش داده میشود.
بله

















