کتاب انقلاب 1952 مصر به روایت دو نویسنده ایرانی و قصر فنتن بلو نوشتهی صادق نشات، احمد شهیدی، لوئیس تارسوت و موریس شارلوت، مشتمل بر دو کتاب مستقل است که توسط سید مهدی سیدقطبی گردآوری شده. کتاب اول به به زندگی محمد نجیب رهبر انقلاب مصر پرداخته و چگونگی وقوع این واقعه در سال 1952 را شرح میدهد و کتاب دوم داستانهایی واقعی از قصر فنتن بلو در تاریخ فرانسه را روایت میکند.
درباره کتاب انقلاب 1952 مصر به روایت دو نویسنده ایرانی و قصر فنتن بلو
محمد نجیب و جمال عبدالناصر با همکاری عدهای از افسران در 23 جولای 1952 کودتایی نظامی در مصر را شکل دادند که نتیجه آن برکناری پادشاه وقت یعنی ملک فاروق بود. با برکناری ملک فاروق پسرش جایگزین او شد اما دیری نپایید که او نیز از قدرت برکنار شد و نظام پادشاهی مصر جای خود را با حکومتی جمهوری عوض کرد. با شکلگیری این انقلاب حضور نظامی بریتانیا در این کشور پایان یافت و کشور سودان که تا پیش از این مستعمره مشترک بریتانیا و مصر بود نیز به استقلال دست یافت. بعد از انقلاب 1952 کشور مصر سیاستهایی ناسیونالیستی و ضدامپریالیستی را دنبال کرد و پیرو ناسیونالیسم عربی و «جنبش عدم تعهد» شد.
کتاب انقلاب 1952 مصر به روایت دو نویسنده ایرانی تالیف صادق نشات و احمد شهیدی از نویسندگان مطرح ایران است که بیشک اطلاعات بسیاری درباره این رویداد تاریخی در اختیار شما میگذارد.
کتاب قصر فنتن بلو (Château de Fontainebleau) نیز کتابی تاریخی - داستانی به قلم لوئیس تارسوت و موریس شارلوت است که حکایتهایی واقعی از سرگذشت این قصر و حوادث عجیب و غریبی را که در طول سالها سلطنت امپراطورهای مختلف فرانسه در آن رخ داده است شامل میشود.
سید مهدی سیدقطبی، این دو اثر را در کتاب انقلاب 1952 مصر به روایت دو نویسنده ایرانی و قصر فنتن بلو کنار هم قرار داده است. این نوشتار شرح انقلابهای مکرر مردمی ستمدیده در برابر سلاطین ظالم است که به انگیزه ساختن فردای بهتر ابتدا با هیجان زیاد آغاز میشود اما به مرور زمان به دلایل مختلف به یأس تبدیل میشود.
کتاب انقلاب 1952 مصر به روایت دو نویسنده ایرانی و قصر فنتن بلو مناسب چه کسانی است؟
علاقهمندان به کتابهای تاریخی را به خواندن این اثر دعوت میکنیم. همچنین اگر نحوه شکلگیری انقلابهای دنیا برایتان جذاب است، مطالعه کتاب انقلاب 1952 مصر به روایت دو نویسنده ایرانی و قصر فنتن بلو اطلاعات مفیدی را در اختیارتان قرار خواهد داد.
در بخشی از کتاب انقلاب 1952 مصر به روایت دو نویسنده ایرانی و قصر فنتن بلو میخوانیم
ملت مصر چون تا بوده است با جور و ظلم فرمانروایان خودسر و مستبد اداره شده و در قرنهای اخیر هم که مصر بر اثر رقابت شدید بین سلاطین سلیم پادشاه عثمانی و شاه اسماعیل صفوی استقلال خود را از دست داد و جزء ممالک عثمانی گردید. مردم گرفتار ظلم و بیداد حکمرانان که جز منافع شخصی و ارضای امیال خود نظر دیگری نداشتند گردیده و بعد هم که نوبت حکومت به خاندان خدیوی رسید وضع عجیبتری که جای دیگر نظیر نداشت پیش آمد.
یعنی مردم ناچار بودند که در آن واحد از حکومتی اطاعت نمایند که یک روی آن خدیوی یعنی مصری است و روی دیگر آن بیگانه یعنی انگلیسی است.
این وضع عجیب که نتیجهاش بیچارگی و از دست رفتن مردم صبور و مطیع مصر بود روح جامعه را درهم فشرد و افراد را هم چنان در مقابل حکام و مراجع امور خود مرعوب و ناتوان ساخت که نه فقط از حاکم میترسیدند بلکه از سایه او هم واهمه داشتند و در مقابل اراده و زورگوئی او به جز اطاعت و تسلیم راه دیگری تصور نمیکردند تا همین روزهای اخیر این وضع به خوبی مشاهده میگردید و مردم از بیم اینکه مبادا وزیر یا امیر از رفت و آمد آنها اراحت بشود سعی میکردند مهما امکن از راهی که نزدیک منزل آنها باشد نروند.
باری، در نتیجه این وضع مردم بطور عموم ضعیفالنفس و بزدل و بیاراده بار آمدند و زمامداران فعلی برای اینکه بتوانند جامعهای نیرومند و دنیاپسندی که صاحب اراده و تصمیم و عزت نفس و غرور ملی هم باشد درست کنند جداً باید بکوشند تا سطح فکری مردم را بالاتر ببرند و برای این منظور مقدماتی پیش گرفته شده و خود ژنرال نجیب و همراهان او در رفتار و کردار خود به مردم حالی میکنند که همه افراد در مقابل خداوند و قانون برابرند و هیچ کس بر دیگری برتری ندارد و هر فرد مصری از هر طبقه و صنفی باشد مادامی که از وی خیانت و تقصیری سر نزده است شایسته احترام و تکریم است.
بله




















