

کتاب گلسا
برای شنیدن کتاب گلسا و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب گلسا
کتاب گلسا نوشته صدیقه حیدری رامشه، داستان زندگی عجیب زنی را به تصویر میکشد که روزهای سخت و هولناکی را پشت سر گذاشته است و اکنون سرگذشتش را برای شخص دیگری تعریف میکند و آشناییاش با این فرد مسیر زندگی او را تغییر میدهد.
درباره کتاب گلسا:
در شبی از شبها پیرمردی در خیابان توسط ماشینی زیر گرفته و کشته میشود. مرد را خیلی زود به بیمارستان میرسانند و رئیس بیمارستان از پرستاران میخواهد که با خانواده او تماس بگیرند. کمی بعد یک زن جوان به همراه سه بچه وارد بیمارستان میشود و میگوید که همسر پیرمرد است اما هیچکس را ندارد و پولی نیز در بساطش نیست و حال نمیداند باید چه کند. رئیس بیمارستان که دلش برای زن میسوزد، کارهای تدفین پیرمرد را انجام میدهد. در این حین نیز گلسا ماجرای زندگیاش را برای رئیس بازگو میکند و میگوید که پیرمرد ابتدا همسر خواهرش بوده و او بعد از مرگ خواهرش به ناچار با وی ازدواج کرده است...
کتاب گلسا به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به داستانهای عاشقانه و درام علاقهمند هستید، این کتاب برای شماست.
در بخشی از کتاب گلسا میخوانیم:
دست را روی زانوی امید گذاشت و گفت: به نظرت میتونی گذشتهاش رو جبران کنی؟ میتونی مرهمی باشی برای زخمهایی که زمانه به او زده است؟
دکتر نگران بود که مبادا حسی که امید به گلسا دارد یک هیجان باشد و با این ازدواج گلسا دوباره آسیب ببیند.
امید به نقطهای خیره شده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود. دکتر چند لحظهای سکوت کرد اما انگار امید اصلاً حواسش به برادرش نبود.
دکتر با کف دست ضربهی آرامی به پشت در زد که به خودش بیاید و بعد گفت: من و الهه گلسا و بچههایش رو مثل فرزندانمان دوست داریم و ازشون مراقبت میکنیم. تو هم برادر و پارهی تن منی. کمی بیشتر فکر کن و شرایط اون زن و بچهرو در نظر بگیر. اگر باز هم به همین نتیجه رسیدی تا قبل از این که کارت به جنون برسه من دست به کار میشم.
با خندهی دکتر امید هم میخندید و عجولانه گفت: اصلاً ازش بپرسید که قصد ازدواج داره؟ که دوباره صدای قهقههی دکتر بلند شد و صورت امید از خجالت سرخ شده بود دکتر پیشانی او را بوسید از او خواست کمی بیشتر فکر کند.
و گفت: در فرصت مناسبی خودت موضوع را با او در میان بگذار.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب گلسا |
| نویسنده | صدیقه حیدری رامشه |
| ناشر چاپی | انتشارات گیوا |
| سال انتشار | ۱۳۹۶ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 92 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-451-331-9 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۲۶,۹۰۰ تومان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان عاشقانه ایرانی کتابهای داستان کوتاه ایرانی |
بله

















