کتاب حوای من
برای دانلود قانونی کتاب حوای من و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب حوای من
کتاب حوای من نوشتهی آتنا سوری داستانی عاشقانه است که ماجرای دختری به نام پروانه را روایت میکند. پروانه در کار طراحی جواهر است و حالا که پدرش را از دست داده، باید بار بدهی سنگین 14 میلیاردی او را به دوش بکشد. در این میان پسری پیدا میشود که از گذشته، دین بسیاری از خانوادهی پروانه به گردنش مانده و در پوشش یک آبدارچی به او کمک میکند...
دربارهی کتاب حوای من
آتنا سوری در کتاب حوای من داستان دختری به نام «پروانه» را روایت کرده که از همان ابتدای داستان، در گرداب سختیها و مشکلات بیپایان فرو رفته است. پدر پروانه به تازگی از دنیا رفته و بدهی 14 میلیارد تومانی را برای او به ارث گذاشته است. آنچه قلب پروانه را آتش میزند، نه بدهی سنگین و نه به حراج گذاشته شدن اموالشان، که مرگ پدر است. پدر از شدت فشار روانیای از دنیا رفت که فردی به نام «فریدون واحد» به او تحمیل کرده بود.
در رمان حوای من میخوانیم که فریدون واحد با طراحی یک نقشهی بینقص، تمام اموال خانوادهی پروانه را بالا کشید. پدر هم در پی این خیانت، مریض شد و از دنیا رفت. حالا پروانه مانده و صف بلندی از طلبکاران که هر کدام با صدای بلند و اخمهای درهم کشیده بدهیشان را طلب میکنند.
آتنا سوری در کتاب حوای من، پروانه را دختری بااستعداد معرفی میکند که همین استعداد، روزنهای از امید برای پرداخت بدهیهایش باز میکند. او یک طراح جواهر مستعد است و شرکت خودش را دارد. در این میان پسری به نام «سامیار» در نقش آبدارچی به او نزدیک میشود. سامیار در واقع پسر فریدون واحد است که تلاش دارد با هویتی پنهان، به پروانه کمک کند. سامیار میداند که سنگینی گناه پدر را به دوش میکشد، برای همین تا کارهای پدرش را جبران نکند، به آرامش نخواهد رسید.
با خرید کتاب حوای من از انتشارات آمیننگار مخاطب داستان پرکشش و پرتنشی خواهید بود که بین سامیار و پروانه شکل میگیرد. در این داستان عاشقانه ایرانی، مفاهیمی همچون عشق، تاوان، تلاش برای رستگاری و بخشیده شدن مطرح میشوند.
کتاب حوای من برای شما مناسب است اگر
- طرفدار داستانهای عاشقانه با پایان خوش هستید.
- از خواندن داستان احساسی ایرانی لذت میبرید.
در بخشی از کتاب حوای من میخوانیم
کارمندان پاکتها را گرفتند و از شرکت رفتند. پروانه در شرکت خالی قدم میزد. روی زمین نشست و شروع به گریه کرد. سامیار که از دور پروانه را دید دلش خیلی به حال پروانه سوخت. بیصدا از شرکت خارج شد. صبح روز بعد سامیار وارد شرکت شد. دید که پروانه روی مبل داخل سالن خوابیده است و روی میز شیشهی قرص بود. از قرصها عکس گرفت و برای ساسان برادرش فرستاد و متوجه شد قرصها برای بیماران قلبی استفاده میشود. بیصدا وارد اتاق پروانه شد. پاکت نامهای روی میز او گذاشت. از شرکت خارج شد. پروانه چند ساعت بعد پاکت نامه را روی میزش پیدا کرد. پاکت را باز کرد. روی کاغذ با خط زیبا نوشته شده بود: «نگران نباش همهی چهارده میلیارد پرداخت شد از طرف فرشتهی مهربون».
پروانه نگاهش به لیست طلبکاران افتاد که با خودکار قرمز همهی آنها خط خورده بودند. اول فکر کرد که ممکن است شوخی باشد. برای همین به همهی طلبکاران تکتک تماس گرفت و متوجه شد فردی به اسم سامیار واحد تمام بدهیهای او را پرداخت کرده. برای پروانه این اسم کمی آشنا بود برای همین در مدارکها به دنبال اسم واحد گشت و روی یکی از برگهها نام فریدون واحد را پیدا کرد. با خودش گفت: «فریدون واحد کسی که این چاه رو برامون کنده».
اما خیلی وقت بود که فریدون از دنیا رفته بود، در ثانی هیچ یک از طلبکاران نام فریدون را نیاورده بودند. درد قفسهی سینهی پروانه او را از فکر بیرون کشید. در خانهی سامیار صدای زنگ در او را از خواب بیدار کرد. با عصبانیت از اتاق خارج شد. جلوی نردههای طبقهی دوم ایستاد و رحمت را صدا زد. رحمت و همسرش سوگل یک سالی بود که سرایدار و خدمتکار خانهی سامیار بودند. رحمت با عجله وارد سالن شد. به سامیار که در طبقهی دوم ایستاده بود نگاه کرد.
رحمت: «آقا از املاکی اومدن تا خونه رو ببینن.»
سامیار: «مگه موزهست اومدن خونه رو ببینن. بگو بیان ببینم چی میگن».
رحمت رفت و چند دقیقه بعد با دو مرد میانسال وارد سالن شد. سامیار با لباس راحتی و چشمبندی که روی پیشانی او بود که نشان میداد خوابی خوب و راحتی نداشته از پلهها پایین آمد. با همان ابهت و جذبهی همیشگی خود جلوی آن دو مرد ایستاد.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب حوای من |
| نویسنده | آتنا سوری |
| ناشر چاپی | انتشارات امین نگار |
| سال انتشار | ۱۴۰۲ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 44 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-5616-09-7 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان عاشقانه ایرانی |
















