مایکل آرمسترانگ در کتاب چگونه مدیری اثربخش باشیم، با ارائه راهکارهای کاربردی به مدیران، کارشناسان و محققین کمک میکند تا دانش و مهارت مدیریتی خود را جهت بهبود اثربخشی سازمانها افزایش دهند.
موضوع کتاب چگونه مدیری اثربخش باشیم چیست؟
امروزه مدیریت در بسیاری از سازمانها با مشکلات زیادی روبهرو شده و به نوعی کارامدی خود را از دست داده است؛ زیرا بسیاری از مدیران با روشهای قدیمی و سنتی سعی در پیش بردن کارها دارند، در حالی که این روش مدیریت در جامعه مدرن امروزی به طور کلی از بین رفته است.
در عصر امروز مدیرانی که علاوه بر دانش تجربه مدیریتی، از قدرت رهبری سازمان برخوردار باشند به صورت قابل توجهی در مدیریت سازمان خود موفق خواهند شد. افکار مدیریت اثربخش امروز در دنیا بسیار مفید واقع شده است. یک مدیر اثربخش در کارگاه، انبار، محل ساختمان و یا درون اداره حضور دارد و روش او به صورتی نیست که انگار به میزش زنجیر شده است.
برنامهریزی، اثربخشی، تحقق اهداف، کارایی و بسیاری از عبارات مشابه، چالش ذهنی بسیاری از مدیران در حوزههای بخش عمومی، دولتی و خصوصی است. مدیران بخش دولتی و عمومی به این میاندیشند که چگونه سطح اثربخشی دستگاه اجرایی یا واحدهای تحت مدیریت خود را ارتقا دهند و اثربخشی سازمان را در قالب رضایت شهروندان و ارباب رجوع، کیفیت خدمات، سرعت، دقت، اعتماد عمومی به خدمات قابل ارائه، افزایش دهند. اما مدیران بخش خصوصی نیز فکر میکنند که چگونه اهداف مورد انتظار سهامداران و ذینفعان خود را تامین کرده و حداکثر منافع را برای آن حاصل کنند.
چالش و دغدغه بسیاری از مدیران این است که چگونه اثربخشی سازمانها و واحدهای تحت نظارت خود را ارتقا دهند. اثربخشی، تحقق اهداف سازمان، تحقق برنامههای بلند مدت و کوتاه مدت سازمانها، پاسخگویی و مسئولیت شغلی و حرفهای برای بسیاری از مدیران به کابوسی بیپایان تبدیل شده است؛ چرا که ورود و وجود رقبا، افزایش انتظارات مشتریان، تغییرات بیوقفه محیطی، فرصتها و تهدیدها، ملاحظه شرایط سازمان و مدیران را نکرده و در بسیاری موارد رهآوردی بسیار خشن، تهدیدآمیز و عبرتآموز برای مدیران به ارمغان میآورند.
بزرگترین آفت ذهنی و رفتاری مدیران، خوشبینی به آینده است. مدیران موفق به آینده خوشبین نیستند، بلکه واقعبین بوده و محیط خود را با همه شیرینیها و تلخیهای آن ادراک و تحلیل کرده و تصمیمهایی مبتنی بر واقعیت و عینیت اتخاذ میکنند. مایکل آرمسترانگ (Michael Armstrong) در کتاب چگونه مدیری اثر بخش باشیم (How to be an even better manager: a complete A-Z of proven techniques and essential skills)، راه و روش ارتقای اثربخشی مدیریتی به شما یاد میدهد و به کمک مطالب مطرح شده در این کتاب میتوانید دانش و مهارت مدیریتی خود را در راستای بهبود اثربخشی سازمانی، توسعه دهید.
در بخشی از کتاب چگونه مدیری اثر بخش باشیم میخوانیم:
به یاد داشته باشید که کارکرد همان چیزی است که مدیران انجام میدهند. کنترل کارکرد جزو لاینفک فرایند پیوسته مدیریت است. بنابراین شما باید آمادگی، تمایل و توانایی بررسی مسائل ایجاد شده در زمینه کارکرد را داشته باشید. کنترل کارکرد را نباید به بررسیهای سالیانه کارکرد واگذار کرد. فرایند ارزیابی پیوسته باید با مراجعه به اهداف توافقی، کار و برنامههای رشد و توسعه صورت پذیرد. بازبینی روند پیشرفت به شکل غیررسمی یا از طریق سیستم فعلی جلسات تیمی انجام خواهد شد.
اما باید بازبینیهای موقتی رسمی در فاصلههای زمانی از پیش تعیین شده در طول سال، به طور مثال هر سه ماه یکبار، انجام شوند. برای بعضی از شغلهای گروهی یا فردی این فاصلههای زمانی به «مراحل مهم» شامل در برنامههای پروژه یا کار مرتبط خواهند بود. تعیین زمان برگزاری این نشستها به مشورت مدیران با کارمندانشان بستگی دارد و بخش مشخص شده یک «سیستم» نمیباشد.
بله

























