کتاب مبانی کوچینگ نوشتهی لیزا هانبرگ، راهنمایی کاربردی برای شناخت اصول و مهارتهای لازم در فرایند کوچینگ است. این کتاب تلاش میکند تصویری روشن از کوچینگ ارائه دهد و آن را از مفاهیمی مانند تشویق، نصیحت و مشاورهی اصلاحی متمایز کند. هدف اصلی این اثر کمک به مربیان و مدیران برای ایجاد گفتوگوهایی است که مراجع را در مسیر دستیابی به اهدافش فعال و مسئولیتپذیر نگه میدارد.
دربارهی کتاب مبانی کوچینگ
در محیطهای سازمانی، صرفاً ارائهی راهکار، به تغییر رفتار و دستیابی به نتیجه منجر نمیشود. اما کوچینگ با تمرکز بر اهداف و خواستههای مراجع، به او کمک میکند موانع را شناسایی کند، خودآگاهی بیشتری به دست آورد و برای حرکت به سوی هدف اقدام کند. کتاب مبانی کوچینگ اثر لیزا هانبرگ اثری در حوزهی مدیریت سازمان و توسعه مهارتهای حرفهای است که اصول کوچینگ و بهکارگیری مؤثر آن را در محیط کار به مدیران، مربیان و متخصصان سازمانی میآموزد.
لیزا هانبرگ در کتاب مبانی کوچینگ ابتدا مفهوم کوچینگ، هدف، ارزشهای آن و معیارهای سنجش موفقیت را توضیح میدهد. سپس یک مدل مشخص برای فرایند کوچینگ ارائه میکند. و مباحثی مانند ایجاد رابطه با مراجع، تعیین هدف، توافق بر فرایند، گفتوگوی مؤثر، برنامهریزی عملیاتی، گوش دادن فعال، بازخورد مؤثر، خودآگاهی و هوش هیجانی را مطرح میکند. همچنین هانبرگ به موانع پیشرفت، روشهای عبور از آنها و مباحثی چون: کوچینگ سازمانی، کوچینگ تیمی و کوچینگ اجرایی میپردازد.
آموزش کوچینگ با تمرین و تجربه
کتاب مبانی کوچینگ لیزا هانبرگ از دیدگاهها و تجربههای چهل مربی باتجربه، از جمله بری گلدبرگ و مارشال گلداسمیت بهره گرفته و نگاههای متنوعی به فرایند کوچینگ ارائه داده است. هانبرگ در این اثر بر یادگیری عملی تأکید کرده و در کنار توضیح نظریهها و تکنیکها، مثالها و تمرینهایی ارائه داده که به خواننده کمک میکند مهارتهای مربیگری و کوچینگ را در موقعیتهای واقعی تمرین کند. بخش «انجامش بده» در پایان فصلها فرصتی برای بهکارگیری مفاهیم و تمرین مهارتهای آموختهشده فراهم میکند.

در کتاب حاضر که ترجمهی ویرایش دوم این اثر است، علاوه بر حفظ اصول اصلی کتاب، مثالها، منابع و تمرینهای کاربردی بیشتری برای تقویت مهارتهای کوچینگ افزوده شده و محتوای جدیدی به مبحث میکرومربیگری یا میکروکوچینگ اختصاص یافته که نشان میدهد چگونه میتوان از این شیوه برای پشتیبانی از فرایندهای گستردهتر کوچینگ و استفاده عملیتر از فناوری بهره گرفت. حسن بودلایی، آیدا هنرمندی و رویا بابازاده ترجمهی کتاب لیزا هانبرگ را برعهده داشتهاند.
خرید کتاب مبانی کوچینگ نشر اندیشه احسان به شما کمک میکند کوچینگ را از سطح توصیه و گفتوگوی عمومی فراتر ببرید و آن را بهعنوان مهارتی ساختارمند در محیط حرفهای به کار بگیرید.
نکوداشتهای کتاب مبانی کوچینگ
- شرکتها اغلب از مدیران خود میخواهند که افراد را «کوچ» کنند، بدون اینکه راهنمایی مشخصی دربارهی اینکه چگونه این کار را انجام دهند، در اختیارشان بگذارند. لیزا هانبرگ این خلأ مهم را با ارائهی کتابچهای بسیار کاربردی پر میکند. [راهنمایی] که مبانی کوچینگ مؤثر را روشن میسازد و بینشها و ابزارهای عملی لازم برای یک کوچینگ اثربخش را در اختیار خواننده قرار میدهد. (تانمای وورا، مدیر توسعهی محصول، تحقیق و توسعه، شرکت Basware)
- کتاب مبانی کوچینگ به هنر کوچینگ شکل و ساختار میدهد. لیزا هانبرگ این مفهوم گسترده را به شیوهای روشن و قابل فهم ارائه کرده است. این کتاب برای هر کسی مناسب است که میخواهد یک برنامهی کوچینگ را آغاز یا مهارتهای کوچینگ خود را تقویت و کاملتر کند. (لیزا ادواردز، یکی از شرکای مؤسسه Bloom Coaching Institute)
- چه بخواهید مهارتهای کوچینگ خود را تقویت کنید، چه قصد داشته باشید به یک کوچ تبدیل شوید، کتاب مبانی کوچینگ میتواند نقطهی شروع مناسبی باشد. لیزا هانبرگ، متخصص حوزهی رهبری، در این کتاب بسیار ماهرانه شما را با آن چیزی آشنا میکند که برای آغاز درست فرایند کوچینگ و کمک به شکوفا کردن توانمندیهای دیگران نیاز دارید. (مایکل لی استالارد، نویسندهی کتاب فرهنگ ارتباط)
کتاب مبانی کوچینگ برای شما مناسب است اگر
- مدیر سازمان هستید و میخواهید مهارتهای کوچینگ و مربیگری مدیران خود را بهصورت اصولی و کاربردی تقویت کنید.
- مدیر منابع انسانی هستید و به استفاده از کوچینگ مدیران و کوچینگ سازمانی در محیط کار علاقهمندید.
- به دنبال منبعی برای آموزش کوچینگ و مربیگری اجرایی هستید.
در بخشی از کتاب مبانی کوچینگ میخوانیم
کمک به مراجعان برای روشن کردن اهدافشان مهم است. بسیاری از آنها فقط تصوّرات مبهمی دربارۀ اهداف خود دارند. برخی دیگر به اهداف قدیمی یا غیرواقعی دل بستهاند. برخی از آنها اهدافی را میخواهند که گنگ یا بیشازحد وسیع است. برخی مراجعان نمیدانند که هدفشان چیست. شما باید به آنها کمک کنید که اهدافی خاص خلق کنند که الهامبخش و معنیدار باشند.
مربیها باید به مراجعان به ترسیم تصویری از موفّقیت کمک کنند. شما باید به آنها یاری رسانید تا توصیف کنند که رسیدن به یک هدف درست به چه شکلی به نظر میرسد. هم شما هم مراجع باید همراه هم درمورد اینکه چه موفّقیتی در این تعامل مربیگری باید کسب شود و اینکه وقتی موفّقیت به دست آمد چگونه آن را درک کنید به توافق برسید. هنگامیکه اهداف مشخّص و تعریف میشوند، باید به مراجعان کمک کنید تا واقعیت امروز را نسبت به اهداف خود ارزیابی کنند. از آنها بخواهید تا مقدار اطّلاعات جمعآوریشده، نتایج فعلی ایشان و مفروضات اصلیشان درمورد اهداف را بهاشتراکبگذارند. محصول نهایی این کار توضیح قطعی اهداف مراجعان و اینکه تا چه حد از دستیابی به آنها فاصله دارند شامل میشود.
اهداف باید بهگونهای تعریف و بیان شوند که عملکرد را تشویق و بهبود بخشند. چندین ویژگی وجود دارند که به اهداف کمک میکنند تا عملکرد بهتری برای مراجعان داشته باشند. برای مثال اهداف اسمارت را در نظر بگیرید که بسیاری از مردم تشویقمیشوند که اینگونه اهداف را تنظیم کنند. اسمارت بودن درمورد اهداف خاص قابلاندازهگیری، دستیافتنی، واقعگرایانه و در محدودۀ زمانی خاص است. اطمینان از اینکه اهداف یک فرد اسمارت باشد یا اینکه ممکن است قابلاجرا یا روشن نباشند مهماست. امّا صرفاً داشتن اهداف اسمارت کافی نیست. درحقیقت، ویژگیهای اسمارت حتّی میتواند با تمرکز بر کارایی مراجعهکنندگان، زمانیکه نوآوری مهمتر است، مانع موفّقیت شود.
بله


















