کتاب رسالت بزرگ من نوشتهی صبورا درویشی، به شما کمک میکند تا با شناخت بهتر و بیشتر خود در مسیر موفقیت قدم بگذارید و استعدادها و تواناییهایتان را کشف کنید.
دربارهی کتاب رسالت بزرگ من:
بسیاری از انسانها بر این باورند که برای رسیدن به موفقیت باید تلاش زیاد، سخت و طاقتفرسایی را با بهکارگیری تمام قوای جسمیشان انجام دهند؛ اگر چشم باز کنید، نمونهی این افراد را میتوانید در اطرافتان بسیار ببینید و حتی شاید خود شما هم یکی از آنها باشید.
کسانی که از 24 ساعت شبانهروز حدود نیمی از آن یا حتی بیشتر را مشغول به کار و تلاشاند، ولی هرگز به نتیجه دلخواهشان نمیرسند و به همین دلیل مدام از زمین و زمان گله و شکایت دارند که «چرا من با وجود این همه تلاشهایی که میکنم و سختیهایی که میکشم به جایی نمیرسم و دقیقاً مثل باتلاق در زندگیای غرق شدهام که هرچه بیشتر دست و پا میزنم، بیشتر فرومیروم.»
شاید مدام از خودتان بپرسید چرا آن چیزی که مدنظرتان است، برایتان تحقق نمییابد؟ چرا بعضی انسانهایی را که در اطرافتان میبینید، فقط با روزی 4، 5 یا 6 ساعت کار توانستهاند به چنین دستاوردهای عظیمی برسند و علاوه بر موفقیتهای مالی، حال روحی آنها نیز خیلی عالی و روبهراه است! مگر آنها چه کار کردهاند؟ چه کاری را متفاوت از شما انجام دادهاند؟ مگر آنها چگونه عمل میکنند که نتایجی متفاوت از شما نصیبشان شده است؟
این را بدانید که اولین قدم برای رسیدن به موفقیت، تعیین هدف است. هدف همان خواستهای محسوب میشود که مدام ذهنتان به آن میاندیشد و با اندیشیدن به آن، خود را متعالی میبینید؛ همان تصویر ذهنیای که شما از آینده در ذهنتان میسازید؛ همان آیندهای که دوستش دارید.
شما اگر بخواهید شاد باشید، باید هدفی را برای خودتان در نظر بگیرید و مدام به آن بیندیشید و در راه رسیدن به آن، تلاش و مداومت داشته باشید و برای بهدستآوردن آن استمرار بورزید.
منظور از تلاش، تلاشی است که با انجامش حسوحالتان خوب میشود؛ تلاشی که خسته و دلزدهتان نمیکند. در پروسهی رسیدن به هدف، باید صبور بود. باید هر روز و هر شب برای رسیدن به آن هدف و برای تبدیل شدن به شخصی که آرزویش را دارید، برنامهای داشته باشید؛ اما هرگز نباید به این موضوع فکر کنید که چطور به هدفتان خواهید رسید و چگونه در این راه موفق خواهید شد؟ موانع زیادی را که سر راه شما قرار میگیرند، چگونه از سر راه بردارید؟ اطرافیان شما اگر بفهمند، چه فکری میکنند؟
چشمانتان را ببندید؛ گوشهایتان را در مقابل این نجواها ناشنوا کنید؛ قلبتان را به هدفتان متصل کنید و فقط به هدف بزرگی که دارید، بیندیشید.
خواندن کتاب رسالت بزرگ من به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر کارهایی انجام میدهید ولی راضیتان نمیکند، اگر احساس میکنید که امنیت شغلی ندارید، اگر تجربهی وضعیت نامناسب زندگی خانوادگی را دارید، اگر از بدبیاری پشت بدبیاری خسته شدهاید، این کتاب دقیقاً برای شما نوشته شده است.
جملات برگزیدۀ کتاب رسالت بزرگ من:
- خوبیها همیشه در لحظات بد مخفی شدهاند.
- اراده از باور درونی خودتان سرچشمه میگیرد.
- بدانید که تمام نیروها و امکانات به شما داده خواهد شد، اگر با ایمان قوی حرکتتان را شروع کنید.
- اگر به انجام کاری که همیشه میکردید ادامه دهید، همان نتایجی را به دست میآورید که تاکنون به دست آوردهاید.
- بزرگترین خطر برای همه ما این است که فکر کنیم اهداف بسیار بزرگ دستیافتنی نیستند؛ اما اهداف کوچک دستیافتنیاند.
در بخشی از کتاب رسالت بزرگ من میخوانیم:
ما زمانی که میخواهیم کاری را انجام دهیم و از منطقه امن خودمان بیرون بیاییم، خواهناخواه با ترسهای زیادی مواجه میشویم. در واقع با هر کار جدیدی که میخواهیم آغاز کنیم و قدم در آن مسیر بگذاریم، با ترسی مواجه میشویم. پس ترس امری کاملاً طبیعی است.
متأسفانه اکثر انسانها اجازه میدهند ترس بر آنها چیره شود و آنها را از رسیدن به رویاهایشان بازدارد.
یکی از مهمترین تفاوتها انسانهای موفق و سایر انسانهای معمولی، دقیقاً همین مورد است که آنها اجازه نمیدهند ترسی که در مسیر رسیدن آنها به رویاها و اهدافشان قرار میگیرد، سد راه آنها شود و آنها را از انجام کاری که میخواهند انجام دهند، دور کند.
انسانهای موفق این موضوع را فهمیدهاند که ترس چیزی نیست که بشود آن را کنترل کرد و اتفاقاً برعکس چیزی است که باید با آن مواجه شد و بر آن غلبه کرد.
خود من هم در خیلی از جاها در زندگیام احساس ناامنی کردهام؛ اما از زمانی که یاد گرفتهام تنها من نیستم که میترسم و همه انسانها با اینگونه ترسها مواجه میشوند و این امری کاملاً طبیعی است پس مدام در مواجهه با ترسهایم قانون حمله به ترسها را رعایت میکنم.
شرط میبندم بهطور متوسط افراد موفق میتوانند به شما بگویند خیلی بیشتر از دفعاتی که موفق شدهاند، شکست خوردهاند.
تعداد شکستهای خود من خیلی بیشتر از تعداد موفقیتهایم بوده است؛ اما تا زمانی که شکستخوردن را با این دید نگاه کردم که ترسیدن از وارد عملشدن و شکستخوردن جزئی از روال موفقیت من است، کسب موفقیتهایی که تاکنون به دست آوردهام، بسیار برایم لذتبخش بوده است.
بله

















