گوردون نیوفلد و گابور ماته در کتاب به بچههایمان محکم بچسبیم تجربیات و راهکارهایی را برای ارتباط بهتر و مؤثرتر والدین با فرزندانشان ارائه میدهند که میتواند راهگشای بسیاری از مشکلات در روابط بین آنها باشد.
گابور ماته (Gabor Mate) و گوردون نیوفلد (Gordon Neufeld) کتاب به بچههایمان محکم بچسبیم (Hold on to your kids) را با این هدف نوشتند که غرایز طبیعی بزرگ کردن بچهها را مجدداً در مردم بیدار کنند. چنانچه این کتاب در هدف خود موفق شود در واقع عهدهدار بخش زیادی از آن چیزی است که امروزه به عنوان دانش نحوۀ بزرگ کردن و آموزش بچهها تلقی میشود. تأکید نویسندگان بر کارهایی نیست که والدین باید انجام دهند بلکه آنها بر این مسئله تأکید دارند که والدین باید برای بچههای خود چه کسی باشند.
در این کتاب چگونگی درک بچهها، رشد آنها و نیز موانعی ارائه میشوند که در مسیر رشد سالم فرزندان شما قرار دارند. از آن درک و تعهد قلبی که والدین در کار بزرگ کردن بچهها دارند، دانش خودانگیخته و دلسوزانهای حاصل میشود که اساس موفقیت در بزرگ کردن بچهها است. امروزه وسواس بزرگ کردن بچهها در قالب یک سری مهارتها که طبق توصیههای کارشناسان باید از آنها پیروی شود در واقع حاصل از بین رفتن حالات درونیافتی و رابطهای است که برای نسلهای قبلی عادی شده بود.
پدر و مادر بودن به معنای ایجاد رابطه است. ممکن است به واسطۀ بیولوژی، با ازدواج یا از طریق پذیرش بچه به عنوان فرزند، انتخاب شوید تا آن رابطه را برقرار کنید، اما تنها ایجاد رابطۀ دوطرفه است که میتواند آن را ایمن سازد. هنگامی که وظیفۀ پدر و مادری شما ایمن باشد، غرایز طبیعی وارد عمل میشوند که از هر کارشناس دیگر زیرکانهتر به شما دیکته میکنند چگونه بچههای تحت مراقبت خود را پرورش و آموزش دهید. راز کار این است که در تمامی تعاملهای خود با بچههایتان به رابطۀ خود با آنها احترام بگذارید.
در دنیای امروز بنا به دلایلی وظایف والدین تضعیف شده است. شما از وظایف پدر و مادری خود فاصله گرفتهاید و در عین حال به طور همزمان با همچشمی و رقابت پنهان و تدریجی روبهرو هستید که بچهها را از شما دور میسازد. دیگر برای فرهنگی که از وظیفۀ پدر و مادری پشتیبانی کند و تقدس مأموریت آن را حفظ نماید، مبنای اقتصادی و اجتماعی وجود ندارد.
فرهنگهای پیشین پذیرفته بودند که دلبستگی بچهها به والدین محکم و پایدار است ولی امروزه شما از آن کالای تجملاتی محروم هستید. شما والدین امروزی باید بدانید مشکل چیست و چرا و چگونه کارهایی که انجام میدهید در بزرگ کردن و آموزش بچهها و نوجوانان مؤثر نیست. آگاهی از این مسئله شما را آمادۀ چالش برقراری رابطه با بچههایتان میکند؛ رابطهای که در آن بزرگسالانِ مراقبتکننده را دوباره و بدون اتکا به اجبار و عواقب ساختگی برای پیشگام شدن آماده میکند تا به همکاری، اطاعت و احترام بچهها برسند. کودکان به واسطۀ رابطۀ خود با شما به رشد نهایی میرسند و به انسانهایی مستقل، خودانگیخته و کامل تبدیل میشوند، انسانهایی که قدر خود را میدانند و احساسات، حقوق و شأن انسانی دیگران را در نظر میگیرند.
کتاب به بچههایمان محکم بچسبیم به پنج بخش تقسیم شده است. در بخش اول جهتگیری همسالان و چگونگی تبدیل آن به چنین نیروی فراگیر در فرهنگ ما شرح داده میشود. در بخشهای دوم و سوم جزئیات بسیاری از تأثیرات منفی جهتگیری همسالان به ترتیب بر روی توانایی شما در انجام وظیفۀ بزرگ کردن بچهها و رشد بچههایتان مطرح میشود. همچنین در این سه بخش اول شرح خلاصهای از رشد سالم بچه در مقایسه با رشد لگامگسیختۀ او در اثر فرهنگ همسالان توضیح داده میشود. در بخش چهارم در مورد برنامهای برای ایجاد پیوند پایدار با بچههایتان صحبت میشود، رابطهای که به عنوان پیلهای امن جهت رشد و بلوغ آنها عمل میکند. در بخش پنجم که بخش پایانی است چگونگی جلوگیری از گمراهی و اغوای بچهها توسط دنیای همسالان شرح داده میشود.
با نویسندگان کتاب به بچههایمان محکم بچسبیم بیشتر آشنا شویم:
گوردون نیوفلد روانشناس بالینی در ونکوور در ایالت بریتیش کلمبیای کانادا که کارش را به صورت خصوصی انجام میدهد، بیشتر عمر حرفهای خود را صرف ساخت نظریههای منسجم برای رشد درک بچهها کرده است. او به واسطۀ کتابش در مورد پرخاشگری و خشونت در میان بچهها و جوانان در کشور شناخته شده و مرتباً در برنامههای رادیویی و تلویزیونی حاضر میشود.
گابور ماته پزشک و نویسندۀ کانادایی است. تازهترین کتاب او با عنوان وقتی بدن میگوید: درک ارتباط میان فشار و تنش با بیماری، در کانادا پرفروش شد و به بسیاری از زبانها منتشر شده است. او اکنون در یک درمانگاه مخصوص افراد بیخانمان کار میکند و در حال نوشتن کتابی در مورد اعتیاد است. دکتر ماته در ونکوور در استان بریتیش کلمبیای کانادا زندگی میکند.
نکوداشتهای کتاب به بچههایمان محکم بچسبیم:
- دنیل جی. سیگل (پزشک، دانشیار روانپزشکی بالینی، دانشگاه کالیفرنیا): در کتاب مفید به بچههایمان محکم بچسبیم مشکل سازگار شدن بچهها با صراحت بیان میشود و راههایی برای حل این مشکل مطرح میگردد. بیایید پشنهادات مطرح شده در این کتاب را جدی بگیریم تا بتوانیم با هم آیندۀ بچههای خود را بهتر سازیم.
- پیتر. ای. لوین (معلم بینالمللی و نویسندۀ کتابهای پرفروش): کتاب به بچههایمان محکم بچسبیم کتابی آرمانگرا است که برای توضیح بحران با ابعاد نامشخص از شرحهای معمول فراتر میرود. این نویسندگان به ما ثابت میکنند چگونه در حال فاصله گرفتن از بچههای خود هستیم و این کمبود مانع پیشرفت آنها میشود و جامعه را تهدید میکند. مهمترین کار این نویسندگان این است که از طریق ارائۀ مثالهایی عینی و توضیحات روشن به والدین کمک عملی ارائه میکنند تا نقش غریزی خود را ایفا نمایند. به بچههایمان محکم بچسبیم کتابی عالی با نوشتار خوب است و باید خیلی جدی گرفته شود.
- خبرنامۀ انجمن ملی مدیران دبستان: افکار و دورنمایی که این نویسندگان مطرح نمودهاند برای کسانی که میخواهند زندگی و انرژی خود را به دانشآموزان اختصاص دهند آموزنده (و حتی الهامبخش) است.
- نشریه ادمونتون: اگر چه این کتاب تئوری شخصی نیوفلد است با این وجود ماته نظرات همکار خود را با نثری دقیق و با انرژی (در ذهنهای پریشان و هنگامی که بدن میگوید نه) بیان کرده و باعث شده تا نظرات پیچیده و بغرنج بدون کم کردن تأثیرشان قابل فهم باشند. نتیجۀ آن، کتابی بسیار جذاب است که میتواند در زندگی بسیاری از والدین مؤثر باشد.
- مطبوعات آزاد وینیپگ: در این کتاب چیزی وجود دارد که در بسیاری از کتابهای دیگر به چشم نمیخورد و این کالای کمیاب همان عقل سلیم است.
- روزنامه نشنالپست: نیوفلد با استفاده از سی سال تحقیق و تجربه یک تئوری منسجم و قانعکننده و جالب در مورد رشد بچه مطرح کرده به شکلی که خوانندگان فوراً با شور و اشتیاق آن را تأیید میکنند و میپذیرند. شاید روش مطرح شده توسط او زندگی بچههای ما را نجات ندهد ولی قطعاً این روش زندگی بچههای ما را تغییر میدهد.
- جی. کریشنا مورتی: فقط در رابطه است که هر عمل معنادار میشود. عمل بدون درک رابطه در هر سطحی که باشد تنها باعث ایجاد تضاد و اختلاف میشود. درک رابطه بینهایت مهمتر از جستجو برای یافتن هر برنامۀ عمل است.
خواندن کتاب به بچههایمان محکم بچسبیم به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
این کتاب نه تنها برای والدین بلکه برای تمام اشخاص اعم از آموزگاران، مددکاران اجتماعی، مشاوران و ... که زندگی و کار آنها باعث میشود با بچهها در تماس باشند، حاوی نظرات و مراحل سادهای است.
در بخشی از کتاب به بچههایمان محکم بچسبیم میخوانیم:
اگر مهارتهای بزرگ کردن کودک یا حتی دوست داشتن کودک به اندازهی کافی نباشد، در این صورت چه کار باید کرد؟ نوع خاص و ضروری از رابطه وجود دارد که بزرگ کردن کودک بدون وجود آن فاقد پایۀ محکم خواهد بود. رشدگراها (روانشناسان یا دانشمندان دیگری که بر روی رشد انسانها مطالعه میکنند) آن را رابطهی دلبستگی مینامند. برای اینکه کودک به راحتی توسط یک بزرگسال بزرگ شود باید دلبستگی فعالانهای با آن فرد بزرگسال داشته باشد و در واقع باید تمایل داشته باشد که با آن فرد تماس و نزدیکی برقرار کند. این نوع دلبستگی در ابتدای زندگی کاملاً جسمانی است (نوزاد به طور واقعی محکم به پدر و مادر میچسبد و نیاز دارد که بغل شود). اگر همه چیز به درستی پیش رود این دلبستگی به یک نزدیکی عاطفی و در نهایت به نوعی صمیمیت روانی تبدیل میشود. بزرگ کردن کودکی که این نوع ارتباط را با افراد مسئول خود ندارد، بسیار مشکل است و حتی غالباً آموزش این کودک هم دشوار است. در واقع فقط رابطۀ دلبستگی میتواند شرایط صحیح برای پرورش و تربیت کودک را فراهم کند.
رمز بزرگ کردن بچه در آن چیزی نیست که پدر و مادر انجام میدهند بلکه در این است که پدر یا مادر از نظر بچه چه کسی است. وقتی کودک به دنبال برقراری تماس و نزدیکی با ما است ما به عنوان پرورشدهنده، آرامبخش، راهنما، الگو، معلم یا مربی احساس توانمندی میکنیم. از نظر کودکی که دلبستگی خوبی با ما برقرار کرده است، ما پایگاه اصلی او محسوب میشویم و او از طریق این پایگاه در این دنیا خود را به مخاطره میاندازد، در زمان عقبنشینی به این پایگاه برمیگردد و به عبارتی این پایگاه سرچشمۀ الهامات او محسوب میشود. هیچ یک از مهارتهای بزرگ کردن کودک در این دنیا جبران کمبود این رابطۀ دلبستگی را نمیکند. تمام عشق و محبتهای موجود در دنیا بدون وجود این بند ناف روانی قادر به ایجاد این دلبستگی در کودک نیستند.
بله
























