کتاب 5 زبان عشق مجردها باثر پرفروش و معروف گری چاپمن، راهکارهایی را در اختیار مجردها قرار میدهد که به کمک آنها، چگونگی دوست داشتن و دوست داشته شدن را میآموزند.
تمام انسانها به عشق و محبت نیاز دارند. زمانی که این نیاز برطرف میشود، شما میتوانید به راهتان ادامه دهید تا به نیروی درونی و استعدادهایتان برای خدا و خوبی در جهان دست پیدا کنید. با این وجود زمانی که احساس میکنید دوست داشته نمیشوید، فقط سعی میکنید زنده بمانید. گری چاپمن (Gary Chapman) به شدت معتقد است که حقیقتهای کتاب 5 زبان عشق مجردها (The five love languages for singles)، افراد مجرد را در رسیدن به عشق و دوست داشتن یاری میکند.
تفاوت این کتاب با کتاب پنج زبان عشق، در این است که تمرکز گری چاپمن در این کتاب بیشتر بر روی مجردهاست و او خود را مدیون صدها مجردی میداند که داستانشان را با وی در میان گذاشتند و گفتند که چطور کتاب پنج زبان عشق سبب بهبود روابط آنها شده است.
تنها چیزی که به شدت سبب افزایش حس خوشبختی در انسان میشود دوست داشتن و دوست داشته شدن است. فرقی نمیکند ازدواج کرده باشید، بیوه شده باشید، طلاق گرفته باشید یا ... به هر حال عمیقترین نیاز عاطفی شما به احساس دوست داشته شدن بوده و بزرگترین موفقیت شما با دوست داشتن دیگران بدست خواهد آمد. نویسنده کتاب 5 زبان عشق مجردها را به رشته تحریر در آورده تا به شما کمک کند هم دوست داشتن و هم دوست داشته شدن را بطور مؤثری تجربه کنید.
در دو فصل اول این کتاب در مییابید که مجردها در واقع چه کسانی هستند و چرا عشق کلید اصلی رابطههاست. در فصلهای سوم تا هفتم نیز پنج زبان عشق را به طور کامل میآموزید. فصل 8 توسط راهکارهایی که در اختیار شما قرار داده کمکتان میکند زبان عشق اصلیتان را پیدا کرده و بدانید چگونه میتوان زبان عشق دیگران را نیز پیدا کرد. در ادامه نیز یاد میگیرید که چگونه با صحبت کردن به زبانهای عشق، دوست داشته باشید و دوست داشته شوید.
فصل 9 این کتاب به شما میآموزد که چطور از اصول پنج زبان عشق در درک تمامی اعضای خانوادهتان استفاده کنید. در فصلهای بعد نیز گری چاپمن اهمیت زبانهای عشق، روابط دوستیابی و ... را در ساخت یک رابطه ازدواج موفق شرح میدهد.
فصل 13 راهنماهای ارزشمندی برای والدین مجرد دارد تا بتوانند به بهترین نحو عشق و علاقه خود را به فرزندانشان منتقل کنند و در نهایت، فصل 14، به عشق به عنوان کلید اصلی موفقیت، نگاهی خواهد کرد و آن را تماماً مورد بررسی قرار خواهد داد.
در بخشی از کتاب 5 زبان عشق مجردها میخوانیم:
حرفهای تأیید کننده، یکی از پنج زبان اصلی عشق است. با وجود این، در این زبان، گونههای متفاوتی وجود دارد. من و برایان، عمدتاً بر حرفهای تشکر و قدردانی تمرکز کردیم: ابراز قدردانی صادقانه برای خدمترسانی. اما حرفهای تشویق کننده نیز وجود دارد. واژه تشویق به معنای «برانگیختن شجاعت» است. همه ما در بعضی قسمتهای زندگیمان احساس ناامنی میکنیم. شجاعت نداریم و این نداشتن شجاعت اغلب ما را از کارهای مثبتی که دوست داریم انجام دهیم، باز میدارد.
ممکن است پتانسیل پنهان در همکار یا هماتاقی شما منتظر حرفهای تشویق کننده شما باشد. شاید کسی در دایره دوستان شما، ابراز کرده باشد که به یادگیری بازیگری علاقهمند است. اگر واضح باشد که پتانسیل این کار را دارد (و تقریباً همه ما داریم)، چرا او را به کشف تمایلاتش تشویق نکنیم؟ به او بگویید میتوانید «ببینید که او از عهده این کار برمیآید.» اگر بیتجربه است، تشویقش کنید در کلاسی در دانشگاه محلهشان شرکت کند. اگر کمی تجربه دارد، تشویقش کنید در آزمون هنرپیشگی «تئاتر کوچک» محلهشان شرکت کند. جستجوهای عالی زیادی منتظر تشویق یک دوست هستند.
دوستی به شما میگوید، «باید وزنم رو کم کنم.» جواب شما چیست؟ آیا با گفتن «همه ما باید وزنمون رو کم کنیم» «آن را نادیده میگیرید»؟ آیا دوستتان را با گفتن «این یکی از سختترین کارهای دنیاست» یا «حتی اگه وزنت رو کم کنی، باز به همون وزن قبلی برمیگردی» دوستتان را دلسرد و ناامید میکنید؟ یا حرفهای تشویق کننده به او میزنید، مثلاً «اگه تصمیم داری این کار رو بکنی، میدونم که موفق میشی چون کسی هستی که به همه اهدافت میرسی»؟
بله





























مثالها برای هر مورد تدریس شده بسیار کاربردی و گیرنده خطای خواننده بود
مهارت نویسنده در نوشتن متن بسیار جالب و متبهرانه بود و باعث میشد که از متن خسته نشی (البته من توی سه الی چهار ساعت تمامش کردم یه مقدار خسته شدم)
بنظرم واجبه هر مجردی این کتاب و رو بخونه دید خودش رو نسبت به این مسئله باز کنه
اما خب باید دقت نظر هم داشت که اشتباها بعضی عقاید مسیحیت که در این کتاب جا داده شده ما رو فریب ندن
چون برخی از این افراد به همون مسیحیتی هم که الان وجود داره (که معلوم نیست درسته یا نه! بخاطر کشیش های....) عمل نمیکنن
خلاصه عقل سلیم نمیپسنده به یه روشی که دست برده شده توش و سلایقی بشری توش جا داده شده عمل کنه
بخشی هم در مورد هدف نهایی ازدواج که وحدت بود توضیح داده بود که به نظرم خیلی گیج کننده بود!
یکی شدن شخصیتها و...!
بابا جون بعضی بزرگان انقدر راحت گفتن که نیاز به این ثقل و سنگینی نیست
گفتن که همسرت مثل لباست میمونه
حالا شما بشین بررسی کن وقتی میخوای لباس برای خودت بخری چیا رو در نظر میگیری (رنگ، متناسب بودن با شخصیت، مندرس نبودن و....)
خلاص!
این کتاب در بخش اهداف ازدواج صد در صد مختصر هست و نیاز به منابع و مشاورات بیشتری هست
ببخشید طولانی شد
قصدم کمک به شما عزیزان بود و صرفه جویی در وقتتون و یه معرفی از دید من
امیدوارم که مورد استفادتون باشه رفقا