جلد کتاب کتاب جمیلهپشت جلد کتاب کتاب جمیله
۴۰,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب جمیلهپشت جلد کتاب کتاب جمیله
کتاب الکترونیک
80 صفحه
EPUB
انتشارات ندای الهی

برای شنیدن کتاب جمیله و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب جمیله

کتاب جمیله محبوب‌ترین اثر چنگیز آیتماتف، روایتگر عشقی ممنوع میان زنی متأهل و جوانی سرباز است که فارغ از تمامی قراردادهای اجتماعی رخ می‌دهد. این کتاب از مرزبندی‌های درست و غلط عبور می‌کند، آن‌ها را در هم می‌آمیزد و تمام اندیشه‌های شما را به چالش می‌کشد.

جمیله (Jamila) زنی قرقیز است و همسرش را دوست ندارد. همسر او صادق نام دارد و در ارتش شوروی مشغول به خدمت است. جمیله زنی بسیار شجاع است و حاضر نیست زیر بار حرف زور برود به خصوص اگر شخص زورگو مرد باشد. سعید برادر صادق این ویژگی‌های جمیله را می‌داند و زن برادر خود را تحسین می‌کند. روزی پسری به نام دانیار وارد زندگی جمیله می‌شود و با وجود این‌که خجالتی است می‌تواند جمیله را عاشق خود کند. سعید برادر شوهر جمیله که از این رابطه با خبر است او را تشویق به فرار با دانیار می‌کند.

رمان زیبای جمیله مانند شعری عاشقانه است که چنگیز آیتماتف (Chinghiz Aitmatov) آن را سروده است. آیتماتف با انتشار این کتاب در جوامع ادبی شناخته شد و به واسطه‌ی آن جایزه ادبی لنین را به دست آورد. رمان جمیله برای شما عشقی اساطیری را روایت نمی‌کند بلکه شاهد عشقی بزرگ از طرف فقیرترین مردم جهان خواهید بود. عاشق و معشوق هر دو فقیر هستند؛ جمیله زنی روستایی است و دانیار جز لباس کهنه‌ی سربازی که بر تنش است چیزی ندارد.

چنگیز آیتماتف نویسنده‌‌ی بزرگی است و آثار ارزشمند بسیاری دارد اما رمان کوتاه جمیله معروف‌ترین و شاعرانه‌ترین اثر او است و لوئی آراگون در مقدمه‌ی ترجمه‌ی فرانسوی این کتاب به آن عنوان زیباترین داستان عاشقانه‌ی جهان را داده است.

چنگیز آیتماتف را بیشتر بشناسیم:

چنگیز آیتماتف در دسامبر سال 1928 در روستای «شکر» قرقیزستان به دنیا آمد. مادر وی هنرپیشه‌ی تئاتر بود و هنگامی که تنها 10 سال داشت پدرش به دلیل مخالفت با سیاست‌های استالین کشته شد. چنگیز در یک مزرعه‌ی اشتراکی کار می‌کرد تا روزگار بگذراند. بعدها به شغل‌های دیگر نیز روی آورد.

در سال 1952 اولین داستان‌های کوتاهش منتشر شدند و در سال 1956 در دانشکده‌ی ادبیات ماکسیم گورکی در مسکو پذیرفته شد و دو سال بعد «جمیله » را نوشت.

از میان آثار او می‌توان به نخستین آموزگار، کشتی سفید، روزی که بیش از صد سال به طول انجامید و جمیله اشاره کرد. کتاب‌های به بیش از 150 زبان زنده‌ی دنیا ترجمه شده است.

آیتماتف در سال 2008 در گذشت و او را با اصول اسلامی در قبرستان در نزدیکی بیشکک پایتخت کشور قرقیزستان به خاک سپردند.

در بخشی از رمان جمیله می‌خوانیم:

من که دیگر از رضایت مادرم مطمئن شده بودم از ارزمات خدحافظی کردم وبه طرف خانه به راه افتادم و دیگر نشنیدم که مادرم چه گفت. سرمست از غرور، شلاقم را چند دور چرخاندم و محکم به دیوار خانه کوبیدم و گرد و خاکی به پا کردم. آنچنان غرق در احساس بزرگی راه می‌رفتم که حتی به لبخند و سلام خواهرم اعتنائی نکردم. طفلک در حیاط آتشی به پا کرده بود و سرگین‌هایی را که از طویله جمع کرده بود دو دستی در آتش می‌ریخت. یک پارچ آب برداشتم و جلوی ایوان خانه نشستم و دست و صورتم را شستم. وارد اتاق که شدم چشمم به دیگ شیر افتاد. فوری یک لیوان برای خودم ریختم و با عجله سر کشیدم.

دوباره لیوان را پر از شیر کردم، کمی نان برداشتم، لبه پنجره نشستم و مشغول خوردن شدم. مادرم و ارزمات هنوز در حیاط بودند، دیگر اثری از عصبانیت در چهره‌شان نبود بلکه داشتند با ملایمت صحبت می‌کردند. از قرار معلوم ارزمات درباره برادرانم چیز‌هایی می‌گفت و مادرم را تسلی می‌داد. چراکه می‌دیدم مادرم اشک‌هایش را با آستین پاک می‌کند و در جوابش با تأسف سر تکان می‌دهد. در حین صحبتشان مادرم به دور دست‌ها خیره می‌شد، انگار که چهرۀ برادرانم را در نظر می‌آورد. غرق در اندوه این افکار بود ولی واضح بود که دیگر با پیشنهاد ارزمات مخالفتی ندارد. ارزمات هم راضی و خوشحال از اینکه توانسته بود به هدفش برسد از مادرم خداحافظی کرد و اسب را هی داد و به تاخت از منزل ما دور شد.

لازم به ذکر نیست که در آن زمان من و مادرم حتی فکرش را هم نمی‌کردیم که این قضیه ممکن است به کجا منتهی شود! من در اینکه جمیله بتواند یک گاری دو اسبه را هدایت کند هیچ شکی نداشتم. او سوار‌کار ماهری بود. از او که پدرش یک پرورش دهنده اسب در ییلاقات بکاییر بود غیر از این هم انتظار نمی‌رفت. صادق هم در رام کردن اسب‌ها مهارت داشت و همچون جمیله سوار کار ماهری بود. در دهان اهالی روستا افتاده بود که در یک دوره از مسابقات بهاری اسب سواری که هر ساله در روستا‌ها برگزار می‌شد، صادق از جمیله باخته بود و همین موضوع سبب شده بود که او عاشق جمیله شود و سعی کند دل جمیله را به دست آورد. راست یا دروغ هر چه بود، آن‌ها چهار ماه، بعد از آن مسابقه ازدواج کردند. اما طولی نکشید که جنگ ناگهان شروع شد و صادق به جبهه اعزام شد.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب جمیله
نویسندهچنگیز آیتماتف
مترجمسیده معصومه نورداد
ناشر چاپیانتشارات ندای الهی
سال انتشار۱۳۹۷
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات80
زبانفارسی
شابک978-600-6113-46-3
قیمت کتاب الکترونیک
۴۰,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان عاشقانه خارجی

کتاب جمیله بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات ندای الهی در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب جمیله

مژگان س
۱۴۰۲/۰۲/۲۴
نویسنده بحدی خوب درموردطبیعت ودشت ودمن وفضای داستان نوشته که میشه چشمات روببندی وخودت رو توی اون محیط ببینی ولی درموردشخصیتهای داستان حرف زیادی برای گفتن نداشته ودرواقع میشه گفت بدون توصیفات یه داستان کوتاه چندصفحه‌ای پیش روی خواننده قرارمیگیره حتی سرنوشت دوتاقهرمان اصلی داستان هم مشخص نمیشه
پری سا
۱۴۰۰/۰۱/۱۶
سوالم از کتابراه عزیز اینه تبلیغات زیادی که در خصوص این رمان انجام دادن بر چه مبنایی بوده؟ چون یک عاشقانه پاک و خالص بود اما بسیار معمولی از هر حیث.. نظرات سایر خوانندگان هم این موضوع رو تایید می‌کنه.
سجاد شوشتری زاده
۱۳۹۹/۰۳/۱۳
اصلا قشنگ نبود به نظرم تو یه فاز دیگه می‌چرخید از حق نگذریم یکم باحال بوداا ولی در کل اگه با کتابای دیگه وقت بذاری خلی بهتره و از این خیلی بهترن اگه کتاب دیگه‌ای تو دنیا نبود این کتاب رو بهتون توصیه می‌کنم
Behnaz Drp
۱۳۹۹/۰۴/۱۲
موضوع داستان خیلی جالب و هیجان انگیز بود اما نویسنده فقط به توصیف دشت و صحرا و گل و بلبل پرداخته و این خواننده ارو خسته میکنه شاید جند صفحه‌ی پایانی واقعا درمورد اصل موضوع بود
مهدی نجفی
۱۳۹۹/۰۴/۰۱
کتاب خیلی خوبی بود، اول که شروع کردم به خوندنش قصدم این بود نیم ساعت بخونم بعد متوجه شدم سه ساعت ممتد خوندم و تمومش کردم... عالی بود
علیرضا زارع
۱۴۰۵/۰۵/۰۱
عالی، بی‌نظیر توصیف میکنه، انگار که واقعاً در آن جا هستیم،
حدود ده سال پیش کتابش را در کتابخانه خونده بودم ولی دوباره چشمم خورد بهش خریدم.
مژگان بیگدلی
۱۳۹۹/۰۵/۱۰
سلام
اون کسی که اعلام کرده بهترین رمان جهان هستش یا تاحالارمان نخونده یا اصلا بار اوله که کتاب خونده.
چی بود بابا اصلاارزش خوندن نداره.
سارا سوری
۱۳۹۹/۰۴/۱۱
یک عاشقانه آبگوشتی. بنابر توضیحات کتابراه درباره‌ی کتاب خریدمش اما اصلا خوب نبود. اصلا نپسندیدم.
Mahdi Ganji
۱۳۹۹/۰۴/۰۲
من که نفهمیدم چرا اینقد تو معرفی این کتاب ازش تعریف کرده
از نظر تصویر سازی کتاب خوبی بود ولی در کل اصلا جالب نبود
م یوسف زاده
۱۳۹۹/۰۴/۰۳
خوب بود... البته باید بعد از خواندن کامل کتاب نظر داد.
جعفر حسینی
۱۳۹۹/۰۵/۱۸
شیرین وجذاب گویی داستان زندگانی خیلیهاست که نمیداننددرگیرچی هستند
طاهره قدرتی
۱۳۹۹/۰۴/۰۲
سلام صوتی‌اش را بزارین
فرزانه نوروزی
۱۴۰۳/۰۸/۱۳
بسیار زیبا و دلنشین
خوشحالم این کتاب رو خوندم.
فرزانه نجاری
۱۳۹۹/۰۵/۱۵
کتاب جالبی بود تقریبا یک روزه تموم ش کردم
faezeh bakhti
۱۴۰۴/۱۲/۱۱
فقط تصویر سازی طبیعت خوب بود. همین!
ادامه نقد و نظرات کتاب جمیله...
👋 سوالی دارید؟