پروانه میرزایی در کتاب شیوه داستان نویسی - جلد اول با ارائهی مسائل فنی نویسندگی و نکات و روشهای آموزشی نوین، کوشیده است تا برای دانشپژوهان از آغاز نوشتن، فنون مهمی را بازگو نماید.
مجموعه حاضر در دو جلد، تدوین و ارائه شده است و هر جلد مشتمل بر کلیات و جزئیاتی است که پروانه میرزایی از آشنایی با مفاهیم، چگونه نوشتن و ضرورتهای قلمفرسایی و داستاننویسی تا تصحیح انشایی، با شیوایی تمام سخن به میان آوردهاند.
او با در اختیار گذاردن تجارب خویش به طور کاربردی تا پایان کتاب با درایت، دیدگاههای حرفهای، اصولی و آموزشی داستاننویسی و بهتر نوشتن را به معرض یادگیری قرار داده است.
در بخشی از کتاب شیوه داستاننویسی میخوانیم:
پیام، اصطلاح آشنایی است که نیاز به تعریف ندارد، اما نکته مهم تفاوت آن با درونمایه است. این دو اصطلاح گاه در یک معنا به کار میروند درحالی که پیام برخلاف موضوع، حاوی جهت و نتیجهگیری است و در قالب یک جمله، کامل ادا میشود. پیام نویسنده با نوع نگاه او به هستی رابطه دارد و در واقع حرف اول و آخر او در داستان به شمار میرود. در تعریف درونمایه، آن را به روح تشبیه ساختیم.
بر این اساس میتوان گفت پیام نیز همچون «اندیشه» است که به حرکات و سکنات فرد، جهت میدهد. در این میان نکتۀ بسیار مهمی که در درس اول آوردیم و اکنون تکرارش میکنیم این است که پیام، لزوماً حاوی «بایدونباید» ی نیست، یعنی اگرچه پیام داستان قطعاً جهتگیری دارد، اما جهتگیری لزوماً با «باید و نباید» همراه نیست.
توضیح بیشتر اینکه جهتگیری نویسنده که نامش را پیام میگذاریم به دو شکل میتواند متجلی شود: اول اینکه او مستقیم یا غیرمستقیم به خوانندهاش بگوید: «چنین باید کرد یا چنان نباید کرد». شکل دوم اینکه نویسنده به خوانندهاش نشان دهد که «این چنین هست یا آن چنان نیست». پیام میتواند شامل «باید و نباید» ها و «هست و نیست» ها هر دو باشد.
شاید تاکنون برای شما چنین حالتی پیش آمده که قصّه یا قصّهوارهای خواندهاید که در آن نویسنده فقط موقعیتی را نشان داده و یا حسی را منتقل ساخته است. در چنین حالتی میتوان گفت از نوشته «باید و نباید» ی نتیجه نمیشود اما نمیتوان گفت نوشته حاوی پیامی نیست و جهتگیری ندارد زیرا نشان دادن یک موقعیت خاص و یا انتقال یک حس تأثیرگذار نیز در واقع به این معناست که فلان چیز اینگونه است یا آن گونه نیست.
بله
















