



کتاب طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت
برای شنیدن کتاب طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت
کتاب طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت نوشته آیدا چهرقانی، به داستانها و مثلهای آموزنده در مثنوی معنوی و بعضی آیات قرآن میپردازد و آنها را تحلیل و رمزگشایی میکند.
زندگی انسانها پر از اتفاقات معناداری است که روزانه برایشان واقع میشود، این اتفاقات همگی رازهایی دارند که اکثراً به آنها توجه نمیکند و چون در مشکلات زندگی غرق شدهاند یا به عبارتی اصل مطلب را رها کردهاند و در حاشیه ماندهاند، با نگاهی سطحی به ظاهر این اتفاقات، به قضاوت آن مینشینند و همچنین اتفاقاتی هم هستند که فاقد مفهوماند، اکثر این اتفاقات به خاطر معیارها و ملاکهای خودساخته انسانها، روی میدهد مثل تفکرات، آموزشها و تربیتهای اشتباهی که در طول زندگی برایشان ایجاد میشوند.
آیدا چهرقانی این کتاب را با استفاده از آموختههایش در طول زندگی نگاشته و هدف از نگارش آن را، به اشتراک گذاشتن تجربیاتی میداند که در زمان وقوع به ظاهر سخت و دشوار میرسید اما گذشت زمان آنها را سهل و آسان کرد.
نظریات نویسنده که بعد از آیات و مقالات با عنوان «دریافتها و برداشتهای من از زندگی» درج گردیده، حاوی نکات بسیار ارزندهای است که میتواند برای شما راهگشا باشد.
در بخشی از کتاب طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت میخوانیم:
درد عاشق با دیگر دردها فرق دارد. عشق آینۀ اسرارِ خداست. عقل از شرح عشق ناتوان است. شرحِ عشق و عاشقی را فقط خدا میداند. حکیم به شاه گفت: خانه را خلوت کن! همه بروند بیرون، حتی خود شاه. من میخواهم از این دخترک چیزهایی بپرسم. همه رفتند، حکیم ماند و دخترک. حکیم آرام آرام از دخترک پرسید: شهر تو کجاست؟ دوستان و خویشان تو کی هستند؟ پزشک نبض دختر را گرفته بود و میپرسید و دختر جواب میداد. از شهرها و مردمان مختلف پرسید، از بزرگان شهرها پرسید، نبض آرام بود، تا به شهر سمرقند رسید، ناگهان نبض دختر تند شد و صورتش سرخ شد. حکیم از محلههای شهر سمر قند پرسید.
نام کوچۀ غاتْفَر، نبض را شدیدتر کرد. حکیم فهمید که دخترک با این کوچه دلبستگی خاصی دارد. پرسید و پرسید تا به نام جوان زرگر در آن کوچه رسید، رنگ دختر زرد شد، حکیم گفت: بیماریت را شناختم، بزودی تو را درمان میکنم. این راز را با کسی نگویی. راز مانند دانه است اگر راز را در دل حفظ کنی مانند دانه از خاک میروید و سبزه و درخت میشود. حکیم پیش شاه آمد و شاه را از کار دختر آگاه کرد و گفت: چارهی درد دختر آن است که جوان زرگر را از سمرقند به اینجا بیاوری و با زر و پول و او را فریب دهی تا دختر از دیدن او بهتر شود. شاه دو نفر دانای کار دان را به دنبال زرگر فرستاد. آن دو زرگر را یافتند او را ستودند و گفتند که شهرت و استادی تو در همه جا پخش شده، شاهنشاه ما تو را برای زرگری و خزانهداری انتخاب کرده است. این هدیهها و طلاها را برایت فرستاده و از تو دعوت کرده تا به دربار بیایی، در آن جا بیش از این خواهی دید. زرگر جوان، گول مال و زر را خورد و شهر و خانوادهاش را رها کرد و شادمان به راه افتاد. او نمیدانست که شاه میخواهد او را بکشد.
فهرست مطالب کتاب
مقدمه
نامه سی و یکم حضرت علی به فرزندش امام حسن
آیات آموزندهی قرآن
گزیدهای از مقالات شمس تبریزی
دریافتها و برداشتهای من از زندگی
تمثیلهای مثنوی معنوی
پادشاه و کنیزک
طوطی و بازرگان
رومیان و چینیان
خر برفت و خر برفت
موسی و چوپان
مست و محتسب
فیل در تاریکی
معلم و کودکان
دقوقی
دزد دهل زن
رقص صوفی بر سفرهی خالی
استر و اشتر
خواندن نامهی عاشقانه در نزد معشوق
سروده سنایی
منابع
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت |
| نویسنده | آیدا چهرقانی |
| ناشر چاپی | نشر کلمات |
| سال انتشار | ۱۳۹۸ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 130 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-97665-3-6 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۱۰,۰۰۰ تومان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان کهن فارسی کتابهای علوم قرآنی کتابهای شعر پارسی |
بله










