کتاب مدیریت استراتژیک هوایی به قلم داود صادقی، راهبردهایی کاربردی برای مدیریت خطوط هواپیمایی و حمل و نقل هوایی ارائه میدهد.
مدیریت راهبردی یک فرآیند برنامهریزی است که برای کمک به یک سازمان به منظور تعیین ماموریت و جهت کلی یا هدف کلان بکار میرود. به عبارت دیگر، فرآیندی است که به یک سازمان کمک میکند تا طرحی که برای آینده شرکت ضروری است را تدوین نموده و از طریق آن به اهداف خود دست یافته و آنها را اجرا کند.
مدیریت راهبردی، مسیر یا جهتی را مشخص مینماید که سازمان در حین جستجوی بازارهای جدید، جذب یا حفظ مشتریان، رقابت با بازارهای جدید و انجام عملیات کسب و کار را باید پیگیری کند. راهبرد در یک معنا همان رفتار سازمان است.
راهبرد مانند هر رفتار دیگری تحت تاثیر نیروهای بیرونی و همچنین ارزشهای درونی، فرهنگ سازمانی و قابلیتهای آن قرار دارد. این ارزشها و قابلیتهای درونی باید بخشی از معادلهای باشد که به خوبی برای سازمان شناخته شده است. این قابلیتها مواردی از قبیل عملکرد مالی، عملکرد بازار، سوابق امنیتی و عملکرد عملیاتی را در بر میگیرند.
جملات برگزیده کتاب مدیریت استراتژیک هوایی:
- راهبرد رقابتی یعنی متفاوت بودن.
- تغییرات بنیادی سطح پیچیدگی را افزایش میدهد.
- یک مشکل عمده [درباره راهبرد] ندانستن آن است؛ یعنی در زمان تصمیمگیری اطمینان کافی نداریم که همه فعالیتهای صحیح آتی شناسایی و توصیف شده باشند.
- هنگامی که قیمت به مهمترین مسئله تبدیل میشود، هنگامی که شما در حال فروش یک کالای خاص هستید، شرکتی برنده است که مقرون به صرفهترین تولید کننده باشد.
در بخشی از کتاب مدیریت استراتژیک هوایی میخوانیم:
معمولا قویترین نیروی رقابتی، رقیب اصلی در میان اعضای صنعت است. شدت و ماهیت رقابت در میان صنایع مختلف، متفاوت است. به طور مثال در برخی صنایع، قیمت، اصلیترین منبع رقابت است در حالی که در سایر خدمات، عملکرد و تصویر برند از جمله موراد اصلی در رقابت محسوب میشوند.
رقابت میتواند دوستانه و یا سرسخت باشد، که این امر وابسته به شرایط موجود است. اهمیتی ندارد که حیطهی رقابتی چه حیطهای است، هر شرکت دارای یک جایگاه رقابتی بخصوص و یک راهبرد مخصوص برای رسیدن به این جایگاه است. پس موفقیت تا حدود زیادی وابسته به برایند کنشهای رقابت است، یعنی حرکات تهاجمی و دفاعی. به عنوان مثال صنعت هواپیمایی را در نظر بگیرید:
زمانی که یک وسیلهی حمل و نقل جدید به یک بازار مخصوص وارد میشود، واحد اقتصادی رقیب میتواند با ارائهی موارد مخصوص و یا کاهش قیمت برخی مسیرهای محبوب، واکنش نشان دهد. میدان رقابتی میتواند شدید باشد و یا اینکه به طور تدریجی کاهش پیدا کند. در واقعیت، کنشها و پاسخهای واحدهای اقتصادی رقیب تعیین کننده این صنعت است. برخی صنایع به خاطر کاهش قیمت خود و جنگهای تبلیغاتی خود شناخته شده هستند.
هنوز هم به نظر میرسد که اهمیتی ندارد که چه صنعتی است، رقابت زمانی تشدید پیدا میکند که رقابت بیشتری در میدان جنگ وجود دارد. در اغلب موارد، همان طور که تعداد رقبا افزایش پیدا میکند، اندازه و قابلیتهای واحد اقتصادی نیز برابر خواهد شد. در این زمان، واحدهای اقتصادی رقیب به دنبال کسب سهم بیشتری از بازار بوده و معمولا هر کاری را برای تسلط و چیره شدن بر ابزار انجام میدهند.
بله





















