



کتاب پنج قدم فاصله
برای شنیدن کتاب پنج قدم فاصله و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب پنج قدم فاصله
کتاب پنج قدم فاصله به قلم ریچل لیپینکت و میکی داتری و توبیاس ایاکونیس، قصۀ عاشقانهی دو جوان بیمار را به تصویر میکشد که هنگام معالجه بیماریشان، دلباختهی هم میشوند.
پنج قدم فاصله (Five feet apart) رمان عاشقانهای است که هر شخصی را میتواند شیفتهی خود کند. داستان در آن واحد که موضوعی عاشقانه را نقل میکند به بحث ناخوشایند و غمناک بیماری خاص نیز میپردازد که ممکن است تعداد زیادی از افراد بطور حقیقی از آن رنج ببرند و این موضوع هنگامی سبب آزردگی خاطر بیشتری میشود که که افراد دچار عارضهای به نام عشق شوند. عشقی که هیچگاه نتوانند به آن برسند.
استلا و ویل، هر دو با بیماری فیبروز کیستیک دست و پنجه نرم میکنند که یک بیماری دستگاه تنفسی است که زمینه عفونتهای مختلف باکتریایی را در بدن ایجاد میکند. این زوج با یک مشکل مواجهند و آن این است که آنها نباید یکدیگر را لمس کنند زیرا یکی از آنها بیماری دیگری علاوه بر فیبروز کیستیک دارد که منتقل میشود.
ریچل لیپینکت (Rachael Lippincott) در این کتاب داستان آشنایی استلا و ویل در بیمارستان را به رشته تحریر درآورده است. آن دو هر چند مدت یکبار باید برای بررسی وضعیت ریههایشان در بیمارستان بستری شوند. ویل که اتاقش کمی آنطرفتر از استلا است، توجهش به رفتار گرم استلا با بیماران و مسئولان بیمارستان جلب میشود و تا طبقه پنجم به دنبال استلا میرود تا بتواند چند کلمهای با او صحبت کند.
پس از پایان صحبتشان پرستار به استلا میگوید که ویل، علاوه بر داشتن فیبروز کیستیک یک بیماری خطرناک دیگر نیز دارد که تا چند سال دیگر خواهد مرد و به او تذکر میدهد که از ویل دوری کند زیرا بیماری ویل واگیردار بوده و اگر استلا آن بیماری را بگیرد سرنوشتی جز سرنوشت ویل نخواهد داشت.
نکوداشتهای کتاب پنج قدم فاصله:
- کاراکترهای جانبی پیچیده و پر تحرک هستند و غیر قابل پیشبینی بودن این بیماری قلب خوانندگان را میشکند. (Booklist)
- ویل نیومن، کاسی وست زیبا و دلانگیز را ملاقات میکند. نویسندگان، شخصیتهای نوجوان با ایمان را به همراه بلوغ عاطفی بزرگسالان و بدون از دست دادن ویژگیهای نوجوانی خود به تصویر میکشند. (School Library Journal)
در بخشی از کتاب پنج قدم فاصله میخوانیم:
لباسم را عوض میکنم، آهسته و بااحتیاط راه میروم، یک جفت ساق میپوشم، تیشرت رنگیای که اَبی از گرند کنیون برایم آورده بود را به تن میکنم. خودم را در آینه نگاه میکنم، حلقههای سیاه دور چشمم در این چند ماه گذشته از همیشه تیرهتر شدهاند. موهایم را سریع شانه میکنم و دماسبی میبندم؛ ولی اخم میکنم، آنقدرها هم که انتظارش را داشتم خوب نشد.
دوباره موهایم را باز میکنم و با رضایت به تصویر خودم در آینه با موهایم که دور شانههایم ریخته نگاه میکنم. کیف آرایشم را از انتهای کشو درمیآورم و کمی ریمل و برق لب میزنم، تصور اینکه ویل نه تنها مرا زنده ببیند، بلکه با کمی آرایش هم ببیند و به چشمانم و به لبان رژدار من نگاه کند، لبخند بر لبانم مینشاند. آیا دلش میخواهد مرا ببوسد؟
میدانم هیچوقت این کار را نخواهیم کرد؛ ولی آیا در دلش چنین چیزی میخواهد؟
گونههایم گل میاندازد و سرَم را تکان میدهم و به او پیام میدهم. به او میگویم که ده دقیقهی دیگر مرا در تالار اصلی ببیند.
بند شانهای اکسیژن سیارم را کوتاهتر میکنم، راه سریعتر را انتخاب میکنم، از آسانسور بالا میروم، از روی پل رد میشوم و وارد ساختمان شمارهی 2 میشوم، از پلهها پایین میروم و وارد تالار اصلی میشوم که یعنی حدوداً کل نیمهی پشتیِ ساختمان را رد میکنم. روی نیمکتی مینشینم، گیاهان و درختان را تماشا میکنم، صدای جریان آب از فوارهی سنگی پشتسرم آرام شنیده میشود.
قلبم از این فکر که چند دقیقهی دیگر او را میبینم به تپش افتاده.
هیجانزده و با استرس، گوشیام را درمیآورم و زمان را چک میکنم. ده دقیقه از زمان پیامم به ویل میگذرد و هنوز نیامده.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب پنج قدم فاصله |
| نویسنده | ریچل لیپینکات، میکی داتری، توبیاس ایاکونیس |
| مترجم | فاطمه صبحی |
| ناشر چاپی | نشر میلکان |
| سال انتشار | ۱۳۹۸ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 216 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-8812-51-7 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۱۱۰,۰۰۰ تومان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان عاشقانه خارجی کتابهای داستان و رمان نوجوان |
نقد، بررسی و نظرات کتاب پنج قدم فاصله
من لحظه به لحظهی این رمانو دوست داشتم
از اولین دیدار ویل و استلا تا لحظه جداییشون
من فهمیدم که برای عشق باید فداکاری کرد
نباید همیشه برای به دست آوردنش جنگید
بلکه باید قید عشقو زد باید توی دلت نگهش داری ولی از خودت دورش کنی
تمام لحظههای این رمان حال خیلی
خیلی قشنگ و گیرا نوشته شده بود. نوشتن عشقی که بر پایه رعایت فاصله اس واقعا سخته، خیلی وقتا ما عشق رو از لمس کردنهای کوچیک و با احساس دریافت میکنیم، چیزی که استلا و ویل ازش محروم بودن:)
خیلی چیزای زیبایی توی این به
چقدر خوبه که با خوندن این کتاب میتونیم قدردان سلامتیمون باشیم و بدونیم همین در آغوش کشیدن عزیزان موهبتیه که شاید خییلیا ازش بی بهره ان، کمااینکه و
هر چند وقت یک بار فیلم این کتاب رو میبینم و بلافاصله کتابش رو هم میخونم
انگار که میخوام دیدهها رو با تصورات خودم که از خوندن تک به تک کلمات کتاب شکل میگیره با هم تطبیق بدم
یه داستان جالب و البته غمگین! امکان نداره هر بار اندوه رو از عمیقترین بخش قلبم برای جدایی دلگیر ویل
بله




















بخشی از کتاب
ما به این تماس با کسی که عاشقش هستیم نیاز داریم، درست همانطور که به هوا برای نفسکشیدن نیاز داریم. هیچوقت اهمیت لمسکردن را نفهمیدم، لمسکردن او... تا زمانی که دیگر نتوانستم داشته باشمش.»
آن نفس برای من بهترین بخش کل ویدئوست، بدون هیچ زحمتی، بدون هیچ وِزوِزی، عالی و روان، بدون دردسر.
پ ن کتابش نخواستید بخونید حتما فیلمش ببینید جفتش عالی و پراز حس خوب هستن👌