نوریه شادالویی در کتاب آسیب شناسی فرهنگی، علل و انواع مختلف آسیبها که فرهنگ اصیل جامعه را مورد هدف قرار داده، مورد مطالعه و بررسی قرار میدهد.
از زمانهای دور آسیبهای فرهنگی در تمام جوامع بشری همیشه مورد توجه اندیشمندان قرار داشته است. هر چند بسیاری از مشکلات انسانها در طول نسلهای مختلف تکراری است، اما دیده میشود که بعضی از این انحرافات در نسلها بیشتر نمود پیدا کرده و اهمیت بیشتری داشتهاند و حتی بعضی از این آسیبها در نسلهای بعدی بیشتر هم شده. از طرف دیگر، یک سری علل غالب در هر جامعهای وجود دارد که نسبت به علل دیگر در پیدایش آسیبها از اهمیت بیشتری برخوردارند، اما عمدتاً میان آنها همپوشیهایی نیز مشاهده میشود.
فرهنگ هر ملتی جوهرهی حیات ادبی و سرچشمه تراوشهای دانش و معرفت و همچنین از اصول و مبانی بقا و ثبات آن ملت محسوب میشود، لذا شناخت به موقع آفات فرهنگی جهت جلوگیری و یا درمان مناسب آن، دست کم به منظور انتشار و اعلان آهنگ بیدارباش در مقابل هجمه فرهنگی خسارتبار بیگانگان، موضوعی مهم و ضروری است. در این راستا، لحظهای غفلت و بیتوجهی، جامعه را گرفتار بحران هویت فرهنگی خواهد کرد.
آنچه مسلم است، هیچ جامعه و سرزمینی را نمیتوان مصون و مبری از آسیبها و بحرانهای فرهنگی دانست، چرا که اصولاً بشر به دلیل برخورداری از سرشتی دوگانه و بر اساس هویت و فرهنگ منبعث از تجربیات بشری در برابر آنچه را که به آن بحران و آسیب گفته میشود، راهحلهای متفاوتی برای رهایی از این بحران را مورد آزمون قرار میدهد.
باید دانست که آسیبهای فرهنگی متنوع هستند و رویکرد محققان و پژوهشگران برای کاهش این آسیبها نیز متفاوت است که بر مبنای هر یک از این دیدگاهها، شاهد پیامدهای مختلفی خواهید بود. لذا بررسی و واکاوی آگاهیهای فرهنگی اجتماعی نسل جوان که در معرض مواجههی مستقیم با انواع امواج اطلاعاتی ضد و نقیض قرار دارند، از آن حیث اهمیت مییابد که امروزه امتزاج و اختلاط فرهنگها به دلیل رشد فناوری و گسترش روزافزون ارتباطات افزونتر شده و آسیبهای فرهنگی بیشتر نمایان میشود.
اگر چنین آسیبهایی شناخته نشوند و یا به عبارت دیگر عواملی که مسبب خطر فرهنگی هستند، مشخص نشده باقی بمانند و یا برای پیشگیری از این آسیبها تدبیری اندیشیده نشود امکان دارد کم کم در فرهنگ اصیل جامعه رسوخ کرده و مقاومت افراد آن جامعه را در برابر فساد و ناهنجاریهای فرهنگی ضعیف کند و این قبیل آسیبها رفته رفته نهادینه شده، حکم آداب و رسوم حاکم بر جامعه را پیدا کند و در نتیجه سبب تغییر فرهنگ و به شکلگیری فرهنگی جدید منجر شود که با فرهنگ اولیه تفاوت مشهودی دارد.
در این فرآیند است که افراد با آنچه به عنوان الگو در جامعه وجود دارد بیگانه میشوند و از این طریق ارزشها را به ضد ارزش تبدیل کرده و به نسلهای آینده منتقل میکنند.
در بخشی از کتاب آسیب شناسی فرهنگی میخوانیم:
زندگی مشترک همواره با دورنمایی زیبا برای زوجین آغاز میشود؛ اما به دلیل تفاوتهایی بین زن و شوهر که ناشی از تربیت در دو محیط متفاوت است و همچنین عدم شناخت کافی، پس از چندی مشکلاتی بروز میکند که چنانچه با تدبیر و درایت با آنها برخورد نشود، میتواند بنیان زندگی خانوادگی را به مخاطره بیندازد. برای به حداقل رساندن این خطر و نشان دادن راهکارهایی دراینارتباط، مطالب زیر را به نظرتان میرسانیم.
بدون شک کانون خانوادهای که در آن، میان زن و شوهر و اعضای خانواده انس و الفت نباشد، کانونی است همچون جهنم سوزان که نخستین آثار سوء خود را بر سلامت روانی و جسمانی اعضا باقی میگذارد. کودکان در چنین خانواده سرد و بیروح، از ناامنی و آشفتگی عاطفی و اضطراب رنج میبرند و احتمال ظهور و بروز ناهنجاریهای عاطفی و رفتاری در آنان زیاد است؛ زیرا سرنوشت والدین و فرزندان با یکدیگر گره خورده و رفتار هر یک آثار و پیامدهایی بر رفتار دیگری دارد.
متأسفانه یکی از بزرگترین مشکلات اجتماعی در جامعه کنونی انسانها، ستیزهها و دعواهای خانوادگی است که ارکان خانواده را متزلزل میکند و سلامت روانی اعضای آن را به خطر میاندازد. آسیبها و ستیزههای خانوادگی پدیدهای بسیار پیچیده و چند وجهی است و باید از دیدگاههای گوناگون روانی، اجتماعی، اقتصادی، حقوقی و ارتباطی مورد مطالعه قرار گیرد. شاید همانطور که هر انسانی یکتا و منحصر به فرد است، زندگی مشترک هر زوج نیز یکتا و منحصر به خودش باشد. با وجود این، پرداختن به موضوع «آسیبشناسی خانواده» به منظور دست یافتن به راهبردهای پیشگیری، یکی از مهمترین ضروریات آموزش خانواده است، چون بدون شناخت علل و عوامل، دستیابی به راههای درمان و اصلاح امکانپذیر نخواهد بود.
بله

















