

کتاب کلاغ
برای شنیدن کتاب کلاغ و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب کلاغ
کتاب کلاغ نوشتهی فرشته نوبخت، مجموعه داستانی شخصیتمحور است که با تکیه بر موقعیت و بحران درونی افراد روایت شدهاند.
مضمون اصلی همهی داستانهای فرشته نوبخت در مجموعه داستان کلاغ رابطهی آدمها در جامعهی مدرن است. کلاغ مجموعه داستانی میباشد که تقریبا همهی قصههایش با راوی اول شخص نوشته شده و روایت کننده زنهایی در مقاطع مختلف زندگی است.
فرشته نوبخت با لحنی مناسب سن و جایگاه راویِ خود را برای خواننده به درستی جا میاندازد. دغدغهی او در این اثر چگونگی روابط انسانهاست که با زبردستی تمام با حفظ این دغدغه، مجموعه داستانش با یک وحدت محتوای موجه و قابل قبول ارائه شده است.
داستانهای این کتاب با محوریت انزوا، تنهایی، ترس از نزدیک شدن به آدمها، میل به بهبود روابط از هم گسستهی آدمها و... بوده و سبک روایت نوبخت تا حدود زیادی تحت تاثیر قصهپردازیهای همینگوی، از قضاوت به دور است و راوی هیچ استدلالی از موقعیتها ندارد. روایاتی با پایان باز اما پایان بازی که شما را راضی نگه میدارد. در حقیقت طرح داستان مسیر خوبی را میرود طوری که خواننده با تمام شدن داستان دنبال جواب سوالهایش نمیگردد.
در آخر میتوان رگههای مرد ستیزی پنهان شده در تمام داستانها را به عنوان ویژگی منفی این اثر نام برد. در حقیقت مقصر تمامی دردها و رنجها در داستانهای نوبخت مردهایی هستند که بیدلیل خیانت کرده و زنهای بیدفاع و منفعلی که تنها مجبور به ترک صحنه، رها کردن زندگی و یا کنار آمدن با شرایط هستند.
در بخشی از کتاب کلاغ میخوانیم:
حالا میفهمم که آن ضربهها آخرین تلاش پیرمرد برای زنده ماندن بود که آنطور روی سقف آشپزخانهام میکوبید و اگر آن همه سروصدای اضافی نبود، حتماً متوجه میشدم. داشتم برای عصرانهی نارین کتلت توی روغن سرخ میکردم و به غرغرهایش گوش میدادم. باران پشتِ شیشهها ضرب گرفته بود و من حواسم نه به نارین، که به صدای عجیبی بود که به فاصلهی هر چند دقیقه از موتور یخچال بلند میشد.
اینطور مواقع آدم گاهی متوجه نیست که اطلاعات کی و چطور به خورد حافظهاش میرود. من هم یادم نیست از کجا فهمیدم که پیرزن رفته بوده لواسان، پیش دوستهای بیوهاش. انگار به شکلی عادی نرفته بوده که چند بار تلفن کرده احوال پیرمرد را بپرسد، وقتی دیده کسی گوشی را برنمیدارد، دربستی گرفته و شبانه برگشته بود و وقتی کلید را در قفل چرخانده بود، فهمیده بود آن طرف کلید دیگری توی قفل هست که نمیگذارد در باز شود. آن وقت آمده بود سراغ من. تازه از بیرون برگشته بودم و داشتم توی بالکن سیگار میکشیدم. بالاخره باران بند آمده بود ولی آسمان هنوز ابر داشت. صدای در باعث شد خیال کنم امیر برگشته. کونهی سیگار را روی سنگِ دیوارچینِ بالکن له کردم و در آپارتمان را باز کردم. کوچک و مرتب، پشت در ایستاده بود.
فهرست مطالب کتاب
راز
جایی دیگر
سفر
صندلها و تهسیگارهای ماتیکی
کوه سنگی
بیست و یک
اردکهای چاق و مدادهای عاشق
وقتی باران میبارد
بنویس عشق
کلیدها
ماهگرفته
بهشت کوچک
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب کلاغ |
| نویسنده | فرشته نوبخت |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۳۹۵ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 161 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-362-961-8 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۱۰۲,۰۰۰ تومان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی کتابهای داستان کوتاه ایرانی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب کلاغ
داستانها کوتاه و حاصل از دلمشغولیهای زندگی است؛ با این وصف که کمی ما رو بیدار از چهره دیگر شخصیت مخاطبمان میکند🤔شخصیتی که میتواند از اصل آنی نباشد که به ما خودش را نشان داده🧐چهره پنهان و و
پابان داستانها باز است ولی داستان به گونه بوده که درهمان خوانش اولیه مفهوم خود را رسانده است
کتاب از نظر روانشناسی داشت مفهوم انزوا و درون
ممنون از کتابراه 🙏
داستان اخری که به چندین قسمت تبدیل شده بود محتوایی نداشت. (اصلا دلیل طولانی شدن و تفکیک قستمهای داستان مشخص نبود)
درکل کتاب بسیار آماتوری بود که ارزش وقت گذاشتن و خوندن نداشت.
درضمن بعد از این همه کش و قوس دادن تصادف علی، نباید خبر مرگش رو درست تر بیان میکرد؟؟؟؟؟
فقط گفت بعد علی هم به نوشتن باید ادامه بدم😐
داستان دوم منو برد به دوران نوجوانی و کتابهای قطع جیبی اون موقع.
واژههای زن و مرد که از هم بیگانه هستند، درست مثل آن موقع.
درست عین نگرش سنتی که زن به مرد و مرد به زن داره.
خیلی ماشینی، خیلی بی احساس.
داستان سوم شروع خوبی داشت و پایانی بسیار بد.
بله



















