کتاب مهمترین وظیفه والدین به قلم محمدعلی شهبازی، راهکارهایی به شما ارائه میدهد تا در کشف تواناییهای فرزندانتان به آنها کمک کرده و برای ساخت یک زندگی سالم آمادهشان کنید.
قرنهاست والدین میکوشند فرزندانی توانا و موفق تربیت کنند؛ از انسانهای اولیه و آموزش شکار کردن گرفته تا اکنون. در این مسیر، متخصصان تعلیم و تربیت نیز به والدین کمک میکنند و به آنها بهترین روشهای تربیت فرزند را میآموزند.
شما با درگیر کردن فرزندتان در کارها علاوه بر اینکه مسئولیتپذیری را به او میآموزید باعث افزایش تجربههای او نیز میشوید و با توجه به اینکه تجربه یکی از عوامل مؤثر در اعتماد به نفس میباشد به او در این مسیر کمک خواهید کرد و مهمتر از همه او احساس مفید بودن را لمس میکند. مرحله بعد که مهمتر است تشویق و ارزش نهادن به فرزندتان است (البته به موقع). فرزند شما زمانی تمایل به ادامه همکاری با شما و پذیرش مسئولیت دارد که دیده شود، تشویق شود و تحریک شود.
باید زمانی که او مسئولیت یک کار را به عهده گرفت و به کمک راهنماییهای شما به اتمام رسانید (صرف نظر از کیفیت انجام کار) او را تشویق کنید و به او اعتماد به نفس بدهید و به او بگویید که وجود او برای شما یک دلگرمی و پشتوانه است.
چنین فرزندانی در آینده مسئولیت یک زندگی را به خوبی به عهده میگیرند و به خوبی از پس آن برمیآیند. نوجوانی که قبولی در کنکور، نمره درسی بالا، موفق شدن در رشته ورزشی را فقط و فقط حاصل تلاش خود میداند و هیچکس دیگر را مسئول و موظف به کمک کردن به خود نمیداند و مسئولیت تمام کارها و اتفاقات زندگیاش را به عهده میگیرد، به احتمال زیاد همان کودکی است که از کودکی مسئولیت بر دوشش گذاشتهاند؛ از جمعآوری کردن اسباببازیهایش گرفته تا خرید ماهیانه منزل و مدیریت یک جلسه مهمانی؛ و همچنین در مسائل مالی و اقتصادی منزل او را دخیل کرده و زحمات او را دیده و تشویق کردهاند.
برخی از سوالاتی که در کتاب مهمترین وظیفه والدین به آنها پاسخ داده میشود:
- این همه خود کمبینی از کجا نشئت گرفته است؟
- علت این همه نداشتن اعتماد به نفس چیست؟
- دلیل بیهدفی و سردرگمی نوجوانان و جوانان چیست؟
- علت این همه استرس و اضطراب و خشم جوانان چیست؟
- چرا دانشجویی توانا خود را طعمه شرایط و جامعه میبیند و ذرهای به این فکر نمیکند که من خالق شرایطم هستم، نه شرایط خالق من؟
- چرا جوانی که از دانشگاهی معتبر فارغالتحصیل شده، نشسته است تا کسی بیاید و او را استخدام کند و آخر ماه پولی جزئی کف دستش بگذارد؟
در بخشی از کتاب مهمترین وظیفه والدین میخوانیم:
آن دسته والدینی که دختر خود را در یک چهارچوب خشک و متعصب قرار میدهند و او را به درس و دانشگاه محدود میکنند و اجازه هیچگونه فعالیت اجتماعی را به وی نمیدهند و به گمان خود کار درست و اسلامی انجام میدهند بدانند که مهلکترین ضربه را به فرزند خود میزنند، یعنی تخریب اعتماد به نفس.
این بانوی جوان که در ناز و نعمت بزرگ میشود بدون هیچ تجربهای در آینده وارد بازار کار خواهد شد وقتی کارفرما از بیاطلاعی و بیتجربه بودن او مطلع میشود به خود اجازه هر گونه سوء استفاده را میدهد و یا پس از ازدواج وقتی همسرش از عدم توانایی او مطلع شد یا با او کنار آمده و یک عمر به عناوین مختلف از او سوء استفاده میکند یا نمیتواند با یک همسر بیعرضه و ناتوان و بیتجربه زندگی خوبی داشته باشد و او را کنار میگذارد و نهایتاً در هر حالت شما میمانید و یک عمر ناراحتی و دلخوری برای دخترتان.
پدری که اجازه حضور در جامعه را به دختر خود نمیدهد، با دست خود آیندهی دخترش را به تباهی میکشاند. مادری که با تصور مهربانی، مسئولیت پخت و پز و شست و شوی را در خانه از دوش دخترش برمیدارد و از او میخواهد فقط به درسهایش متمرکز باشد عملاً دارد یک همسر ناتوان برای آقایی که قرار است در آینده همسر این خانم بشود، تربیت میکند. حال ممکن است سؤالی پیش بیاید قطعاً شما میگویید:
با توجه به شرایط جامعه و مزاحمتهای خیابانی و خطراتی که دختران جوان را تهدید میکند چگونه به خودمان اجازه دهیم دخترمان در اجتماع فعالیت قوی داشته باشد یا در بازار کار کند و محدود نباشد.
بله











