کتاب کودکان استثنایی: راهنمایی برای والدین نوشتهی زهره سادات معینی، به معرفی کودکان استثنایی از جهت انواع، تشخیص و شناسایی آنها، اختلالات روانی در آنها، سلامت روانی و نیازهای خانوادههایشان میپردازد و در نهایت راهکارهایی مفید برای کاهش فشارهای روانی والدین کودکان استثنایی ارائه میدهد.
یکی از موضوعهای مطرح در علم روانشناسی، بحث در خصوص کودکان استثنایی است؛ کودکانی که متفاوت از سایر انسانها به دنیا آمدهاند و تحقیقات علمی نشان داده که از هر ده انسان یک نفر شناخته و یا ناشناخته با معلولیت و کمبودی درگیر است و نزدیک به پنج درصد کودکان، دچار نقص جسمی و حسی و یا ذهنی هستند که درصد قابل توجهی از این گروه، نیاز به آموزش خاص و مراقبت ویژه دارند. نیاز این هدیههای الهی به آموزش و مراقبت خاص، مولف را بر آن داشت تا با توجه به رشته تحصیلی خویش، به تالیف کتابی در زمینه کودکان استثنایی بپردازد و تا جای ممکن، در این کتاب، اصول و فنون برخورد با اینگونه کودکان را برای والدین آنها جمعآوری و ارائه نماید.
بر این اساس، کتاب کودکان استثنایی: راهنمایی برای والدین که حاصل تلاش چندین ساله مولف میباشد، دارای نه فصل است. در فصل اول کتاب، به معرفی کودکان استثنایی از جهت انواع، تشخیص و شناسایی آنها، اختلالات روانی در آنها، سلامت روانی و نیازهای والدین، خواهر و برادر کودکان استثنایی و در نهایت، ارائه راهکارهایی مفید برای کاهش فشارهای روانی والدین کودکان استثنایی پرداخته شده است. فصل دوم، به آموزش و یادگیری در کودکان استثنایی اختصاص داده شده است. در فصل سوم، پرخاشگری در کودکان استثنایی مورد بحث قرار گرفته است.
فصل چهارم، به مهارتهای اجتماعی کودکان استثنایی اختصاص داده شده است. در فصل پنجم، انزواطلبی در کودکان استثنایی از نظر ریشهها و علل بروز انزواطلبی، انواع حالتهای انزواطلبی در کودک و... مطرح شده است. در فصل ششم، اضطراب و ترس در کودکان استثنایی مورد بررسی قرار گرفته است. در فصل هفتم، مطالبی پیرامون دلبستگی در کودکان استثنایی ارائه شده است. در فصل هشتم، مباحث مربوط به غریزه جنسی در کودکان استثنایی آورده شده است و در نهایت، در فصل نهم، به نقش موسیقی در سلامت روانی کودکان استثنایی پرداخته شده است.
در بخشی از کتاب کودکان استثنایی: راهنمایی برای والدین میخوانیم:
طبق تعریف، بازی عبارت است از هرگونه فعالیتى که براى تفریح و خوشی و بدون توجه به نتیجه نهایی، صورت مىگیرد. انسان بهطور داوطلبانه به این فعالیت مىپردازد و هیچ نیروی خارجى و یا اجبارى در آن دخیل نیست (اسلامیه و ملائیان، 1394).
تفاوت ﻗﺎﺋﻞ ﺷﺪن ﺑﯿﻦ ﺑﺎزی واﻗﻌﯽ ﮐﻮدﮐﺎن و ﺗﻮان ﺑﺎﻟﻘﻮه آنها ﺑﺮای ﺑﺎزی، اﻫﻤﯿﺖ ﺑﺴﯿﺎر زﯾﺎدی دارد. در ﺑﺴﯿﺎری اوﻗﺎت ﮐﻮدک در ﯾﮏ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ اﻟﮕﻮﻫﺎی ﺑﺎزی ﻧﺎﭘﺨﺘﻪای را از ﺧﻮد ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ و در ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ دﯾﮕﺮی ﮐﺎﻣﻼ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﺎزی ﻣﯽﮐﻨﺪ، در ﻣﻮرد ﮐﻮدﮐﺎن دارای ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ اﯾﻦ ﺗﻤﺎﯾﺰ ﺣﯿﺎﺗﯽ اﺳﺖ. زﯾﺮا ﻣﺤﯿﻂﻫﺎی ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﮐﻪ اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻮدﮐﺎن در آن ﻗﺮار دارﻧﺪ اﻏﻠﺐ ﭼﻨﺪان ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ آنها ﺣﺪاﮐﺜﺮ ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﺧﻮد را ﻧﻤﺎﯾﺶ دﻫﻨﺪ (پیترهیوز، 18 ترجمه گنجی، 1395).
یافتهﻫﺎی ﺣﺎﺻﻞ از ﺑﺮرﺳﯽﻫﺎ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ اوﻻ ﮐﻮدﮐﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﻘﺺ ذﻫﻨﯽ دارﻧﺪ در ﻇﺎﻫﺮ وﺳﺎﯾﻞ ﺳﺎﺧﺘﺎرﻣﻨﺪ ﻧﻈﯿﺮ ﭘﺎزلﻫﺎ و ﺑﺎزی ورق را ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽدﻫﻨﺪ. در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﮐﻮدﮐﺎن ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﺎ ﻫﻤﺎن ﺳﻦ ﻋﻘﻠﯽ وﺳﺎﯾﻞ ﺑﺎزی ﻧﺎﻣﺤﺪود و ﺑﯽﺳﺎﺧﺘﺎر ﻣﺜﻞ ﻟﻮازم ﻫﻨﺮی را اﻧﺘﺨﺎب ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ آنها اﺟﺎزه ﻣﯽدﻫﺪ آﻓﺮﯾﻨﻨﺪه و ﺧﯿﺎل پرداز ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺛﺎﻧﯿﺎ اﺣﺘﻤﺎل ﺗﺮﮐﯿﺐ ﻣﻨﺎﺳﺐ اﺷﯿﺎء در ﺑﺎزی از ﺳﻮی ﮐﻮدﮐﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ذﻫﻨﯽ ﻣﻌﻠﻮل ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻤﺘﺮ از ﮐﻮدﮐﺎن ﻃﺒﯿﻌﯽ اﺳﺖ.
ﮐﻮدﮐﺎن ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻫﻨﮕﺎم ﺑﺎزی اﺷﯿﺎء را ﮔﺮد ﻫﻢ ﻣﯽآورﻧﺪ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽﮐﻪ ﺑﺎ ﻗﻄﻌﻪﻫﺎی ﺧﺎﻧﻪ ﺳﺎزی ﭼﯿﺰی را ﻣﯽﺳﺎزﻧﺪ. ﺑﻪﻃﻮر ﻣﺜﺎل ﻓﻨﺠﺎنﻫﺎ را ﺑﺎ ﻧﻌﻠﺒﮑﯽﻫﺎ ﮐﻨﺎر ﻫﻢ ﻣﯽﮔﺬارﻧﺪ و ﻏﯿﺮه ﮐﻮدﮐﺎن دارای ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ اﺣﺘﻤﺎل ﮐﻤﺘﺮی دارد ﮐﻪ اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﻨﺪ و در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻟﻤﺲ ﮐﺮدن ﺑﯽﻫﺪف اﺳﺒﺎبﺑﺎزیﻫﺎی ﺧﻮد ﻣﺸﻐﻮل ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ (کاکاوند، 1393).
ﺑﺰرﮔﺴﺎﻻن ﻣﯽﭘﻨﺪارﻧﺪ ﮐﻪ ﮐﻮدﮐﺎن ﻣﻌﻠﻮل ﺑﻪوﯾﮋه آنهاﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ ذﻫﻨﯽ دارﻧﺪ ﺑﻪ راﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺑﺮای ﺑﺎزی ﮐﺮدن ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪﻧﺪ. ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ اﯾﻦ راﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﺧﯿﺮﺧﻮاﻫﺎﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪ اﻣﺎ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺰاﺣﻤﺖ اﯾﺠﺎد ﮐﺮده و ﺧﻮداﻧﮕﯿﺨﺘﮕﯽ و ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺑﺎزی را ﮐﺎﻫﺶ دﻫﺪ. ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮان درﯾﺎﻓﺘﻪاﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺰان ﺑﺎزی در ﮐﻼسﻫﺎی ﮐﻮدﮐﺎن ﻋﺎدی ﺳﻪ ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﮐﻮدﮐﺎن اﺳﺘﺜﻨﺎﯾﯽ اﺳﺖ. ﻣﺎدرﻫﺎی ﮐﻮدﮐﺎن دارای ﻧﺸﺎﻧﮕﺎن داون ﺑﺴﯿﺎر ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﻣﺎدرﻫﺎی ﺳﺎﯾﺮ ﮐﻮدﮐﺎن، ﻣﺰاﺣﻢ ﺑﺎزی ﻓﺮزﻧﺪان ﺧﻮد ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ و ﻣﺰاﺣﻤﺖﻫﺎی ﻣﺎدراﻧﻪ ﺑﺎ ﮐﻮﺗﺎه ﺷﺪن ﻣﺪت ﺑﺎزی در ارﺗﺒﺎط است (پیترهیوز، ترجمه گنجی، 1395).
بله
















