کتاب مروری بر تاریخچه و تفکرات سازمان مجاهدین خلق نوشته وحید خضاب جلد اول از مجموعه «آنچه گذشت»، به موضوع سازمان مجاهدین خلق و عملکردشان در تاریخ انقلاب اسلامی پرداخته است.
سازمان مجاهدین خلق ایران مهمترین سازمان سیاسی در سالهای دهۀ پنجاه و شصت ایران است. گروهی که از مبارزات پارلمانتاریستی و جو چپزدۀ جهانی به وجود آمد، و بعد از مدتی، به قول آیتالله مطهری با اعلام «خودکفایی» در برداشتهای مذهبی، کار به آنجا کشید که از انگشتان «خلق» دوستش، خون بیش از شانزده هزار تن از مردمان این ملت بچکد که فقط یک قلم آن بهشتی است که خود یک تنه ملتی به حساب میآمد.
در مقالۀ اول، که بخش عمدۀ این اثر را تشکیل داده، زمینههای تأسیس سازمان و بنیان فکری آن مورد بررسی قرار گرفته است. در این قسمت، تحولات و سیر سازمان را تا سال 1363 و افول فعالیتهای سازمان در داخل کشور روایت شده است. در حد فاصل سالهای 63 تا 67، بیش از آنکه در داخل کشور حرکتی از سازمان سر بزند، بیشتر به بازیهای سیاسی و درگیریهای درون سازمانی در خارج کشور گذشت. تا آنکه با تشکیل ارتش آزادیبخش ملی در بحبوحۀ جنگ تحمیلی، سازمان وارد فاز جنگ کلاسیک نظامی گردید. اوج این فاز را در عملیات فروغ جاویدان میتوان دید که نقطۀ پایانی بود بر بسیاری از امیدهای سازمان و ضربتی نهایی بود بر توان آن برای تحرک جدی ضد انقلاب. مقالۀ دوم متکفل بررسی همین فاز، و خصوصاً بازخوانی عملیات فروغ جاویدان و پاسخ نظام در عملیات مرصاد است.
از دیگر سو، گستردگی کشتارهای ضد مردمی مجاهدین خلق و همچنین همپیمان شدن آن با دشمن خونی ملت ایران صدام حسین، چنان خون ایرانیان را به جوش در آورده که در بسیاری از کتب نوشته شده دربارۀ سازمان، نویسندگان پا از دایرۀ ادب و انصاف بیرون گذاشته و بیتوجه گفتهاند آنچه گفتهاند. هرچند تمام آنان به آفت بیتقوایی دچار نبودهاند، امت اکتفا کردنشان به شنیدهها و برخورد سطحی با تاریخ و نکاویدن گستردۀ منابع و در یک کلام، تنبلی علمی، رخسار نوشتارشان را زرد کرده است. در این کتاب نویسنده کوشیده شده است که چنین نباشد.
در بخشی از کتاب مروری بر تاریخچه و تفکرات سازمان مجاهدین خلق میخوانیم:
در سال 47 عبدی نیک بین یکی از سه بنیانگذار سازمان اعلام جدایی کرد. درباره علت این جدایی مسائل مختلفی گفته شده است. عدهای قائلند عبدی از ابتدا، نزدیکی بیشتری به مارکسیسم داشت و به مرور انتقادش به دوآلیسم و التقاط موجود در سازمان افزایش یافت و حتی عدهای گفتهاند که رسماً مارکسیست شد و به همین دلیل که میدید سازمان حاضر نیست به نفع مارکسیسم دست از التقاط بردارد از آن جدا شد. البته با توجه به اینکه نیک بین هم اکنون اعلام میکند مسلمان است و میگوید هیچ وقت هم مارکسیست نشده بود، نمیتوان صریحاً این اتهام را متوجه وی دانست. عدهای دیگر قائلند عبدی از مبارزه خسته شده بود و به فکر تشکیل خانواده و شغل و زندگی افتاده بود و به همین دلیل از سازمان جدا شد. با توجه به آنکه عبدی پس از جدایی از سازمان ازدواج کرد و هرگز چه پیش از انقلاب چه پس از آن دیگر سراغ مبارزه و سیاست نرفت، احتمال صحیح بودن این قول تقویت میشود.
به هر حال با جدا شدن عبدی، سازمان از آن پس با حذف نام او، علی اصغر بدیعزادگان را به عنوان سومین نفر در جمع بنیانگذاران سازمان اعلام کرد.
بله























