کتاب گل: تاریخ فرهنگی و اجتماعی فوتبال نوین نوشتهی کریستین کولر و فابین برندل، نگاهی کلی به پژوهشهای بینالمللی درباره تاریخ فوتبال و علاوه بر این، مشخص ساختن پرسشها و معضلات اجتماعی و فرهنگی تاریخ فوتبال است.
کتاب گل (Goal!: a cultural and social history of modern football) که جنبه گزینشی دارد به مفاهیم و مقالههایی مربوط میشود که برای ما جالب توجه بودهاند. البته بررسی تاریخ فوتبال و مسائل و معضلات آن بیشتر در قاره اروپا متمرکز است. نیازی به گفتن ندارد که کشورهای آلمانی زبان فقط بخش کوچکی از دنیای فوتبال را تشکیل میدهند.
پژوهش حاضر در بررسیهای خود فقط به بررسی برخی از پرسشهای مطرح در این زمینه در مناطقی که کانون فوتبال جهان محسوب میشوند از جمله جنوب اروپا و آمریکای لاتین پرداخته است، گرچه میدانیم که شمار روزافزونی کتاب و مقاله درباره مسائل فوتبال در این مناطق از جهان منتشر میشوند. این نکته را نیز باید یادآور شویم که اروپای شرقی و قاره آفریقا نیز به تدریج در زمینه فوتبال و بررسیهای تاریخی این ورزش اهمیت مییابند.
نکتهای که نویسندگان این اثر به آن پرداختهاند نتایج بازیها و رتبه و مقام تیمها نبوده است. و تاریخ بازیهای جام جهانی و جام قهرمانی اروپا، بازیهای بسیار مهم و سرنوشتساز یا گلهای دیدنی بازیها نیز در این کتاب بررسی نشدهاند. البته به بعضی از رویدادهای مهم فوتبال اشاره شده است. اما همین اشارات نیز در چارچوب و زمینه گستردهتر تاریخ اجتماعی و فرهنگی فوتبال صورت گرفتهاند. دنیای فوتبال با گرایشها و ویژگیهای مهمی همراه است که تنها در دنیای فوتبال قابل درک و فهم هستند، اما این گرایشها به نوعی با دنیای خارج نیز در ارتباطاند. این مسئله هم در سطح خُرد و هم کلان مصداق پیدا میکند.
این کتاب نخست در سال 2002 به زبان آلمانی و پس از گفتگوهای فراوان درباره مسائل مطرح شده در آن با دانشجویان در خلال تدریس مشترک کریستین کولر (Christian Koller) و فابین برندل (Fabian Brandle) در یک نیمسال در زمستان 2000-1999 در دانشگاه زوریخ انتشار یافت. با توجه به استقبال کارشناسان و خوانندگان عادی از این کتاب، زمانی که انتشارات دانشگاه کاتولیک آمریکا از آنها خواست تا این کتاب را به انگلیسی ترجمه کنند، از این پیشنهاد استقبال کردند.
در بخشی از کتاب گل: تاریخ فرهنگی و اجتماعی فوتبال نوین میخوانیم:
به نوشته اریک جی. هابسباوم، مورخ انگلیسی، قرن بیستم عصر تندروی محسوب میشد. شمار بسیار زیاد کسانی که جان خود را در میدانهای مختلف جنگ و بر اثر انفجار بمبهای پرشمار از دست دادند، مشخصه قرن گذشته است. جدال میان ایدئولوژیهای رقیب که خود را راه نجات بشر تلقی میکردند، بسیار مهلک بود ولی در مقایسه، تاریخ فوتبال در این دوره نسبتا صلحآمیز بود، آنچنان که انسان میپنداشت توپ چرمی باعث ایجاد تفاهم میان افراد مختلف ساکن در سیاره ما شده است.
با وجود این و به رغم همه عناصر مثبتی که تمایل داریم آنها را به محبوبترین روش گذران وقت در جهان نسبت دهیم، نباید فراموش کنیم که ورزشی که چنین غیرسیاسی به نظر میرسد، در واقع، نقطه ورود به ملیگرایی افراطی و منطقهگرایی است. یک فرد جهانوطن آزاداندیش که به این نگاه سیاسی مترقی خود میبالد، چه وقت به تیم رقیب در یک مسابقه بینالمللی لعن و نفرین نکرده است؟ و درگیر پیشداوریهای ریشهدار در رفتارهای قالبی صدها ساله نشده است؟
احساسات سیاسی گاه و بیگاه که فوتبال باعث آن میشود و در فصلهای پیشین مورد بحث قرار گرفت، به ایجاد احساس «ما» در برابر «آنها» دامن میزند. این همزادپنداری با بازیکنان و تیمها همواره به آن معنا بوده است که فوتبال میتواند به عنوان یک ابزار - خواه از بالا به وسیله سیاستمداران و روسای صنعت یا از پایین به وسیله جناحهای افراطی دست راستی عوامگرا یا دیگر متعصبان سیاسی - استفاده شود. یک مورد تازه در این خصوص بازی مقدماتی و نیمهکاره جام ملتهای اروپای سال 2016 میان دو تیم صربستان و آلبانی است که روز 14 اکتبر 2014 در بلگراد برگزار شد.
بله

























