کتاب انحطاط و ترقی تمدنها از نظر قرآن و منطق دیالکتیک اثر مرتضی مطهری، مجموعهای از یازده جلسه سخنرانى و بحث و انتقاد در انجمن اسلامى پزشکان در باب فلسفه تاریخ، توسط این استاد شهید در سال 1353 است.
سبک بحث در این جلسات که پس از سخنان استاد مطهرى، حضار که از نخبگان بودهاند و برخى از آنها مانند مرحوم مهندس بازرگان صاحبنظر به شمار مىروند نظرات خود را بیان مىدارند و استاد شهید با سعه صدر و روى باز به سؤالات آنها پاسخ مىدهند، مىتواند براى امروز ما درس و الگو باشد. البته سخنان سؤال کنندگان و حضارى که اظهار نظر کردهاند، تا حد ممکن خلاصه شده است. همچنین در ضمن بحث گاهى مزاحهایى صورت گرفته است که چون مرتبط با موضوع بوده حذف نگردیده است.
در این کتاب به راز حرکت تاریخ و عوامل انحطاط و ترقى تمدنها و سنت بودن و درس بودن تاریخ پرداخته شده و همه اینها از نگاه قرآن مورد بررسى و تحقیق قرار گرفته است؛ همچنان که موضوع تکامل تاریخ از نظر منطق دیالکتیک مورد بررسى و نقد واقع شده است. از این نظر این کتاب مىتواند براى امروز ما و آینده انقلاب اسلامى مفید و مؤثر باشد.
قرائن نشان مىدهد که این جلسات بیش از یازده جلسه بوده که متأسفانه نوار صوتى برخى از آنها در دست نیست و یکى از دلایل تأخیر در انتشار این کتاب نیز امید به دسترسى به آنها بوده است. این کتاب را مىتوان از سنخ کتابهاى جامعه و تاریخ، فلسفه تاریخ، جامعه و تاریخ در قرآن اثر آن فرزانه شهید دانست، به این نحو که مىتوانند مکمل یکدیگر واقع شوند.
یکی از نکات مورد اشاره شهید مطهری، شخصیت فرهنگی در مورد انسان است. شهید مطهری در ادامه کتاب هم به عوامل انحطاط اشاره دارد هم به عوامل ترقی. نکته مهم دیگر کتاب شهید مطهری، بحث عدل است و همچنین خدمت به خلق. بحث آخر شهید مطهری در کتاب، بحث دیالکتیک است. وی در پایان به دیدگاه کلگرایی توحیدی تأکید کرد و اینکه باید این دیدگاه در مباحث گوناگون چون اخلاق مطرح گردد.
مرتضی مطهری، مشهور به استاد مطهری، نویسنده و متفکر شیعه در قرن 14 و از شاگردان علامه طباطبائی و امام خمینی است. مطهری از موثرترین روحانیان معاصر ایرانی در تفسیر آموزههای اسلام مطابق با نیاز روز محسوب میشود. او در کلام و فلسفه اسلامی ماهر بود و آثاری در این حوزه دارد. قبل از انقلاب اسلامی، مبارزات فکری مطهری در مقابله با جریانات فکری مارکسیستی در ایران نقش قابل توجهی در رویگردانی جوانان از این تفکرات داشت. مطهری از بنیانگذاران حسینیه ارشاد است. روزآمدسازی و تبیین آموزههای اسلام و تشیع، از ویژگیهای فعالیتهای فکری وی بود. شهید مطهری، آموزههای اسلامی را که قبلا در قالب بیاناتی پیچیده ارائه میشد، به سبک ویژه خود، به صورت ساده و با زبان روز در اختیار مخاطبان قرار میداد. کتابهای وی در موضوعات مختلف دینی بارها به زبانهای گوناگون منتشر شده. استاد مطهری از افراد تاثیرگذار و رهبران فکری انقلاب اسلامی ایران به شمار میرود. او ریاست شورای انقلاب را تا روز شهادت بر عهده داشت.
در بخشی از کتاب انحطاط و ترقى تمدنها از نظر قرآن و منطق دیالکتیک میخوانیم:
بعضى این چنین خیال کردهاند که منطق دیالکتیک یعنى منطقِ قائل به اصل حرکت و اصل تضاد؛ پس هر تفکرى که براساس این دو اصل بود یعنى قائل به اصل حرکت در طبیعت و در اجتماع بود و هم قائل به اصل تضاد در طبیعت و در اجتماع بود منطق او منطق دیالکتیکى است. اگر این منطق را به همین اجمال و سادگى بخواهیم تعریف کنیم، ما هم حرفى نداریم. ولى منطق دیالکتیک نه در طبیعت به این سادگى است [و نه در جامعه.] اصل حرکت و اصل تضاد را خیلى از سیستمهاى فلسفى اعم از مادى و الهى در دنیا قائل بودهاند، در صورتى که تفکر اینها را به حقیقت نباید تفکر دیالکتیکى نامید. باید ببینیم اصولى علاوه بر اینها را که بیشتر مربوط مىشود به رابطه اصل حرکت و اصل تضاد و به آن کیفیتى که در رابطه این دو اصل گفتهاند چه مکتبى قائل است و چه مکتبى قائل نیست و بالخصوص وقتى که این منطق در جامعه مىخواهد پیاده بشود قهرا مسائل خاصى مربوط به انسان و جامعه در این منطق مطرح مىشود که معلول بینش خاصى است که این مکتب راجع به انسان و جامعه دارد.
پس صرف اینکه کسى در طبیعت یا در جامعه قائل به حرکت و تضاد شد، براى این که بگوییم منطق او منطق دیالکتیکى است کافى نیست؛ همچنان که صرف این که اصل حرکت را در اسلام پیدا کنیم اصل تضاد را هم پیدا کنیم، براى این که بگوییم منطق اسلام هم منطق دیالکتیکى است کافى نیست. ما البته بحث خودمان را چون دنباله بحثهاى پیش است، دیگر راجع به طبیعت نمىبریم، این منطق را مىآوریم در خود جامعه پیاده مىکنیم.
بله





















