کتاب شورای کتاب کودک: از همکاری تا مشارکت مجموعهای حاصل از گفتگوی پریچهر نسرین پی با 26 کارشناس عضو شورای کتاب کودک و فرهنگنامه کودکان و نوجوانان، در واکاوی دلایل پایداری این نهاد است.
خواندن این گفتگوها، راه دشوار شورا و فرهنگنامه را در دستیابی به الگوی کار مشارکتی که به فعالیت برای بالا بردن کیفیت زندگی فرهنگی کودکان ایرانی از راه ترویج خواندن و آشنایی با ادبیات کودکان و نوجوانان انجامیده است، نشان میدهد.
مجموعۀ حاضر نظراتی از علاقهمندان به تعلیم و تربیت و ادبیات کودک است، دربارۀ مشارکت که در ادامۀ جستجو برای یافتن تعریف و مبانی فرهنگ صلح در سه جلد کتاب صلح را باید از کودکی آموخت 1 و 2 و فرهنگ صلح و معماری ایران شکل گرفت. ضمن گفتگو با استادان توران میرهادی و نوشآفرین انصاری، نویسندۀ این کتاب متوجه تأکید آنان بر مشارکت فرهنگی، اجتماعی و مدیریتی شد و این پرسش برایش پیش آمد که مشارکت، همدلی و همکاری در شورای کتاب کودک چگونه بوده که این نهاد توانسته است بیش از پنجاه سال دوام آورد.
او با مشورت و حمایت استاد نوشآفرین انصاری و راهنماییهای خانم فاطمه رهادوست، پژوهشگر و مدرس علوم کتابداری و اطلاعرسانی و نیز بررسی انواع روشهای تحقیق به این نتیجه رسید که با طرح تعدادی پرسش مشخص نمیتوان به تمام زوایای کار مشارکتی در شورا بهویژه مفاهیم ارزشی، احساسی و عاطفی دست یافت. به همین دلیل، با انجام مصاحبۀ عمیق به پیدا کردن تعریف و چگونگی مشارکت در شورای کتاب کودک پرداخت.
شورای کتاب کودک از یک سو به عنوان نخستین پل ارتباطی منسجم و مستمر جامعه با ادبیات کودک و مواد خواندنی برای کودکان و نوجوانان در داخل ایران عمل کرده و از سوی دیگر ارتباطی تنگاتنگ بین جریان آزاد و غیر رسمی یادگیری با تأکید بر آموزش همه جانبه، آموزش در هر زمان و هر مکان و احترام به حق کودک برای دانستن و آگاهی بیشتر به وجود آورده است.
این نگرش شورا باعث توجه به بسیاری از کاستیها شد که به مرور و با به وجود آمدن توانمندیها، به پدید آمدن فرهنگنامۀ کودکان و نوجوانان، از سال 1358، و تأسیس خانۀ کتابدار کودک و نوجوان و ترویج خواندن، در سال 1383، منجر شد. همچنین دانشآموختگان شورا نهادهایی مستقل مانند مؤسسۀ پژوهشی کودکان دنیا، مؤسسۀ مادران امروز، مؤسسۀ پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان، کانون توسعۀ فرهنگی کودکان و انجمن دوستداران ادبیات کودک در اصفهان تأسیس کردند. بخش بزرگی از این توفیقات مرهون نگرش مشارکتی است که در شورا جریان دارد.
به نظر نگارنده، شورای کتاب کودک با بازخوردهای مناسب و ایجاد فضای مطلوب افراد را به فعالیتهای نظری و تجربی مشارکتی سوق میدهد و برای پیش بردن اهداف خود، روشهایی مناسب را به کار میبرد. شورا نهادی است پویا و زنده که بنا بر ضرورتهای اجتماعی، گاهی خودسازمانده و گاهی با مداخلۀ آگاهانه، روشهایش را عوض میکند و منطبق با شرایط فرهنگی جامعه همچنان در پی تغییر و تحول در روشهای کاری خود است، اما اهداف اصلی خویش را در تمام مدت پنجاه سال هرگز تغییر نداده است. زیرا بر اساس برنامهریزی و اساسنامۀ خود بهدرستی میداند چرا به وجود آمده است، جریان مشارکتش برای چیست، برای کیست، میخواهد چگونه و با چه شیوهای کار کند، چه سطوحی از جامعه را درگیر کند و در چه حوزههایی کار کند.
در بخشی از کتاب شورای کتاب کودک: از همکاری تا مشارکت میخوانیم:
نظرتان دربارۀ نوع مشارکتی که در شورا وجود دارد، چیست؟
از مشروطیت به بعد جنبشهای مدنی و دموکراتیک شروع میشود، درنتیجه هم تفکر دموکراتیک و هم نهادهایی شکل میگیرد و در حاشیۀ این روند، به کودک و ادبیات کودک توجه خاص میشود. توجه به ادبیات کودک در این دوره با دورههای قبل تفاوت جدی داشت، اما هنوز جریان مستقل فرهنگی ادبی شناخته نمیشد. با تحولات دهۀ 1340، جدا از شبهمدرنیزاسیون رضاخانی که به هر حال ظاهر جامعه را مدرن کرد، بین تحولات اقتصادی، صنعتی، فرهنگی و سیاسی تعارض به وجود آمد، یعنی از یک طرف جامعۀ مدرن و زیرساختهای مدرن و صنعتی و از طرف دیگر رژیمی غیردموکراتیک و غیرمشارکتی شکل گرفت. در این دوره، ادبیات کودک وارد مرحلهای جدید و کاملاً جدی شد.
در دهۀ 1340، با اصلاحات ارضی و اقداماتی مانند به رسمیت شناختن حقوق زنان و حق رأی زنان، خواه ناخواه جامعه نیازمند تحولات فرهنگی شد و کسانی که پیشینۀ اجتماعی، فرهنگی و گاهی سیاسی داشتند و نوع تحصیلات و گرایشات اجتماعی و فرهنگی آنها بر محور توجه به کودکان و آموزش و پرورش نوین بود، با یکدیگر ارتباط و پیوند برقرار کردند. در این دوره، باید به نقش بینظیر و بیبدیل خانم میرهادی و افرادی مانند ایشان توجه کرد که دغدغۀ تربیت فرهنگی بچهها و آموزش و پرورش نوین را داشتند.
بله

















