الیاس م. عوض و حسن م. غزیری در کتاب مدیریت دانش: مسائل مدیریتی، حقوقی و اخلاقی، به بررسی قوانین و فناوریهای نوین در زمینۀ استفاده از منابع اطلاعاتی توسط کاربران و کارکنان سازمانها پرداختهاند.
این کتاب به عنوان بخش پنجم از مجموعۀ مدیریت دانش (Knowledg Management) به بررسی مالکان دانش: دانشکاران، مسئولیت توسعهدهندگان دانش، متخصصان و کاربران، مالکان وبلاگ کارکنان، حقوق نسخهبرداری، نامها و علائم تجاری، مسائل اخلاق مرتبط با اشتراک دانش، مهارتهای دانشکاران، استفاده از فنآوری برای پیشرفت کار دانشی و آیندهنگری در مدیریت دانش میپردازد.
مطالبی که در بخشهای گذشتۀ این مجموعه ارائه شده اصول، رویهها، ابزارها، و روششناسیهای مدیریت دانش را مورد بررسی قرار داده است. هر کدام از مباحث قبل نکتههایی برای کاربردهای مدیریتی، مفاهیم و اینکه چگونه آنها کارایی شرکت را بهبود میبخشند فراهم میکند. اما در هر مرحله از توسعه این سؤال به ذهن میآید: چه کسی مالک و وبلاگهای کارکنان است؟ در مدیریت سیستمهای مبتنی بر دانش چه مسائل اخلاقی مطرح است؟ چگونه سازمانی شرح میدهد که دانش کارکنان یک حق مالکیت است؟ نکتههای قانونی مدیریت دانش چیست؟
الیاس م. عوض (Elias M. Awad) و حسن م. غزیری (Hassan M. Ghaziri)، نویسندگان این کتاب معتقد هستند که در یک فرهنگ شفاهی اگر سوادآموزی وجود نداشته باشد دانش از آن کسی نیست. به عنوان مثال، مهارتهای نهفته درقایقسازی از یک صاحب پیشه به دیگری از طریق کارآموزی و ترتیبات قبیلهای منتقل میشود. در جوامع با سواد، اختراع خط و نوشتن متن را از اجرا و دانش را از دانای آن جدا کرد. همچون یک دستنوشته که میتوان ذخیره و بازیابی کرد. با جدا کردن دانش از دانا، دانش میتواند به مالکیت افرادی متفاوت درآید. بعد ازاین اختراع چاپ ارتباط میان نویسنده و انتقال دانش را جدی کرد.
با بکارگیری رویکردی پویا که ریشه در استدلال اخلاقی متوازن و قانونی دارد، توسعهدهندگان دانش باید رهبری خود از دنیای فنآوری را به دامنه اخلاق دانش گسترش دهند. مدیران دانش که فرض سرپرستی اخلاقی طرحهای دانش را بر عهده دارند میتوانند منافع بلند مدت نصیب بخشها و کارفرمایان خود کنند.
اقدامات غیراخلاقی موجب بروز مسائل حقوقی و اقامه دعوی نیز میشوند. مواردی که پای سیستمهای مبتنی بر دانش را به میدان میکشاند بستگی به آن دارد که چه کسی مالک دانش است و چه کسی پاسخگوست و پاسخگوئی بر چه اساسی تعیین میشود. قوانین نیر بسته به این که سیستم دانش یک محصول است یا یک خدمت، متغیر است. ضمانتها و قوانینی که از چنین تضمینهایی پشتیبانی میکنند کارکنان و کاربران را به شیوههای مختلف حمایت میکنند.
در بخشی از کتاب مدیریت دانش: مسائل مدیریتی، حقوقی و اخلاقی میخوانیم:
در جائی که طرح دانش مورد توجه است، یک مدیر دانش باید هر کدام از اعضای تیم را به خلق دانش برای منافع طرح تشویق کند. دانش جدید ثروت تولید میکند که ستون فقرات آینده سازمان یادگیرنده است. او باید محیط کسب و کار را شفاف کند و این که چگونه باید بخشی از طرح در دست اقدام باشد. دانشکاران باید تشویق به فراگیری شوند همانگونه که آنها به صورت روزانه حقوق دریافت میکنند. این کار از طریق یادگیری حین کار، چرخش شغل، نشستهای آموزشی، و خودآموزی امکانپذیر شده است.
در نهایت، کارکنان به خاطر مزایای بلند مدت اشتراک دانش قبل از این که فرایند خلاقیت شروع به جوانه زدن بکنند باید فروخته شوند. برای مدیر دانش، مسئله اشتراک دانش تغییر دانش ضمنی کسب شده به دانش آشکار برای همگان است تا از آن بیاموزند و هر زمان و هر کجا که بخواهند استفاده کنند. همچنین پرسشی در ارتباط با فرهنگ و اعتماد است که باید در محیط تصمیمگیری حکمفرما باشند تا جامعه سازمانی ساخته شود.
در بانکی در اندازه متوسط، یک فرهنگ اجتماعی قوی شناسائی شد. در آغاز یک هفته، یک سوم از 38 کارمند باجه بانک به ناگهان استعفا کردند. آنها توسط یک بانک جدید که آن طرف خیابان واقع بود در مقابل حقوق، پاداش، مزایا، فرصتهای پیشرفت بیشتر و بالاتر، و مانند اینها به خدمت گرفته شده بودند. روز بعد، چهار نفر از کارکنان باجه به صورت داوطلبانه برنامهکاری اضطراری را تنظیم کردند تا خلا بوجود آمده را پرکنند. آنها فرصت ناهار خوردن را کوتاه کردند تا تنها یک کارمند باجه به مدت 15 دقیقه کار را ترک کند. آنها دو کارمند قدیمی باجه را از بخش وام برای کمک قرض گرفتند. از محافظان امنیتی خواسته شد که مشتریان را با سپردهها و وجوه دریافتی به پنجرهای که کارهای کنترل خروجی را سریع انجام میدهد همراهی کنند تا به این طریق از ازدحام کاسته شود. در نتیجه، از مفهوم پنجره " کنترل خروجی سریع" به مفهوم یک کمک موثر به خدمات مشتری استفاده شد.
بله




















