کتاب اختلال استرس پس از سانحه در کودکان و نوجوانان (راهنمای تشخیص و درمان)، تلاش میکند ضمن معرفی اختلال و نشانههای آن در خردسالان و کودکان، شیوههای ارزیابی، تشخیصگذاری و درمان را به تفصیل مورد بحث قرار دهد.
اختلال استرس پس از سانحه یکی از اختلالات شایع در کودکان است که درد و رنج فراوانی را بر آنان تحمیل میکند. شناسایی و درمان این اختلال، به خصوص در کودکان خردسال با دشواریهایی همراه است. بخشی از این دشواری به دلیل فقدان مطالعات کافی در این زمینه و بخشی نیز به دلیل تفاوتهای تکاملی کودکان در سنین مختلف و الگوی متفاوت بروز نشانهها در آنها است. لذا این اختلال، به رغم میزان شیوع بالا، کمتر مورد توجه درمانگران واقع میشود.
در بخشی از کتاب اختلال استرس پس از سانحه در کودکان و نوجوانان (Posttraumatic stress disorder in children and adolescence) میخوانیم:
کودکان کم سن و سال ممکن است دربارۀ علل رویداد آسیبزا دچار سردرگمی شده و خود را سرزنش کنند یا از طرف والدینشان سرزنش شوند. گاهی اوقات صرفاً با ارائۀ اطلاعات میتوان به این کودکان کمک کرد. برای مثال، پسر بچۀ هشت سالهای که تصادف شدیدی را تجربه کرده بود، اعتقاد داشت که او مسئول تصادف بوده است. مادر این کودک پس از حضور در یک جلسۀ انفرادی، در جلسۀ درمانی مشترک با پسرش حاضر شد و توضیح داد که فرزندش مسئول تصادف نبوده و او را سرزنش نمیکند. برای کمک به این کودک در درک بهتر حادثه، از او و مادرش خواسته شد تا سایر دلایل مؤثر در تصادف را مشخص کنند (برای مثال آب و هوای نامساعد، نقص فنی اتومبیل، بیاحتیاطی رانندۀ اتومبیل مقابل و غیره).
احساس گناه در کودکان بزرگتر و نوجوانان مبتنی بر استدلال ادراکی (یعنی ارزیابی اعمال بر اساس آن چه بعداً رخ داده است، نه بر اساس چیزی که در آن لحظه میدانستند)، تنزل دادن نقش عوامل / تبیینهای دیگر و استانداردهای بالای غیر منطقی آنهاست (یعنی «باید میدونستم که چه اتفاقی قراره بیفته؛ باید سریعتر واکنش نشون میدادم؛ باید مقاومت میکردم و غیره»).
احساس گناه این کودکان و نوجوانان را میتوان با استفاده از فنون شناخت درمانی سنتی نظیر پرسشگری سقراطی (برای در نظر گرفتن شواهد) مورد درمان قرار داد. برخی از سؤالات مفیدی که میتوانید در اینجا مطرح کنید عبارتند از: چه عوامل دیگری در آن حادثه نقش داشتند؟ چه اقدامات دیگری میتوانستی در آن لحظه انجام دهی؟ بهترین دوستت (یا افراد دیگر) در این موقعیت چه کاری انجام میدهند؟ از کجا باید میفهمیدی که قرار است حادثهای اتفاق بیفتد؟ چه کارهای مفیدی در آن لحظه انجام دادی؟ نکتۀ کلیدی اینجاست که واکنشهای کودک (ناتوانی او در واکنش نشان دادن) در یک رویداد آسیبزا معمولا بر اساس آنچه او در آن لحظه بدان باور داشته است، قابل درک و معقول میباشد.
بله























