کتاب مجموعه آثار جبران خلیل جبران - جلد دوم، مجموعه بسیار غنی از انواع داستانها، در قالب نثر یا نظم، حکایات و روایات و یا حتی رسالههایی اتوبیوگرافی، شامل مهمترین آثار ادبی جبران خلیل جبران هست که با نهایت دقت انتخاب شدهاند.
آثاری که در این مجموعه زیبا جمعآوری شده است، از این حکایت دارد که جبران خلیل جبران (Gibran Khalil Gibran) ، هنوز هم به عنوان یکی از بزرگترین نویسندگان عالم به شمار میرود: نوشتههای او بازتابی از زیبایی آرزومندانه، خشمی شدید، وقاری محتشم و صلح و آرامشی که مخصوص شرقیان است و نیز حکمت و فرزانگی شیرینی که در نظاره کردن عالم هستی به دست میآید میباشد. جبران اغلب به عنوان دانته قرن بیستم دنیای شرق به شمار میرود. دانشمندی فاضل و جاودان که سرودهای زیبایش، از شادی زیستن و شادی نیکی کردن و وحدت با عالم هستی داد سخن میدهد. او بدون تردید، یکی از بزرگترین استادان ادب و شعر در عرصه قلم به شمار میرود.
در بخشی از کتاب مجموعه آثار جبران خلیل جبران میخوانیم:
به راستی زمان چه چیز عجیبی است و ما تا چه اندازه عجیب و غیرمعمولیم! زمان به راستی تغییر یافته است و بد انسان، ما را هم تغییر بخشیده است. گامی به جلو پیش میرود، صورتش را نمایان میکند، ما را به وحشت میافکند و سپس ما را به نهایت شادمانی میرساند.
دیروز از زمان، زبان به شکوه گشوده بودیم و در برابر وضعیت ترسناکش میلرزیدیم.
اما امروز یاد گرفتهایم که آن را دوست بداریم و به آن احترام بگذاریم، زیرا از تمام نیتهایش آگاهیم و از شرایط و وضعیت طبیعیاش، از رازها و اسرارش مطلعیم.
دیروز، همچون اشباحی لرزان، میان ترسهای شبانه و تهدیدهای روز، غرق در ترس و وحشت میشدیم. اما امروز، با نهایت شادمانی به سوی قلۀ کوه پیش میرویم، یعنی به سوی اقامتگاه توفانی خروشان و زادگاه تندر...
دیروز، نانی را که با خون ورز داده بودیم تناول کردیم، و از آبی که با قطرات اشکمان در هم آمیخته شده بود، نوشیدیم. اما امروز، مائدهای از دستان عروسان صبحگانی دریافت داشتیم، و از شراب کهنهای که با نَفَس شیرین و معطر بهار خوشبو میشد، نوشیدیم.
دیروز، بازیچهای در دستان سرنوشت بودیم. اما امروز، سرنوشت از حالت سرمستی خود بیدار شده است، تا با ما به بازی و خنده بپردازد. این ما نیستیم که به دنبال او میرویم، بلکه اوست که ما را تعقیب میکند.
دیروز، در برابر بتها عود میسوزاندیم و انواع قربانیان را به خدایانی خشمگین تقدیم میداشتیم. اما امروز، عود میسوزانیم و قربانیانی از وجود خودمان تقدیم میکنیم، زیرا زیباترین و با عظمتترین خدا از میان خدایان، معبد خود را در قلبمان برافراشته است!
دیروز، در برابر شاهان سر تعظیم فرود میآوردیم و گردنهایمان را در برابر سلاطین خم میکردیم، اما امروز، به هیچ کسی ابراز احترام نمیکنیم، مگر به مظهر حق و به دنبال هیچکس نمیرویم، مگر مظهر زیبایی و عشق.
بله





























