کتاب سینما: کنش اجتماعی نوشتهی گریم ترنر، سینما را همچون عملی اجتماعی به دانشجویان معرفی میکند. از آنجا که این کتاب به نظریه فیلم از منظر مطالعات فرهنگی مینگرد، شیوه بررسی آن بسیار متفاوت از اکثر کتابهایی است که به این موضوع میپردازند.
ویراست سوم کتاب سینما: کنش اجتماعی (Film As Social Practice)، پاسخی به تغییر معنادار نقش صنعت فیلمسازی، درون بازار رسانه و پیشرفت محسوس نظریه فیلم و فرهنگ از زمان چاپ دوم کتاب است. یکی از اهداف چاپ نخست معرفی نظریهای درباره سینما بود که فیلم را یکی از اشکال بازنمایی و فعالیتهای اجتماعی فرهنگ عامه به حساب میآورد.
گریم ترنر (Graeme Turner) در این کتاب، سینما را به منزله سرگرمی، روایت و رخدادی فرهنگی در مطالعه آورده است. هدف این کتاب آن است که سینما را همچون عملی اجتماعی توصیف کند که تولید، مصرف، لذتها و معناهای آن منحصر به رویکرد مطالعهی فرهنگی است.
لذتی که سینما پدید میآورد در واقع ممکن است با لذت برآمده از ادبیات یا هنرهای زیبا کاملأ فرق داشته باشد. با این حال، این لذت نیز از قوهی فهم ما ناشی میشود. سینما عملی اجتماعی برای سازندگان و مخطبانش است. در روایتها و معناهای فیلم میتوان شیوههایی را دریافت که فرهنگ ما از آن طریق به خود معنا میبخشد. نگاه به سینما در سرتاسر صفحات این کتاب این گونه است.
در بخشی از کتاب سینما: کنش اجتماعی میخوانیم:
نظریه فیلم به روانکاوی توجهی ویژه نشان داده است. البته رویا شدیدا مورد توجه روانکاوی بوده و قیاس فیلم با رویا، بررسی عملکرد ناخودآگاه را برای محققان اجتناب ناپذیر کرده است. طبیعت خصلت جادویی فیلم - فروریختن مرزهای واقعیت - محرک دیگری برای روانکاوی بوده است. اگر فروید باور دارد که شکاف میان واقعیت و خیال (چیزی که میبینیم و چیزی که برای خودمان تصور میکنیم)، محل میل است، پس فیلم بر فراز این شکاف ایستاده است. اکثر پاسخها به این مسائل باعث شده تا مجموعه نظریاتی درباره فرایندهای همذات پنداری مخاطب با چیزی که بر پرده میبیند، پدید بیاید. این فرایندها را با شیوههای هویتیابی تکتک مخاطبان در جامعه مقایسه کردهاند.
نظریه روانشناختی بر اهمیت «نگاه» خیره مخاطب تاکید میکند. اینکه این نظریه مخاطب را «تماشاگر» قلمداد میکند، بازتابی از این امر است. قدرت نگاه مخاطب در نظریه فرویدی و پسافرویدی از آن حیث اهمیت دارد که بخشی از هویت فردی و ارتباط انسان با محیط پیرامون اوست. بنابراین مخاطبان هم «نگاه» میکنند و هم «تماشا» میکنند. مخاطبان از فیلم «جدا» هستند زیرا فیلم بازنمایی اعمالی است که در خدمت مخاطبان است اما به گونهای که انگار مخاطبان آنجا حضور ندارند. به هر حال، مخاطبان در مقام عامل درک فیلم و در مقام مشاهدهگرانی که میبینند ولی دیده نمیشوند، در موضعی هستند که از قدرت چشمگیری برخوردار است. نظریه فروید این موقعیت را موقعیت تماشاگر جنسی توصیف میکند. تماشاگر جنسی از کسانی که نادانسته در قدرت نگاه خیرۀ او گرفتار آمدهاند، «ابژه میسازد». نگاه نظربازانه یکی از لذتهایی است که مخاطبان در سینما مییابند.
بله





















