

کتاب عروس دره
برای شنیدن کتاب عروس دره و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب عروس دره
کتاب عروس دره نوشته فریبرز یدالهی با زبانی ساده و روان، نگاشته شده است. این داستان با پرداخت مناسب شخصیتها، توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنهها، نوشته شده و شما را با خود همراه خواهد کرد.
در بخشی از رمان عروس دره میخوانیم:
در سختترین لحظه ها، آنگاه که به فردا هم امیدی نیست. آخرالزمان است. روزگار بیداد و نامردی است. در لحظه مرگ و زندگی، در زمان وحشت و نامیدی، عشق خفته بیدار شده بود. نویدی بود بر ماندن، بر زندگی، بر حیات. دخترک همچنان مبهوت نگاه میکرد. میشد از نگاهش خواند که میگوید این چه هنگام است و این مرد در این بحبوبه چه میخواهد. لازم به سوال نبود خبر مرگ حکیم صاحبی پیش از این به شهر رسیده بود. هر چند شعبان از عشق هوشنگ هیچ نمیدانست. گمان بر آن داشت که هوشنگ چون او سر در مبارزه دارد و به این جهت تاهل اختیار نکرده است. خبر سکونت حکیم صاحبی و اهل و عیالش در الموت و مرگش را هم شعبان به هوشنگ داده بود.
چشم های پوریا چون آیینه بود. چون جام جهان نما، سبز چون باغ بود و مست چون نرگس شهلا.
آیینه
چشم و چراغم آیینه
خستهام، زنگاریام
از هراس و مصلحتها عاریام
آیینه، ای مهربانم فاش گو
از شکستن تا به کی ترسیدنت
لب گشا ای نازنینم بازگو.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب عروس دره |
| نویسنده | فریبرز یدالهی |
| ناشر چاپی | انتشارات آبرخ |
| سال انتشار | ۱۳۹۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 165 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-7599-91-7 |
| قیمت کتاب الکترونیک | رایگان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان عاشقانه ایرانی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب عروس دره
اما اگر نکاتی را نویسنده رعایت میکرد،
بهتر و عمیق تردر داستان انسان فرو میرفت،
پرش شخصیت زیاد بود،
و از این شاخه به این شاخه پریده و نام شخصیتها که
تعدادشون زیاد بود گاهی با ضمیر (او) گفته بود
که ممکن بود باعث خطای ذهنی شود،
میتوانست جهت بهتر و معرفی بهتری از کند با
هرچند این کتاب تاریخ نبود ولی روایتگر بخشی از تاریخ بود که همیشه با جملهی " امدند و کشتند و سوختند و رفتند" معرفی میشد...
متوجه شدم که راز شکست در اختلافات و تعصبات بود.
داستان زیبایی داشت اما گاهی گیج کننده میشد بخاطر نثر فنی و پس و پیش شدن جملهها، کتاب اثر گذار است و احساس را درگیر میکند.
بله

















در این میان عشق میان دختر ایرانی و مغول بسیار عجیب است.
و اما آخر داستان یک نکته مهم داره که نباید به روایاتی که گفته میشه مطمئن بود و کسی را به کار نکرده متهم کرد یا تبرئه کرد.
یک نفر دیگه راز قلعه را به مغولها میگه در صورتی که به پای دختر بی گناه نوشته میشه که تنها گناهش عاشق مغول شدن بوده و اما اینکه همه مادرها بعدها این داستان را طوری برای بچههای خود تعریف میکنند که انگار این دختر راز قلعه و اب را، به مغولها گفته.
نباید از روی حرف دیگران چیزی را قضاوت کنیم.