کتاب زمستانیترین رویای من، به تالیف ثریا قنبری عدیوی، شامل ۵۴ شعر سپید است. موضوع قالب همه اشعار کتاب پیرامون مسائلی چون: دوست داشتن، غرور، دلتنگی، جدایی و.... است. در واقع شاعر در لابهلای اشعار خود از گذر روزگار و نبودن و بیوفایی یار گله و شکایت میکند.
ثریا قنبری عدیوی عنوان کتاب زمستانیترین رویای من را، از اولین شعر خود گرفته که این امر نشان از علاقه او به این سروده دارد. در واقع این شعر برای او یادآور یک حس نوستالوژی است. یک عشق کودکانه که تبدیل به عشقی نافرجام شده است. عشقی پاک و خالص که یک طرفه بودن آن را میتوان در تک تک واژههای آن احساس کرد:
تو را همیشه با لبخندهای برفیات دوست دارم و با همان لحن یخزدهات میگویی...
با این وجود زمستان با همه روزهای سرد و یخزدهاش برای او زیباترین و عاشقانهترین فصل است.
زمان در اکثر اشعار، زمان گذشته است و خاطرات شاعر بیشتر معطوف به دو فصل پاییز و زمستان است.
در بخشی از کتاب زمستانیترین رویای من میخوانیم:
زمستان که نزدیک میشود
تو را با خودم آنقدر تکرار میکنم که گویی همین حوالی هستی
کنار دستان سردم
و با همان لحن یخ زدهات میگویی:
«مرا یک فنجان چای مهمان نمیکنی؟»
و من با همهی گرمای دلم بگویم:
«تو بمان
من همهی فنجانها را پر از چای شیرینی میکنم که عاشقش هستی»
بله
















