کتاب پرطلا، مجموعهای از چهار داستان کوتاه ایرانی و آموزنده برای ردهسنی نوجوانان است که توسط محمدعلی گودینی به نشر رسیده است.
هرکاری با انگیزهای آغاز میشود و هر انگیزهای از دل سبکی از یک زندگی بر میخیزد. قصهی این کتاب هم قصهی کسانی است که سینههای شان برای هوایی تازه میتپد. قصهی آدمهای کوچکی است که آرزو دارند برج بلندی بسازند تا دیگرانی از جنس خودشان خورشید را با سر انگشت اشتیاق لمس کنند و دست روزگار آنها را طوری پروریده که دل در گرو علم و ادب و هنر و فرهنگ داشته باشند. در روزگار تخصص و شاخه شاخه شدن گردآوردن و پرداختن به این همه محبوب جز به تدبیر نشر و گسترش امکان نمییافت.
در قسمتی از کتاب آمده است: پرطلا در آسمان آبی رو به کوه، لحظه به لحظه دور و دورتر و کوچک و کوچکتر میشد. سالار همچنان بُهت زده و انگشت به دهان محو پرواز آزادی پرطلا بود و نصیحتهای دوستانهی عالان در ذهنش مرور میشد.
بله























