کتاب غریبه چشم درشت
برای دانلود قانونی کتاب غریبه چشم درشت و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب غریبه چشم درشت
کتاب غریبه چشم درشت اثر محمدعلی گودینی از آن دسته داستانهای اجتماعی ایرانی است که روایت تکاندهندهی آن تا مدتها پس از خوانده شدن در ذهن مخاطب باقی میماند؛ ماجرایی که سرنوشت دو کودک بیپناه را در مسیر پرخطر شهر به تصویر میکشد و از رنج خانوادههایی میگوید که قربانی فریب و محرومیت میشوند.
دربارهی کتاب غریبه چشم درشت
گاهی تلخترین داستانها، نه در جهانهای دور و خیالی، بلکه در گوشههایی از زندگی روزمره آدمها اتفاق میافتند؛ ماجرای کتاب غریبه چشم درشت، رمان اجتماعی محمدعلی گودینی نیز در چنین جهانی آغاز میشود. جایی که فقر، ناآگاهی و بیرحمی انسانها میتواند سرنوشت کودکان را تغییر دهد.
«سِنو» روستایی قحطیزده است؛ در چنین جایی فقر، اهالی را به تصمیمهایی سخت و دردناک زیادی میرساند. زاغو، دلالی که از درماندگی مردم سود میبرد، با وعدهی آیندهای بهتر، شناسنامهی کودکان را خریداری میکند؛ کودکانی که قرار است به جای تجربهی کودکی، وارد دنیایی پر از خطر و بیرحمی شوند. اولین جرقه از وقایع تکاندهنده رمان غریبه چشمدرشت در خانهی سخی و سبزگل رقم میخورد.

رمان غریبه چشم درشت؛ داستانی درباره فقر و کودکآزاری
سخی و سبزگل، پدربزرگ و مادربزرگ عزیزمحمد و گلپر، با امید نجات نوههای یتیمشان، آنها را راهی تهران میکنند. آن پیرزن و پیرمرد بینوا اما نمیدانند که این تصمیم ناخواسته، جگرگوشههایشان را به چه مسیری رهسپار میکند؛ مسیری که پایانش چیزی جز رنج نیست. بخشهای بعدی از داستان غریبه چشم درشت میتواند دل مخاطب را تکان دهد؛ چرا که ورود دو کودک به تهران به معنی آغاز سرنوشتی متفاوت برای هرکدام است.
این داستان رئالیستی با لنزی منتقدانه و واقعیتگرا، موضوعاتی مانند فقر، کودکآزاری و آسیبهای اجتماعی را به تصویر میکشد و مخاطب را با پرسشهای مهمی درباره مسئولیت جامعه در برابر کودکان روبهرو میکند. روایتی تلخ اما ضروری که میتوان آن را در دستهی ادبیات انتقادی و دغدغهمند جای داد. خرید کتاب غریبه چشم درشت به خواننده یادآوری میکند که گاهی بزرگترین قربانیان بیعدالتی، کسانی هستند که حتی فرصت دفاع از خود را هم ندارند.
این کتاب با تلاش نشر موسسه فرهنگی هنری سیب سرخ نیکان به دست شما میرسد.
کتاب غریبه چشم درشت برای شما مناسب است اگر
- از علاقهمندان ادبیات واقعگرا و داستانهای نزدیک و آشنا به حقایق تلخ و شیرین زندگی هستید.
- طرفدار طرح شدن حقایق جامعه مثل فقر، آسیبهای اجتماعی و مبارزه انسان با شرایط سخت زندگی در بستر ادبیات داستانی هستید.
در بخشی از کتاب غریبه چشم درشت میخوانیم
جواد همان روز اول یک شلوار و یک پیراهن نیمدار خودش را به عزیزمحمد پوشانده بود. پیراهن برای هیکل کوچک و نحیف او بزرگ بود. شلوار جدید هم قدری بلند بود. اما پاچههای شلوار بلند را تا زده بودند تا اندازه بشود. یک تکه طناب نایلونی نازک زرد رنگ هم به عوض کمربند، از توی پلهای کمرشلوار بسته بودند.
ناهار ساندویچ فلافل خورده بودند. شب اول هم چلوخورشت با نوشابه خورانده بود به او. غیر از عزیزمحمد یک دخترک همقد و اندازه گلپر هم پیش آنها بود با دو پسرک. آنها هرکدام یکی، دوسال از دخترک بزرگتر بودند؛ یکی اسمش امیر بود.
گوشه ابروی امیر، در جریان دعوایی زخمی شده بود. چسبی روی زخمش چسبانده بودند. آخرشب، همه جمع بودند توی اتاقی کوچک. اتاق پر شده بود از دود سیگار. زنی لاغرمردنی که از جواد هم چند سال بزرگتر بود گوشهی اتاق افتاده بود. چشمهای زن خمار بود، یکسره درحال چرتزدن بود. نگاه عزیز از ساعت ورود به داخل اتاق مانده بود رو به چهره تکیده و دندانهای کرمخورده و سیاهشده زن.
ذهنش میرفت به دخمه خودشان در سِنو. میرفت به قیافه نیقلیانی گلابخاتون. ولی هر مرتبه یادش میآمد گلاب صورتش آفتاب سوخته بود. بیشتر روزها پیراهن قرمز کهنه و مردانه شاهمحمد را میپوشید. همیشه هم شلوارسیاه پارچهای پایش بود. ولی این زن سیگاری توی اتاق هم موهایش آشفتهتر از گیسوی بلند گلابخاتون بود. صورتش هم سفید بود. اما دندانهایش مانند دندانهای گلاب سفید نبود! زن وقتی کنجکاوی زیاد عزیزمحمد را دید، لبخندی زورکی بر لب نشاند و پرسید: "تو من را میشناسی پسرجان؟"
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب غریبه چشم درشت |
| نویسنده | محمدعلی گودینی |
| ناشر چاپی | موسسه فرهنگی هنری سیب سرخ نیکان |
| سال انتشار | ۱۴۰۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 74 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-6493-29-1 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی |





















