خودشناسى و خداشناسى از جمله علومى هستند که انسان همیشه در پى آنها بوده است. خودشناسى و خداشناسى اساس و هدف خلقت میباشند. ما به جهان آمدهایم تا خودمان و خداى خود را بشناسیم. خداوند انسان را آفرید تا انسان او را بشناسد.
«من گنجى ناشناخته بودم میخواستم شناخته شوم» (حدیث نبوى)
بهترین راه خداشناسى، تفکر، تعمق و مراقبه است. مدیتیشن یا مراقبه، روش تعمق کردن و شناخت خلقت و خالق هستى است. ما با مدیتیشن خود و خداى خود را میشناسیم.
ما از دانش پر شدهایم، باید خودمان را از دانش خالى کنیم تا پر از معرفت و شناخت شویم.
کسى به دیدار استاد ذن آمده بود تا از ذن بپرسد، ولى بجاى شنیدن، مدام از عقاید خود میگفت، پس از مدتى استاد ذن براى مهمانش چاى ریخت و آنقدر به چاى ریختن ادامه داد تا فنجان مهمان پرشد و چاى از آن سرازیر گشت. سرانجام مهمان طاقت نیاورد و گفت: مگر نمیبینید که فنجان پر شده و دیگر جایى براى چاى ندارد.
استاد ذن پاسخ داد: کاملا درست است، شما هم مانند این فنجان از افکار خودتان لبریز هستید. چطور از من ذن را میخواهید، حال آنکه یک فنجان خالى به من نمیدهید.
آرى چنانچه فنجانمان را خالى کنیم، پر از آگاهى، شناخت و معرفت خواهیم شد. درخواهیم یافت که تنها واقعیت جهان عشق است. در تذکرة الاولیاء آمده: به صحرا شدم، عشق باریده بود و زمین تر شده و چنان که پاى به گل فرو شود به عشق فرو شد.
مدیتیشن خالى شدن و پرشدن است. خالى شدن از تمام عقدهها، افکار، باورها، قضاوتها، ترسها و پر شدن با انرژى خالص الهى، عشق الهى.
تجربه مدیتیشن دو قلب تجربه نور و صوت خداست. شما با خدا مناجات میکنید. با خدا حرف میزنید و خدا هم با شما حرف میزند. آیا تا بحال با خدا حرف زدهاید؟ آیا او با شما حرف زده است؟
بله




















