بیتردید یکیاز بهترین راههایشناخت هر مکتب و شخصیتی، مراجعه بهوابستگان همان مکتب یا کسانی است که از نزدیک، آن واقعه را دیده و خاطرات آنرا بازگو کردهاند. کتاب شرح احوال باب (منشاء پیدایش بهائیت) اشاراتی جامع، مختصر و با سند و مدرک از وقایعظهور فرقهای بنام «بابیّه و بَهائیت» ارائه میدهد.
احوال باب، توسط یکی از شاهدان وقایع اصفهان
یکیاز طُلّاب مدرسةنیماوَرد اصفهان، بهعنوانشاهدِ آنروزهای ظهور باب، در کتابی بنام «الجهاد»، اینطور بیانِ خاطرات مینمایند که:
در چنین زمانی - که پیغمبر صلیاللهعلیهوآله در حدیثی خبر از آن دادهبود در هزار سال و کسری پیش از این- هوای اُلُوهیت بر سر بعضی از مردم افتاد و چون دیدند که اگر در اول امر ادعای الوهیت کنند بجز آنکه مانند مَجانین، سنگسارِ دست اطفال شوند ثمری دیگر نخواهد داشت، پس این ادّعا را به صورتی بروز دادند که وحشتی در آن نباشد و مردم گوشی بهسخن ایشان بدهند که اگر بعضی قبول نکردند بعضی قبول خواهند کرد.
پس دیدند که در میان شیعه معروف است که امام دوازدهم ایشان عجّل اللّه فرجه زنده است و غایب از انظار مردم است و انتظار ظهور او را دارند، پس در میان مردم جلوهدادند که: نایبخاصی از جانب او آمده از برای تربیت کردن مردم از برای ظهور خود او عجّل اللّه فرجه.
پس مردم چندان وحشتی از این ادعا نکردند و بعضی از پی جستجوی این برآمدند که آن نایب خاص کیست و در کجاست.
بنابراین بروز دادند که: او شخصیاست در شیراز، میرزاعلیمحمّد نام، و او است بابامام و عَنقریباست که او مسخّر خواهد کرد جمیع عِباد را و مسلط خواهد شد بر جمیع بلاد.
بله
















