نقد، بررسی و نظرات کتاب هرگز انتظارش را نداشت - شاری لاپنا
خاطره
۱۴۰۴/۱۰/۰۳
30
داستانی جنایی، معمایی، هیجان انگیز. برایدن فراست زنی جوان که زندگی مرفه وآرامی با یه دختر سه ساله وشوهری خوش تیپ دارد. یه روز از مهد دخترشان به سم فراست زنگ میزنن و میگن برایدن نرفته دنبال بچه و سم مجبور میشه کار وجلسهاش رو ول کنه و بره دنبال دخترش کلارا. تمام مدت به برایدن پیام میده وزنگ میزنه ولی جوابی نمیگیره تا میرسه خونه ومیبینه کیف زنش و تلفنش تو خونه است وکامپیوترش هم باز🙄 ولی خودش تو خونه نیست وهرجارو میگرده، برایدن رو پیدا نمیکنه و به پلیس خبر میده و با ورود پلیس رازهای تاریک زیادی از زندگی این زن وشوهر به طاهر همه چی تمام آشکار میشه. نویسنده با فصلهای کوتاه بهم مرتبط و بدون کوچکترین حاشیه نویسی وضربانهای تند و تزریق هیجان زیاد، خواننده رو مشتاق تا اخر داستان میکشونه. رازهایی که یکی یکی رو میشه و تعلیق زیاد و روان بودن داستان بسیار جذابش کرده و از خوندنش نهایت لذت رو میبرید
هیچجوره نمیتونم توصیف کنم میزان اخت شدنم با این کتاب رو..
کتاب بسیار قوی و هیجان انگیزی بود.
همون چیزی که هیچجوره نمیتونی از دستت پایین بذاریش.
به شخصه تونستم قاتل رو حدس بزنم ولی این چیزی رو برای من از ارزشهای کتاب کم نمیکرد.
همچنان تشنهی رسیدن به جواب قطعی و تموم کردن کتاب بودم.
این کتاب برای من مثل بیمار خاموش از الکس مایکلیدیس بود.. کتابی که تا الان از مورد علاقههای قطعیم بوده و حسابی عاشقشم.
ممنون از تیم خوب کتابراه
کتاب بسیار قوی و هیجان انگیزی بود.
همون چیزی که هیچجوره نمیتونی از دستت پایین بذاریش.
به شخصه تونستم قاتل رو حدس بزنم ولی این چیزی رو برای من از ارزشهای کتاب کم نمیکرد.
همچنان تشنهی رسیدن به جواب قطعی و تموم کردن کتاب بودم.
این کتاب برای من مثل بیمار خاموش از الکس مایکلیدیس بود.. کتابی که تا الان از مورد علاقههای قطعیم بوده و حسابی عاشقشم.
ممنون از تیم خوب کتابراه
بهترین و هیجانی ترین کتابی بود ک از نویسنده محبوبم شاری لاپنا خوندم واقعا واقعا لذت بردم وتاآخرین لحظه نتونستم حدس بزنم ک قاتل کی بود واین هیجان منو صدبرابر کرد و ازاول تاآخرکتاب واقعا هیجان و تجربه میکنی برای خوانندگان کتابراه عزیزم پیشنهاد میکنم حتما حتما این کتاب باارزشو مطالعه کنن چون واقعا بینظیره ممنمنم از کتابراه عزیز و دوستداشتنی وتیم پشتیبانی💚💙🤍❤💛
از نظرمن کتاب خیلی خوبی بود ولی شاید نباید انقدر توضیحات اضافه داده میشد یک وقتایی واقعا دلم میخواست برم آخر کتاب و ببینم بالاخره قاتل کیه ولی اصلا تا آخر هم نمیتونید پیش بینی کنید و حدس بزنید قاتل کی میتونه باشه و این شاید نقطه عطف این کتاب باشه شاید همسرش شاید خواهرش شایدم مردهمسایه و یا دوست صمیمی پیج ولی حق برایدن این نبود و دختر کوچولوش که بی مادر شد کلارای سه ساله
کتاب خوبی بود، داستان جذابی داشت و واقعا تا آخر کتاب کشش ماجرا رو حفظ کرد و خسته کننده نشده بود اما یه نقدی به داستان دارم تمام شخصیت های تو کتاب نقاط منفی خیلی پررنگی داشتند و من حقیقتا اینو غیر واقعی حس کردم بهتر بود که توی روند کتاب حداقل یکی یا دو نفر از شخصیت ها سالم و مثبت می بودند و اینکه کمی تعادل رو توی شخصیت پردازی حفظ می کرد
فوق العاده بود هرچی بگم کم گفتم از خوبی این کتاب. به نظرم فریدا مک فادن اسمش فقط با چند تا کتاب اولش که خیلی خوب بود معروف شده ولی این نویسنده هر چی کتاب مینویسه عالیه روند داستان رو جوری پیش برد که واقعا هرلحظه فکرمیکردی هر کدوم از شخصیتهای داستان قاتله ولی تا لحظه آخر قاتل معلوم نبود
کتاب هرگز انتظارش را نداشت، داستانی جنایی معمایی و پر از پیچیدگی های روابط خانوادگی بود داستانی که بیانگر این موضوع بود که واقعا هیچ وقت نمیتوان شناخت کامل و صدرصدی از حتی نزدیک ترین دوستان خود داشت و در این داستان تا آخرین لحظه ها انتظار اینکه چه کسی واقعا قاتل است نامشخص است.
