معرفی و دانلود کتاب نینجاهای جاده چالوس
برای دانلود قانونی کتاب نینجاهای جاده چالوس و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب نینجاهای جاده چالوس
شاید اگر شما هم مادربزرگی به سختگیری، جدیت و بداخلاقی مامانمنیر داشتید، دلتان میخواست آدمفضاییها بیایند و او را بدزدند و با خودشان ببرند. کتاب نینجاهای جاده چالوس نوشتهی لیلا جوشقانی، با قصهی آریو، مادربزرگِ مقرراتی و پدربزرگ بیخیالش، قرار است طی یک مأموریت نینجایی فوق سری و یک دنیا هیجان و ماجراجویی ما را با خودش همراه کند و حسابی بخنداند.
دربارهی کتاب نینجاهای جاده چالوس
نه اینکه آریو مادربزرگش را دوست نداشته باشد یا خدای نکرده فکرهای پلیدی برای اذیتکردن او توی سرش باشد، اما قوانین و دستورها و اخم و دعواهای مامانمنیر تمامی ندارد و آریو را مجبور میکند گاهی وقتها که حسابی کلافه میشود، برای نجات خودش هم شده از شسته شدن و چلانده شدن و پهن شدنِ مغزش زیر آفتاب فرار کند و از آدم فضاییها کمک بخواهد. البته این هم فقط یک بازی است و اصلاً هیچوقت چیز جدیای نبوده... تا وقتی که یکروز آریو بعد از حمام، خیسولیز و با موهای سیخسیخی بیرون میآید و منتظر شنیدن دستورهای همیشگی مامانمنیر میماند: حوله را محکم بپیچ! از جایت تکان نخور! تا یازده بشمار بعد راه برو! بپا آب نچکد روی زمین و... اما هیچکدام از اینها اتفاق نمیافتد! و از همینجا ماجرای کتاب نینجاهای جاده چالوس از لیلا جوشقانی شروع میشود...
به طرز مشکوکی مامانمنیر عوض شده و آریو بهجایش با یک مامانمنیرِ عجیب و غریبِ جدید روبهرو میشود؛ مامانمنیری که نه گیر میدهد، نه اخم میکند، نه دستور میدهد. خیلی خونسرد است، خیلی بیخیال است و جالبتر از همه اینکه شمشیربازی بلد است و شاید تنها بدیاش هم این باشد که آشپزیاش افتضاح است! همینها کافیست تا آریو دلش هُری بریزد پایین و با خودش بگوید یا من دارم خواب میبینم یا واقعاً این کار آدمفضاییهاست.
نسخهی آدم فضایی شدهی مامانمنیر
ماجرا وقتی ترسناکتر میشود که آریو میبیند این مامانمنیرِ تازه، حتی کنار بابااسی هم خوشحال و شاد و خندان نشسته. همان بابااسیای که هیچوقت اعصابش را نداشت و از او و گروه موسیقی اداییاش و هرچیز دیگری که مربوط به او میشد بدش میآمد! حالا توی ماشین زرد کروکیاش نشسته، میخندد، شوخی میکند و انگار نه انگار سالها چشم دیدن شوهرش را نداشته! آنجاست که آریو دیگر مطمئن میشود یک چیزی این وسط درست نیست و کاسهای زیر نیمکاسه است... پای بابااسی، مامانمنیر و حتی گروه نوازندگی اَدایی که همان رفقای کجوکوله و بامزهی بابااسی باشند، به ماجرایی باورنکردنی باز میشود؛ ماجرایی پر پیچوخم مثل پیچهای جاده چالوس، هیجانانگیز مثل میدان شمشیربازی نینجایی و عجیبتر از هر خیالبافیای که آریو تا حالا داشته است...
در کنار همهی این شوخیها و شیطنتها، نینجاهای جاده چالوس حرفهای مهم زیادی هم برای گفتن دارد. لیلا جوشقانی در دل این داستان شگفتانگیز، بدون شعار یا اضافهگویی، یادمان میاندازد که دنیای بچهها پر از تصویر، ترس، خیال و اغراق است؛ دنیایی که در آن اخم یک بزرگتر میتواند تبدیل به هیولا شود و یک شوخی ساده، حکم نجات جان را داشته باشد. کتاب بهخوبی نشان میدهد بچهها همهچیز را میبینند، تحلیل میکنند و برایش داستان میسازند؛ داستانهایی که اگر دیده نشوند، ممکن است آیندهشان را با همان باورهای به جا مانده از ترسهای کودکی، در دنیای حقیقی بسازند... و اگر شنیده شوند، آغوشی امن برای گذر از تجربههای بزرگ و کوچک و تلخ و شیرینِ آن دوران میسازند.
پایان داستان هم درست مثل مسیر جاده چالوس است؛ پرپیچوخم، غیرقابلپیشبینی و پر از لحظههایی که هم میخنداندتان و هم یکدفعه ساکتتان میکند. بدون اینکه چیزی لو برود، فقط همینقدر بدانید که همهچیز آنطور که آریو فکر میکند پیش نمیرود، نینجاها ممکن است از هرجایی که فکرش را نمیکنید سر برسند و قهرمان واقعی کسی است که به احترام تاریکیهایی که پیش رویش قد علم کردهاند، شمشیرش را بکشد.
در این سفر هیجانانگیز، پررمزوراز و خوشمنظره با نینجاهای جاده چالوسِ لیلا جوشقانی از نشر هوپا همراه شوید و حسابی کیف کنید و لذت ببرید.
کتاب نینجاهای جاده چالوس برای شما مناسب است اگر
- یک نوجوان کتابخوانِ اهل ماجراجویی در ردهی سنی 10 تا 14 سال هستید.
- سنتان بیشتر است، اما دلتان یک کتاب نوجوانپسندِ دلزندهکن میخواهد.
- اهل خواندن داستانهای هیجانی، ماجراهای معمایی و روایتهای خندهدارید.
- دنبال یک رمان تصویری پرماجرا با دو عدد مادربزرگ و پدربزرگ بهشدت باحالید.
- از آدم فضایی، ماجراهای اسرارآمیز و شمشیربازی و نینجاها خوشتان میآید.
- خودتان پدربزرگ یا مادربزرگید و برای نوهی دلبندتان دنبال یک کتاب خاطرهانگیز میگردید.
در بخشی از کتاب نینجاهای جاده چالوس میخوانیم
- هی اِسی... باحال شد؟ نه؟ جای این دیری دین دین چی بذارم؟
عمواردشیر که تا آن موقع روی مبل خواب بود، تکان خورد.
من خیلی از آهنگش خوشم آمد ولی بابااسی گفت: «بیا پایین بابا... خیلی هم مزخرف بود!... تو اصلاً هیچی از وزن و قافیه حالیت نیست!»
- وزن و قافیه چیه بابا... این چیزها قدیمی شده... الان خوانندهها حتی شعر هم نمینویسن... مگه ندیدی؟ از خواب پا میشن، میآن استودیو درددل میکنن، میرن خونه... فرداش موزیکشون رکورد دانلود رو میترکونه!
عمواردشیر که دیگر کاملاً بیدار شده بود گفت: «خوب شد از خواب پریدم. داشتم یه خواب ترسناک میدیدم!»
همه با هم گفتیم: «چه خوابی؟»
- خواب میدیدم تو یه جنگلم... یه گراز روی یه صخره وایساده داره آواز میخونه... خدایی خوب گیتار میزد ولی صداش افتضاح بود...
عمودانیال از روی مبل پایین آمد و گفت: «خیارشور!!!»
من که هنوز متوجه منظور عمواردشیر نشده بودم گفتم: «چه خواب باحالی! اصلاً هم ترسناک نبود! گرازه چه آهنگی میخوند؟»
عمواردشیر بعد از یک خمیازهی طولانی گفت: «نمیدونم... شعرش آشنا نبود... فکر کنم همون موقع از خودش درآورده بود... ولی انگار یه تیکهش رو یادش رفته بود، به جاش میگفت دیری دین دین دی دیدی!»
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب نینجاهای جاده چالوس |
| نویسنده | لیلا جوشقانی |
| ناشر چاپی | انتشارات هوپا |
| سال انتشار | ۱۴۰۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 208 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-204-410-7 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان طنز نوجوان، کتابهای کودک 9 تا 12 سال، کتابهای داستان سرگرم کننده کودک، کتابهای داستان و رمان معمایی و ماجراجویانه نوجوان |
















